سینماسینما، حمیدرضا گرشاسبی
«زن و بچه»؛ روایتگری از داستانِ یک فروپاشی. تلاشیِ خانوادهها که از یک بحران آغاز میشود، اما به جایی ختم میشود که دیگر هیچکس نمیداند مقصر کیست. داستانِ واقعی پیش از آغاز فیلم رقم خورده است. از جایی شروع شده که خانواده برای تقویت خود، فریب خورده. خانه را فروختهاند و تبدیل به پولی شده که در بورس دود شده. در نهایت پدر خانواده، مرده. مهناز حالا زنی است جوان با دو بچه که به اجبار به خانه مادرش تبعید شده. او کینه پدر شوهرش را به دوش میکشد. چرا که پدر شوهر، او را قاتل پسر ش می داند. و قرار است به زودی، دستِ مردِ داخلِ زندگیاش نیز رو شود. و قرار است او بماند و خاطره ای از آن که زیر میز میزند و فرار میکند. و وقتی مرگ پسر هم اتفاق میافتد، دیگر چیزی برای از دست دادن نیست. اما نه. دردهای اصلی تازه شروع شده است.
کل فیلم، جنگ تمام عیار یک زن است. زنی که در چند جبهه میجنگد و هیچکدام را نمیبرد. از آنجا که رنج و عذاب زیادی کشیده، اما گلیم خودش را از آب بیرون کشیده، احساس میکند حق است. اما این احساس حق بودن، بزرگترین توهم اوست. او هرگز نپذیرفته که میتواند آدمی ناکافی باشد، ناقص. مهناز در برابر حمید خودش را بهتر از او میداند. آدمی درستتر از او. این احساس به ما هم دست میدهد که زن شخصیت درستتری دارد. اما وقتی گرهها باز میشوند، میفهمیم که حمید هم حق داشته. اگرچه کاری که کرده، به شدت غیراخلاقی و اغراقشده است و ما را از او دور میکند.
جبههی اول جنگ مهناز، ناظم مدرسه است. مردی که نماد جامعه و سیستم است. وقتی مادر ماشینش را به ماشین ناظم میکوبد، انگار دارد به تمام نهادِ جامعه کنترلگر میکوبد. سیستمی که او را وارد خودش کرده، مچالهاش کرده و حالا دیگر رهایش نمیکند. این کوبیدن، یک حرکت است. نه برای پیروزی، برای انتقام. انتقامی که نمیداند از چه کسی باید بگیرد. اما خودِ ناظم هم شکستخورده است. با وجود بغضی که از مادر دارد، حاضر نمیشود در دادگاه علیه او حرف بزند. چون او هم زخمی است، گرفتار. انتخاب ندارد. جبههی دوم، پدرشوهر است. پدرسالاریِ نسلهای گذشته، با تمام سنگینیاش روی شانههای زن نشسته. مردی که باورش شده عروسش قاتل پسرش است. و این باور آنقدر در وجودش ریشه دارد که هیچ حرفی نمیتواند آن را تکان دهد. زن در برابر او، حتی برای دفاع از خودش هم حرفی ندارد. چرا که در این بازی، قاضی همان کسی است که حکم را صادر کرده. جبههی سوم، داماد جدید است. مردی که در لحظه بزنگاه جا میزند. مردی که خیانت میکند و برای خیانت خود توجیه دارد. زن پیشتر از این، اگرچه لغزشهای مرد را دیده، اما از او گذشته است. چون مرد میتواند هر لحظه را تبدیل به لحظهای خوب کند. جبههی چهارم، پسرش است. پسرِ سرکش که پدر را از دست داده و حالا غیرت مردانهاش را با تکان دادن سر به رخ میکشد. پسر، که خودش زودتر از موعد وارد عشق و عاشقی شده، نمیگذارد مادر به خواستهاش برسد. او نمایندهی همان غیرت مردانهای است که زن را در این جامعه له کرده.
فیلم اما نه بر حادثه، که بر همین جنگها پیش میرود. سعید روستایی نشان میدهد که شخصیتها بر اساس تیری که خوردهاند، عمل میکنند. پدرشوهر به دلیل از دست دادن پسرش. شوهر به ظاهر جدید از نکبت زندگی ِ خودش. پسر از نبود پدر. و مادر از همهی اینها. همهچیز در فیلم برای ضربه زدن بر پیکر مادر است. اما این ضربهها، او را نمیشکنند. آگاهش میکنند. نقطهی عطف، مرگ پسر است. مرگی که مثل یک شوک، همهچیز را عوض میکند. مادر که در نیمهی اول فیلم احساس کامل بودن داشت، حالا میفهمد که نه کامل بوده، نه کنترل داشته. مرگ پسر او را وادار میکند به سهم خودش به نابودی و فروپاشی نگاه کند. شاید اگر بیشتر گوش میداد. شاید اگر کمتر جنگ میکرد. اما این آگاهی، دیر میرسد. مثل همیشه.
همهی این آدمها بازندهاند. هیچکدام از هم رضایت ندارند. مهری از خواهرش ناراضی است. مادر از بچهاش. مرد از زنی که قرار است با او ازدواج کند. پدرشوهر از عروسش. همه از هم ناراضیاند. گرچه در یک کلونی با هم زندگی میکنند، اما هیچکدام دیگری را نمیخواهد. و مرگ علییار، این فرصت را به آنها میدهد که از این نارضایتی، کینه و انتقام بسازند. انتقامی که شاید تنها چیزی باشد که آنها را دوباره به هم وصل میکند. ممکن است این ایراد وجود داشته باشد که شخصیتها خیلی ناگهانی تغییر رفتار میدهند. مادر مهناز، زود در برابر داماد جدیدش کنار میآید. در حالی که قبلاً اعلام تنفر از او کرده. ناظم با وجود بغض، حاضر نمیشود علیه مادر در دادگاه حرف بزند. مهری هم زود دلباختهی حمید میشود. این تغییرات ناگهانی، نشانهی زخم آنهاست. زخمهایی که آنها را ضعیف کرده است. همهی این آدمها کاملاً گرفتار و زخمیاند. شکست خوردهاند. زخم آنقدر عمیق است که قدرت تفکر و انتخاب را از آنها گرفته. به همین دلیل است که زود وا میدهند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- زنی گرفتار در ساختاری آسیبزننده/ تحلیل اجتماعی فیلم «زن و بچه»
- درباره «زن و بچه»/ زنی در میانه خشم و خروش و بخشش
- فیلم سینمایی «زن و بچه» به اکران آنلاین رسید
- جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶؛ فهرست بخش کلاسیک اعلام شد/ یک فیلم ایرانی در میان آثار کوتاه
- «ارزش عاطفی»؛ یاد گرفتن دوباره یکدیگر
- «راه دیگهای نیست»؛ خشونت مرهم زخم
- آثار پناهی، مکری و روستایی در بخش غیررقابتی/ «رها» و «چشم بادومی» در مسابقه فیلمهای اول و یونیسف جشنواره هند
- یک انیمیشن در صدر فروش فیلمها/ اکران دو فیلم جدید آغاز شد
- به مناسبت جایزه نوبل ادبیات برای لسلو کراسناهورکایی/ «تانگوی شیطان»؛ باران، باد، زباله
- نگاهی به فیلمسینمایی «زن و بچه»؛ بحرانزدگی
- رقابت کمدیها با یک انیمیشن در سینماها/ هزار و ۱۹۲ میلیارد سهم گیشه فروش فیلم از ابتدای سال ۱۴۰۴
- ۵ نامزد برای معرفی به اسکار اعلام شد
- سینماها در روز ملی سینما چقدر فروختند؟
- «زن و بچه»؛ کوچه پسکوچههای یک فیلمساز
- درباره «زن و بچه»؛ کدام زن؟! کدام بچه؟!
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ آیا فیلمی از ایران شانس رفتن به مسابقه را دارد؟
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت
- «عبور از نمیدانم» در موزه سینما
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ گزارشی از آرای منتقدان فیپرشی/ «مراقب» در صدر جدول افقها
- گذری در جشنواره فیلم ونیز / گزارش تصویری
- نمایش «رومولوس»؛ این رومولوسِ مغموم
- رونمایی از ۶ کتاب درباره فیلمهای شاخص سینمای ایران در موزه سینما
- دو جایزه جشنواره «جامو و کشمیر» به «زیبا صدایم کن» رسید
- فرهادی از رفتن به اسکار باز ماند
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت





