سینماسینما، یاسمن خلیلیفرد
«ابر بارانش گرفته» به سبک و سیاق دیگر فیلم های مجید برزگر ساخته شده است. فیلمی با ریتمی کند و کش آمده که دیر آغاز می شود و در اوج به پایان می رسد.
فیلم ایده مرکزی جالبی دارد. روش برخورد سارا با بیماران رو به مرگش انتخاب جسورانه ای است. زن، به کاری که انجام می دهد باور دارد و خود را فرشته نگهبان بیمارانش می داند اما پس از سفری که برای پرستاری از یک پیرمرد مرگ مغزی به او محول میشود دیدگاه او نسبت به پدیده ی مرگ و اتانازی بیماران تغییر می کند.
شاید بهتر آن بود که برزگر با حذف بسیاری از حواشی و مقدمه ها یک راست به سراغ موضوع اصلی فیلمش می رفت. به زعم نگارنده، صحنه هایی چون شام خوردن زن و شوهر یا اصلاً مکالمات آن دو هیچ کمکی به فیلم نمی کند. حتا صحنه های گردهمایی پرستاران در غذاخوری بیمارستان نیز زائد و قابل حذف به نظر می رسند. شاید بهتر آن بود که رویکرد روان کاوانه و تا حدودی توصیف گر فیلم در ابتدا خیلی زودتر جای خود را به اتفاق و حادثه می دادند و موقعیت های دراماتیک بسیار زودتر از آنچه می بینیم به قصه تبدیل می شدند. در آن صورت، فیلم به ضرباهنگ درست تری دست می یافت و می توانست تعلیق هایش را در جای مناسب قرار دهد.
«ابر بارانش گرفته» همچون «پرویز» فیلمی شخصیت محور است و طبعاً درونیات آدم های قصه می توانند دلالتگر علل انتخابها، رفتارها و انگیزه هایشان باشند؛ به همین جهت روابط شخصیت اصلی فیلم – سارا- با دیگر شخصیت ها مهم و پیش برنده است. از به جاترین و درست ترین روابط فیلم می توان به رابطه سارا با آریا (نوه شخص رو به موت) اشاره کرد. این رابطه واقعاً درآمده و می تواند بخش هایی از هر دو کاراکتر را تعریف کرده و به تکامل برساند.
نهنگ صورتی که دیدن آن به نحوی رویای همیشگی پدربزرگ بوده و از نگاهی دیگر عامل فرو رفتن او به اغما، یک انتخاب هوشمندانه است و نوعی زنجیره ی ارتباطی میان سارا با پیرمرد. فیلمساز از اشیا در فیلم خود به درستی بهره می گیرد؛ درواقع اشیا رابط دنیای زندگان و مردگان اند و برخی صحنهها اگرچه تاحدودی با بافت رئالیستی فیلم در تضاد به نظر می رسند اما درنهایت موتور محرکی هستند برای ادراکِ بهتر درام از سوی مخاطب.
پیرنگ «ابر بارانش گرفته» بی تردید می توانست پیچیدگی های بیشتری داشته باشد یا دست کم داستان های فرعی مهمی فیلم را از یکنواختی و بی داستانی اش نجات دهند. در شرایط فعلی اما، «ابر بارانش گرفته» سر و گردنی پایین تر از ساخته های قبلی مجید برزگر خصوصاً «پرویز» قرار می گیرد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- قانون هست، اما نیست/ نگاهی به جایگاه قانون در فیلمهای جشنواره سیوهشتم فجر
- اسلوب غلط از درک واقعیت عاجز است/ درباره داوری فیلم
- نمایه/ جشنواره و حاشیه و دامها!
- نگاهی به بهترین های جشنواره/ پیروزی جوانها بر پیشکسوتها!
- من از «از دست دادن» میآیم وطنم/ نگاهی به فیلم «روز صفر»
- یورش سنگین برنامه هفت علیه جشنواره فیلم فجر + ویدئو
- آن سه کام حبس لعنتی/ نگاهی به فیلم سه کام حبس
- نگاهی به فیلم عنکبوت/ همه چیز در سطح
- گفتوگو با مجید مجیدی/ نباید فضا را خشن کنیم
- ای کاش قضاوتی در کار بود/ یادداشتی درباره «قصیده گاو سفید»
- گرمتر بتاب/ یادداشتی درباره «خورشید» مجید مجیدی
- چرا این همه خشم؟! به بهانه میزهای مستطیل شکل جشنواره فجر
- بیمها و امیدها
- واکنش فرشته طائرپور به عدم حضور عوامل فیلم روز صفر در اختتامیه
- گزارش مردم گریز
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال





