سینماسینما، نگین کیانفر
صدای من، علیه من؛ کارگردان: ماسیا اومس
فقط یک دقیقه لازم است تا دو ساعت روی صندلی میخکوب شویم.
پنج نفر که صداهایی در سرشان میشنوند یک به یک مقابل دوربین مینشینند و با روانپزشکی که خارج از قاب نشسته و ما تنها صدایش را میشنویم گفتوگو میکنند. هر پنج نفر با شرح جزییات، سن، جنسیت، لحن و شخصیت صداها را شرح میدهند. با صدایی که در سرشان حی و حاضر است حرف میزنند و به دکتر پیام میدهند و ما همزمان شاهد تغییر در حرکات بدن، نگاه و چهرهشان تغییر هستیم.
بیماران زنان و مردان پیر و جوانی هستند که در ظاهر زندگی معمولی، شغل و همسر و فرزندانی دارند. خانمی میگوید بیش از پنج دهه با سه صدایی که در سرش میشنود زندگی کرده است. اکثر صداها پس از ترومایی در کودکی سر و کلهشان پیدا شده و بعد از حضوری طولانی صاحب نام و هویت مشخص شدهاند.
بعضی بیش از یک صدا در سرشان میشنوند. یکی از آنها با گروهی ۱۹ نفره در ارتباط است. بیماری میگوید یکی از صداها فرشته نگهبان اوست درحالیکه دیگری بدجنس و کنترلگر است. مدام در سرش فریاد میزند، دستور میدهد و اگر به حرفش گوش نکند به او فشار میآورد که پرندهاش را خفه کند یا به خودش آسیب بزند. در گوشش تکرار میکند: «هیچکس تو را نمیخواهد، تمامش کن!»
دوربین ماسیا اومس، فقط نظارهگر گفتگوها در اتاق نیست، تکههایی از زندگی معمولی آدمها وقتی به تنهایی در تونل یا در پارک میدوند، به نمایشگاه آثار هنری میروند، به کارهای خانه میپردازند یا بچههایشان را روانه مدرسه میکنند را هم به ما نشان میدهد. در تمام این لحظات آنها کاملا عادی به نظر میرسند، اما چون کارگردان پیش از این روزنهای به دنیای مرموز و پیچیده آنها باز کرده، وقتی یکی از شخصیتها را چاقو در دست میبینیم که مرغها را تکهتکه میکند یا دیگری حیوان خانگیاش را نوازش میکند و دست به سرش میکشد، چنان تعلیق و اضطرابی میسازد که از هر تمهید سینمایی بینیاز است.
اما تاثیرگذارترین بخش فیلم مواجهه روانپزشک با صداهاست. او وجود صداها را به رسمیت میشناسد. از اینرو تلاش نمیکند آنها را دستکم بگیرد یا ساکت کند بلکه از طریق بیمار خودش هم با آنها وارد گفتوگو میشود. سوال میپرسد و زیر بار هر پاسخی هم نمیرود.
شاید فیلم در ابتدا مستندی صرفا آموزشی درباره بیماران اسکیزوفرنیک بنظر برسد، اما روند دراماتیک فیلم، پرداخت سنجیده ایدهها، تدوین خلاق، استفاده هوشمندانه از موسیقی و همنوایی صداها و بیشمار ظرافت صوتی و بصری دیگر تماشای فیلم را به تجربهای نفسگیر و منحصر به فرد تبدیل میکند. تمرکز فیلم بر ریشهیابی و زمینه شکلگیری بیماری یا روش درمان نیست بلکه با نوری که به جهان ناشناخته ذهن انسان میتابد، همدلی عمیقی با بیماران در ما ایجاد میکند. ما هم همراه با روانپزشکان و بیماران و گروه فیلمسازی حضور صداها و شخصیت آنها را باور میکنیم. شخصیت آنها پا به پای بیماران در طول فیلم جان میگیرد چنانچه در تیتراژ پایانی با ذکر نام از آنها هم تشکر میشود.
سینما کواکب؛ کارگردان: مسعود المساد
عنوان قشنگی که توجهم را جلب کرد: «سینما کواکب»، فیلمی در بخش پارادوکس. چند مرد میانسال در سینمای فرسودهای در کوچه پسکوچههای خاکآلود عمان نشستند و سیگار دود میکنند. کارمندان سابق سینمای متروکه و برادران مالک بر سر بازگشایی سینما اختلاف نظر دارند.
قاببندی زیبای نماها، نوری که از پلهها سرازیر شده و لبهاش حضور مرد فرورفته در تاریکی را آشکار میکند، گرد و غبار معلق در فضا و رنگمایه زرد و قهوهای که تصاویر را به گرمی دربرگرفته در همان دقایق اول آدم را متقاعد میکند که سینما فقط محدود به عنوان فیلم نیست و فیلمساز از اولین نماها با بازی رنگ و نور و فضاسازی لحن و بیانی سینمایی به فیلم بخشیده است.
چند فضای مشخص در طول فیلم مدام پدیدار میشوند، اتاقی مملو از حلقههای فیلم زیر خروار خاک، فضای سالن کوچک نمایش با پردههای پاره و صندلیهای پوسیده و در هم شکسته که مامن گربههای بیخانمان است، اتاق دیگری با دیوارهایی پوشیده از بریده روزنامهها که مردها گرد میزی کوچک چای میخورند و سیگار میکشند، زیرپله و سکویی در سایه و ورودی سینما از بالای پلهها که دریچهای به جهان بیرون است. مسعود المساد، کارگردان فیلم با تمرکز بر این جزییات، شیوه تدوین و فاصلهگذاریها در دو جریان موازی ریتمی یکدست و تجربه بصری دلپذیری برای تماشاگر ساخته است.
دنیایی که برای ما به تصویر میکشد در همین سینما و مابین همین اتاقها خلاصه میشود. دنیای داخلی را با مشکلات متعدد بازسازی این فضای مخروبه معرفی میکند و دنیای خارج را یا از طریق به نمایش درآوردن گزیدهای از فیلمهای آرشیوی از تاریخ معاصر نشانمان میدهد و یا از ورودی سینما کواکب به نظاره مینشینیم. قاب زیبایی که کارگردان فیلم، بالای پلهها بسته منظر ما به جهان معاصر است. خیابان را میبینم، جریان روزانه زندگی، گربههای آوارهای که پی غذا میچرخند، رژه نظامیان و تظاهرکنندگان پلاکارد در دست که شعار میدهند و به تدریج بیشتر و بیشتر میشوند.
در واقع درام بدون هیچ تاکید آشکاری در دو ساحت گسترش مییاید. فیلم به جای اینکه ما را به دنبال خود به بیرون و اتفاقات سیاسی بکشاند پنجرهای مقابلمان گشوده که مانند ابو راغب، شخصیت اصلی فیلم شاهد تحولات بیرون باشیم. چندین بار صدای کارگردان را خارج از قاب میشنویم که به ابو راغب میگوید چطور بایستد و کدام سمت را نگاه کند. حتی از او میپرسد پیروزی را میبینی؟ اما ما را در زاویه نگاهمان آزاد گذاشته، تا این حد که برای فیلم هم دو پایان در نظر گرفته تا هر کدام را که دوست داریم انتخاب کنیم.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- کن ۲۰۲۶، از پرده تا پیادهرو
- «اورول، ۵=۲+۲»؛ دو ساعت شعار و موعظه سیاسی
- جریان نوی مستندهای کره جنوبی؛ فراتر از ملتها، فراتر از سیاست
- «بوم ایرانی»؛ سفر نزدیک است
- برای آرش کوردسالی/ «نفت» از آن سوی «دیوار»
- نگین کیانفر: ناصر ممدوح از هویت و باورپذیری صدای خود مراقبت کرد
- محمد شکیبانیا رئیس سیزدهمین جشن مستقل سینمای مستند شد
- گفتوگو با محمد مقدم درباره سینمای مستند/ فیلم مستند، جهانی است ساختگی؟
- در بخش ۱۰ فیلم برتر؛ «کلوزآپ» عباس کیارستمی در جشنواره ایدفا اکران میشود
- نشان عالی خورشید به ارد عطارپور اهدا شد
- ۶ مستند از ایران به جشنواره ایدفا دعوت شدند
- جشن مستقل سینمای مستند افتتاح شد؛ سینمای مستند از جامعه عقب نیست/ مراقب باشید جشن، جشنواره نشود
- با حکم رئیس سازمان سینمایی؛ اعضای شورای سیاستگذاری شانزدهمین جشنواره سینماحقیقت معرفی شدند
- دو فیلم از اردوان زینی سوق در روسیه/ سه مستند ایرانی در جشنواره یکاترینبرگ نمایش داده میشود
- بازگشت جوایز فنی به بخش مسابقه ملی سینماحقیقت
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
آخرین ها
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟





