سینماسینما، یاسمن خلیلیفرد
«احساس» محصول سال ۲۰۲۱ انگلستان، فیلمی در ژانر معمایی است با گروه بازیگرانی نه چندان شناختهشده. از محاسن فیلم، پایبندی آن به قواعد و اسلوبهای ژانریاش است؛ بدین معنا که فیلمساز با شناختی نسبی و با رعایت دقیق جزئیات از مشخصههای ژانری درام تخطی نمیکند و از این منظر «احساس» را میتوان فیلمی قابل قبول به لحاظ اجرا، میزانسن و فضاسازی به شمار آورد که تلاش میکند تا با پیچیده کردن مولفههای رواییاش رازآلودگی خود را بیشتر و کاملتر کند.
فیلم کوشیده است تا خود را به المانهای آثار پستمدرن نزدیک کند اما در این کوشش به توفیق چندانی دست نیافته و بیشتر به تقلیدی کورکورانه از آثار موفق پستمدرن نزدیک شده است.
فیلمنامهی «احساس» از منظر پرداخت به جنبههای متافیزیکی و ماورالطبیعهی زیست شخصیتهای اصلی، ناخودآگاه پیچیدگیهایی دارد و بنابراین تماشای آن عمدتاً به آن دسته از مخاطبانی پیشنهاد میشود که فیلمهایی با این سبک و سیاق را میپسندند چرا که ممکن است تماشاگرانی که به این مضامین علاقه ندارند و اساساً به دنبال محتواهایی رئالتر میگردند و یا روایتهای معناگریز را نمیپسندند نتوانند با فیلم ارتباط تنگاتنگی برقرار کنند؛ با این حال به دلیل پارهای ازحفرههای منطق روایی فیلم به رغم تلاشش برای پیچیدهتر کردن خود همچون جعبهی هدیهای پرزرق و برق از آب درآمده که داخلش پوچ است.
اگر خلاصهای از داستان فیلم «احساس» را بخوانیم احتمالاً سوژهی اصلی آن در نگاه اول به نظرمان جذاب و منحصر به فرد خواهد آمد اما فیلم در پرداخت دچار نقصانهاییست که به ضعف کلی آن انجامیده است و شاید نخستین و بزرگ ترین این نقاط ضعف بازیگرانی باشند که نتوانستهاند در اجرای نقشهایشان ماهرانه عمل کنند و بازیهایی خام و ضعیف را ارائه میدهند. این اشکال از منظری کلیتر در شخصیتپردازیهای اثر نیز دیده میشود. درواقع فیلمنامهنویس آن قدر درگیر پرداختن به متن و طرح گرههای فیلمنامه شده است که از پردازش متقاعدکننده شخصیتها بازمانده و بنابراین شخصیتها نمیتوانند همپای درام جلو بروند و از کشمکشهای طراحی شده در فیلمنامه و حتی اجرای قابل قبول کار که به جلوههای بصری نیز وابسته است، عقب میمانند. درواقع فیلم تا حدودی به لحاظ روایت پویاست و از منظر زیباییشناسی و فرم به یک قالب تکنیکی متعادل و قابل قبول دست یافته است؛ قصهی یک خطی کار جذبکننده است اما با پیشروی درام فیلمنامه در گودالهای منطق روایت میافتد و شخصیتها در حد تیپهایی نپرداخته و خام باقی میمانند بنابراین میتوان «احساس» را فیلمی خوشساخت به لحاظ تکنیک و فرم بصری به شمار آورد که پویایی و منطق روایتاش در حد و اندازهی قالب تکنیکی آن نیست و فیلم در تلفیق سوررئالیسم و معناگریزی معماگونهاش به توفیق گستردهای دست نمییابد.
روایت فیلمنامهی «احساس» مرحلهبندی شده است و فیلمنامهنویس میکوشد تا متن را در چارچوبی منظم و مهندسیشده جلو ببرد؛ اما آن قدر موضوع مطرح شده در فیلم پیچیده است که گاهی بیاختیار فیلمنامه دچار خطاهایی میشود و در برخی مراحل افت میکند؛ در واقع فیلمنامه از منظرگاه کلی جالب توجه به نظر میرسد اما شاید تناسبی پویا میان تمام اجزای قصهاش دیده نشود و بتوان آن را متنی چندپاره به شمار آورد. فیلم در نیمهی دومش به ناگاه ضرباهنگ بهتری پیدا میکند و پویایی ریتم آن مخاطب را تا حدودی از کسالت نیمهی اول نجات میدهد. این خوشساختی و خوشآهنگی در پایانبندی درام نیز رعایت شده است و پایان غافلگیرکنندهی «احساس» همسویی متقاعدکننده و منطقی با کلیت فضای آن دارد. پایان سرخوشانه و بیمنطق نمیتوانست گزینهی مناسبی برای خاتمه بخشیدن به فیلمی باشد که فضایش عمدتاً به تاریکی و تلخی میل میکند. بنابراین اگر فیلم را به دو نیمه تقسیم کنیم میتوان نیمهی دوم آن را به لحاظ فیلمنامه و حتی کارگردانی پرقدرتتر و باکششتر به شمار آورد و نیمهی اول آن را ضعیف و کسلکننده با نقصانهای متعدد.
هنگام تماشای فیلم باید به عنصر «زمان» توجه کرد چرا که رشتهی اتصال محکم و غیرقابل گسست زندگی فعلی آدمها با گذشتهای که آنها را در این موقعیت قرار داده است و آیندهای که به واسطهی رویدادهای تنظیم شده توسط گروه آموزشی برای آدمهای قصه رقم میخورد همه و همه مرتبط به زمان هستند.
نکتهی دیگر آن که شاید از نظر مخاطبان عام «احساس» داستانی راحتالحلقوم نداشته باشد و بیش از محتوا، فیلمِ فرمها و جلوههای بصری و بازیهای زمانی و مکانی باشد اما برعکس میتوان در لایههای زیرین این فیلم تو در توی پیچیدهی پستمدرن داستانی خطی را دنبال کرد که با درک آن درخواهیم یافت که این درام آنقدرها هم پیچیده نیست و شاید بیشتر درگیر پیچیدگیهای ظاهری اما نه چندان عمیق شده باشد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- بیضاییخوانی به «کارنامهی بُندارِ بیدخش» رسید
- ارزشمندترین بازیگران زن سینمای ایران بنابر تعداد فیلمهای مؤلف
- «بچهخور»؛ حقیقتی که خلاف جهتِ جهان میدود
- پس از ۴۰ سال؛ «مستر بین» به تئاتر بازمیگردد
- «کاغذ بیخط »؛ فیلمی روشنفکرانه با نگاهی فلسفهگرا
- شکست تام کروز و ایناریتو در اولین روز اکران «داگر»
- درباره «مردی که میخواست سلطان باشد»/ مُردن، بدونِ عاشقی، چه غمانگیز است!
- یادداشتی بر نمایشگاه نقاشیهای انتزاعی حسین اسماعیلی؛ «سوی بیکرانگی» حاصل جوششی خلاقانه است
- افتتاحیه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان / گزارش تصویری
- «بچهخرس» در خانه هنرمندان ایران/ علی غریب «تناسخ…» را روی صحنه میبرد
- «روز چهلم» و «منجمد» در جشنواره فیلم کوتاه تهران
- سه فیلم ایرانی در سی و نهمین جشنواره توکیو
- یادداشتی بر نمایشنامهخوانی «غروب در دیاری غریب»؛ شگفتی از ساز و کار جهان، وقتی عروسکها زبان باز میکنند
- اهدای ششمین نشان عالی خورشید به احمد ضابطی جهرمی
- «کودکی سیزیفوس» بهترین مستند کوتاه خارجی هاریانا شد
- «دگر»؛ فیلمی که در یک صحنه تئاتر میگذرد
- روزشمار جشنواره تورنتو؛ در حال و هوای سینما
- «مادرکیو»؛ بهرهگیری از فانتزی به عنوان زبان اثر
- «سرزمین فرشتهها» نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۷ شد
- تجلیل از اصغر فرهادی در ترکیه
- «پسماند»؛ کابوسی از یک رنج
- «سکس و فلسفه»؛ دلا خو کن به تنهایی
- «توپ سیاه»؛ رکورد شکن گیشه اسپانیا
- جایزه کوروساوا به محمد رسولاف داده میشود
- وودی آلن در اسپانیا فیلم میسازد
- پروانه نمایش «ذوق مرگ» صادر شد
- صورتبندی مبحث سوپراستار در سینمای ایران
- با فروش ۲۶ میلیون دلاری؛ اکران مجدد «انتقامجویان: آخر بازی»، «قلب هیولا» را پشت سر گذاشت
- «نقطه ضعف»؛ سفری از رئالیسم به سوررئالیسم
- نمایش «ژولیت و شاه» و برگزاری نشست «انیمیشن؛ میان هنر و چالش»/ اشکان رهگذر داور بخش «استعدادهای جدید» جشنواره انیمیشن برلین شد





