همه باهم می زنند زیر خنده، زنها حتی بلندتر از مردها. مجری با صدای بلند می گوید: «خانم ها که فقط کارشون خریده…» و چند جمله بعد: «آخ آخ امان از این خانم ها که فقط غرمی زنن…» رو به میهمان بعدی برنامه: «آقا شغلش چیه؟ خانم هم که معلومه خانه دار و…» و چند لحظه بعد: «خانم ها که فقط غیبت می کنن…» و «خانم ها هم که ماشالله باید یک جمله رو ۱۰ بار براشون بگی.» بازهم صدای خنده حضار و بازهم خانم ها بلندتر از آقایان.
فضای خنده و شوخی داغ است. در اینستاگرام، توئیترو تلگرام و همان ها که این روزها شبکه اجتماعی می نامیم شان. شوخی های جنسی و جنسیتی گوی سبقت را از بقیه شوخی ها ربوده. اصلاً به نظر می رسد خیلی ها در به در دنبال این گزاره ها هستند که بنشینند و بخوانند و تعریف کنند و غش غش بخندند. هرچه رکیک تر بامزه تر، هر چه وقیح تر باحال تر. گاهی دخترها پیشتازترند. چرا باید عقب بیفتند از گفتمان مسلط مردانه؟ چرا باید کم بیاورند وقتی می توانند با جسارت بیشتری شوخی جنسی و جنسیتی کنند و کلمات جنسیت زده به کار ببرند؟ گاهی جملات شان شوکه ات می کنند و از خودت می پرسی چرا؟ این همه رکیک بودن برای چه؟
بارها این جمله را شنیده ایم که خشونت فقط خشونت فیزیکی نیست، خشونت زبانی هم هست. پس چرا آنقدر دست کمش می گیریم؟ چرا این همه در طول روز از واژه های جنسیت زده استفاده می کنیم؟ در گفت و گوهای دورهمی، در سینما و تلویزیون، در خیابان و…آیا صدا و سیما شگرد بهتری برای جذب مخاطب در آستین ندارد؟
زبان امری اجتماعی است و نمی توان نسبت به تاثیرات مهم و بازتاب های مکرر آن در جامعه بی تفاوت ماند. آیا کلمات و جملات خشونت زده به بازتولید خشونت نمی انجامند؟ چرا خود زنان هم با وجود دانستن این ها باز هم با هر چیزی شوخی می کنند؛ با تجاوز، آزارجنسی، متلک و آزار کلامی و… چرا؟ چرا آنها به شوخی های جنسیتی بلندتر از مردها می خندند؟ آیا همه این ها به فضای پر خشونت دامن نمی زند؟ خشونت خاموش.
تقلید از شوخی های کوچه بازاری مردانه
تقلید از زبان مردانه مرسوم، استفاده از شوخی های کوچه و بازاری در فضای مجازی نشانه چیست؟ آیا تقلید و استفاده از این واژه ها راهی برای برابری خواهی است یا عقب نماندن از قافله مردسالاری؟
پردیس عامری، پژوهشگر اجتماعی و نویسنده کتاب «زبان و جنسیت» در گفت و گو با «ایران »در این باره می گوید: «تقلید از زبان مردانه، شامل شوخی ها، الفاظ، گاهی فحش های کوچه و خیابانی، حرکتی در راستای جنسیت زدایی و برابری نیست. چراکه ساختاری که از زبان موجود می شناسیم به طور کلی «مردساخته» است و هر مقابله به مثل و یا تقلیدی از این موارد، دویدن در زمین سلطه تاریخمند جنسیتی به شمار می آید، نه اقدامی رهایی بخش.»
عامری با تاکید بر اینکه این روزها خیلی از زنان از الفاظ جنسی بویژه در فضاهای مجازی استفاده می کنند، تاکید می کند: «بنابه نتایج پژوهش ها، تبعیض های حقیقی در جامعه و کلیشه های تبعیض آمیز جنسیتی در فرهنگ، زمانی رفع می شوند که مبانی فکری افراد جامعه تغییر کرده باشد. یکی از شیوه های تشخیص اصلاح یا جمود فکری جامعه نیز تحلیل زبانی است. از این رو یکی از وظایف و فعالیت های جدی فعالان زن، بویژه در دوره پست مدرن، تحلیل عملکرد زبان جنسیت گراست. براساس پژوهش ها، موارد مختلف نمایش فرودستی زنان در زبان، مورد توجه قرار گرفته. واژه هایی که عامل به حاشیه رانده شدن زنان معرفی شده اند. مثل واژ ه های مردانه ای که برای مخاطب قرار دادن عموم به کار می روند تا واژگان جنسیتی شده و الفاظی که تمرکز بر جنس زن یا بخش هایی از بدن زنان با کاربرد نهانی تحقیر، تمسخر، کم ارزش انگاری و… دارند.»
به گفته او زبان جنسیت زده و مردساخته، نیازمند شالوده شکنی به صورت کاملاً علمی و نه برمبنای برداشت شخصی ماست و تنها با این شیوه، می توان از زبانی که کارکرد بازتولید تبعیض و خشونت جنسی- جنسیتی نداشته باشد، استفاده کرد، نه تقابل با روش های مردانه و یا همان زبان مردسالارانه و مردساخته.
ژرف تر شدن خشونت های کلامی در جامعه
«شوخی های جنسیتی و طنزهای موجود جنسی معمولاً «مرد محورند »و در واقع به خاطر سلطه مردسالاری و سلطه مردمحوری در فرهنگ ما رسوخ کرده اند. زنان و دختران ما که ناخودآگاه فهمیده اند ارزش مسلط جامعه چیست، می خواهند با این ارزش های مسلط همنوایی کنند و بگویند از قدرت مسلط جامعه دور نیستند.» این ها گفته های محمدتقی کرمی، دانشیار گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه در گفت و گو با ماست. او معتقد است خیلی از زنان و دختران برای عقب نیفتادن از فرهنگ مسلط جامعه، با شوخی های رکیک جنسیتی همراه می شوند و همنوایی می کنند.
او در ادامه می گوید: «این دختران گاهی با خود می گویند اگر مردی می تواند با شوخی های جنسی، دوستانش را به چالش بکشاند، من هم می توانم همین کار را بکنم و برای همین در شبکه های مجازی شاهد موجی از این گونه شوخی های جنسی و جنسیتی از سوی زنان هستیم. جریان آکادمیک هم هرچند در بعد نظری، مردسالاری را به چالش می کشد اما در عینیت و در فرهنگ توده این کار را نمی کند و تحت تاثیر هژمونی فرهنگ امریکایی که بر فضای مجازی مسلط شده راه دیگری می رود. اگر دقیق تر نگاه کنید، خشونت های کلامی این گونه عمیق ترو پیچیده تر شده است. یعنی هر چقدر گفتمان های انتقادی قوی ترعمل می کنند، خشونت ها و الگوهای آن هم به ساختارهای ژرف تررفته و پیچیده ترمی شوند.»
او برای حرف هایش مثال هم می آورد: «به عنوان مثال برنامه دورهمی که همین چند وقت پیش از تلویزیون پخش می شد تحت تاثیر همین خشونت های جنسی و جنسیتی بود. در این برنامه وقتی یک شوخی جنسیتی می شد، خانم ها بیشتر و بلندتر از مردها می خندیدند که این مساله در جامعه شناسی مخاطب، بسیار مهم است. چراکه خانم ها برای اینکه از این شوخی ها لذت می برند به آنها نمی خندند بلکه می خندند تا بگویند ما نکته این شوخی ها را گرفته ایم و از قافله عقب نیستیم. شوخی هایی که بارها در فیلم های سینمایی هم تکرار می شود؛ حتی گاهی موقع پخش این شوخی ها می توان اخم و خجالت را در چهره مردان دید اما صدای خنده بلند زنان در این میان همیشه جلب توجه می کند که نیاز به تحلیل و تامل جدی دارد. معلوم نیست چه اتفاقی در ساختارهای زبانی و فرهنگی جامعه در حال شکل گیری است، اما نتیجه اش این رفتارهاست.»
قصدمان فقط شوخی است!
وقتی در فضای مجازی به این شوخی ها انتقاد می شود و از این افراد خواسته می شود با مسائل مهم شوخی نکنند یا از کلمات جنسیت زده استفاده نکنند، آنها در پاسخ می گویند که حق دارند با همه چیز شوخی کنند. محمد تقی کرمی در پاسخ به این سوال که آیا می توان با این مسائل بویژه موضوعاتی که مورد نفرت عمومی است، شوخی کرد، می گوید: «اساس طنز برای به چالش کشیدن قدرت است و از این منظر می توان با هر چیزی شوخی کرد. مهم این است که هدف ما انسانی باشد. شوخی که هدفش نقد، انتقاد و اصلاح طلبی نیست، اساساً شوخی نیست و در هیچ چارچوب معرفتی پذیرفته شده ای نیست. شوخی که بازتولید روابط قدرت باشد، هیچ مشروعیتی ندارد. این فضای «شوخی برای شوخی» در فضای طنز فعلی جامعه ما معنایی ندارد و بیشتر شبیه هجو است.»
وی از این خشونت ها با عنوان خشونت های نمادین، خشونت های احساسی وعاطفی و خشونت خاموش نام می برد: «درخشونت های شخصی، معمولاً رفتار تحقیرآمیز وجود دارد و اکثر آدم ها به این خشونت ها واکنش نشان می دهند، چون سویه شخصی مشخص دارند اما در خشونت های کلامی چون سویه شخصی وجود ندارد، معمولاً آدم ها نسبت به آن ناراحت نمی شوند و واکنش مستقیم نشان نمی دهند، اما معنایش این نیست که افراد جامعه را تهدید نمی کند. به این معنا خشونت های خاموش با پنبه سر می برند.»
چرا به خشونت های زبانی بی تفاوتیم؟
«تاکنون تحقیقاتی با محور «زبانشناسی جنسیت» در زبان فارسی کمتر انجام شده و بیشتر به کاربردهای زبانی مختلف برای جنس و جنسیت تمرکز شده و کار منسجمی در این باره انجام نشده و یا مورد توجه قرار نگرفته است.» این ها را پردیس عامری می گوید و اضافه می کند: «مطابق دیدگاه پست مدرن، از طریق معکوس کردن پیش فرض های بنیادین، می توان فضا را برای پیش فرض هایی که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته اند، آماده کرد. پس شالوده شکنی در حقیقت، شیوه غلبه بر تحکم تاریخمند یک ایده و تفکر است که اینجا می توان به تسلط مردسالارانه نهان و آشکار در زبان اشاره کرد. اگر نگران تبعیض های اجتماعی و جنسیتی هستیم، لازم است به گفتمان عمومی دقت کنیم و موضوعات بحث انگیز و پیچیده را از منظرهای گوناگون موشکافی و واکاوی کنیم تا در نهایت افراد نسبت به پیش فرض های خود که بصورت خواسته و ناخواسته، تحت تسلط فرهنگ مردسالارانه و ترویج «دیگربودگی» و فرودست انگاری جنسی است، مردد شوند. از آنجا که در شالوده شکنی زبانی، افراد مشاهده گر اندیشه خود هستند، بنابراین امکان ایجاد تحول در یک ایده و اندیشه و بسط و گسترش این تحول به جامعه، ایجاد می شود.»
کرمی هم با تاکید بر اینکه در همه دنیا فضای زردی که رسانه های رسمی و غیررسمی تولید می کنند مشکلات زبانی را ترویج می کنند، می گوید: «این رسانه ها می کوشند فضا را مردانه و زنانه کنند و از خانم ها خنده بگیرند اما اینکه چرا این بحث از سطح نخبگان به سطح توده ها نمی آید جای سوال است. به عنوان مثال بخش مهمی از سینمای پرفروش ما ازهمین خشونتهای جنسی و کلامی استفاده می کند، به اصطلاح کارگردان ها، سناریونویس ها و طنزپردازها که انتظار داریم از طبقه نخبه جامعه باشند هم برای جذب مخاطب ازکلیشه های جنسی و جنسیتی استفاده می کنند. یعنی من استاد دانشگاه و کارگردان، ممکن است در کلاس درس و حوزه کاری خودم این حرفها را بزنم اما در فضای فرهنگی آنها را بازتولید می کنم. این به این معنا است که هنوز نخبگان ما به این رهایی بخشی اعتقاد ندارند. چون من استاد دانشگاه وقتی یک طنز جنسیت زده می بینم باید به آن واکنش نشان دهم، بیانیه بدهم، نقدش کنم، برایش کمپین تشکیل دهم تا این بحثها و نقدها از سطح دانشگاه به جامعه هم برسد.»
حتماً شنیده اید که بعضی از آقایان روز زن، برای دوست و همکارشان کادو می گیرند؛ لابد تا مدت ها می شود به این شوخی خندید و دهان به دهان از این دورهمی به آن دورهمی تعریف کرد. حتماً شنیده اید که رفتار خیلی از راننده ها نسبت به یک راننده زن فرق دارد تا یک راننده هم جنس؛ به راننده مرد می شود راه داد، اگر اشتباهی کرد می شود ندید اما در مورد راننده زن قضیه فرق می کند. باید حالش را گرفت، باید آخرین متلکی را که همین دیروز یاد گرفته ای توی صورتش داد بزنی و تکرار کنی. طوری که همه راننده های دور و بر بخندند؛ «برو بشین پشت ماشین لباسشویی» دیگر تکراری شده و باحال نیست. آدم باید به روز باشد. جوک باید دست اول باشد، باید خنده دار باشد، باید بشود از یک برنامه میلیونی تکرارش کرد؛ طوری که زنان هم غش غش بخندند.

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- مهران مدیری، دُبی، علی کریمی و باقی ماجرا
- شبکه نسیم فعلا کنداکتورش را بدون «دورهمی» بست
- نسیم سرد تابستانی/ درباره برنامههای شبکه «نسیم»
- از لوگو تا تیتراژ/ نکاتی درباره مسابقه «دورهمی»
- زمان پخش مسابقه «دورهمی» مشخص شد
- اختلال در سایت آزمون مسابقه «دورهمی»
- روزنامه جام جم : «دورهمی» دیگر آن برنامه جذاب و تاثیرگذار سابق نیست
- مهران مدیری خبر داد/ ۲۰ قسمت از فصل ۴ «دورهمی» باقی مانده است
- «دورهمی» و «عصر جدید» در صدر نظرسنجیهای مرکز تحقیقات صداوسیما
- توضیحات مهران مدیری درباره موزه دورهمی و ادامه تولید این برنامه/ حراج مجازی
- همکاری مهران مدیری با یک فروشگاه زنجیرهای/ خبرهایی از فصل پنجم «دورهمی» و فصل دوم «هیولا»
- فراستی را رها کنید؛ سیستم باید اصلاح شود/ به بهانه جنجال حضور مسعود فراستی و صحبتهایش در «دورهمی»
- درباره حضور حاشیه ساز مسعود فراستی در برنامه «دورهمی»
- مهمان تکراری داریم، چه مهمانی!/ به اوج رسیدن مهمانان تکراری در قسمتهای اخیر دورهمی
- برنامههایی که تحت الشعاع «پایتخت ۶» از نقد بازماندند/ از قلم افتادهها
نظرات شما
پربازدیدترین ها
- معضل پایان باز/ نگاهی به فیلم «شب طلایی»
- «در سرزمین برادران» در فرانسه اکران میشود
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- چهره تلخ عشق یک سویه/ نگاهی به فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»
- نگاهی به فیلم «دختر، پدر، دختر» ساخته پناهبرخدا رضایی/ آنچه میبینید، همان است که میبینید!
آخرین ها
- «روزی روزگاری در هالیوود۲» در نتفلیکس با کارگردانی دیوید فینچر
- ۲ میلیون تماشاگر طی ۵ هفته؛ آیا گیشه سینماها در اکران نوروزی ناکام ماند؟
- الهه نوبخت آثار جشنواره سوئیسی را داوری میکند
- موفقیت پویش «۱۰۰۱ امید» در آزادی ۱۲۵۴ زندانی جرایم غیرعمد
- انتشار فراخوان پانزدهمین دوره جوایز ایسفا
- مونا فرجاد با «کتابخانه نیمهشب» روی صحنه میرود
- اکران یک فیلم اقتباسی؛ «هنری جانسونِ» دیوید ممت روی پرده میرود
- نقدی علمی بر عملکرد صدا و سیما
- درنگی بر خارج از متنِ «هامون»/ مهم است این چیزها را بدانیم؟
- تازهترین خبرها از جشنواره/ کدام فیلم جشنواره کن را افتتاح میکند؟
- دیدار و گردهمایی بزرگ پخشکنندگان آثار هنر و تجربه در جشنواره کن
- به کارگردانی گرتا گرویگ؛ مذاکره مریل استریپ برای نقش اصلانِ «نارنیا»
- مرگ بازیگر سرشناس هالیوود؛ وال کیلمر درگذشت
- خبرهایی از «جزیره آزاد» و «ذرات آشوب»
- «موسی کلیمالله»؛ دومین فیلم پرفروش اکران نوروزی
- «در سرزمین برادران» در فرانسه اکران میشود
- رکوردشکنی «پایتخت ۷» در تلوبیون؛ ۳۳۰ میلیون دقیقه تماشا و ۶۶۰ هزار کاربر همزمان
- فوت بازیگر آمریکایی؛ ریچارد چمبرلین درگذشت
- بزرگداشت رخشان بنیاعتماد برگزار شد
- نگاهی به فیلم عزیز؛ فیلمی قابل احترام
- عیدی ویژه همراه اول بهمناسبت عید فطر
- پرفروشهای سینما در هفته اول نوروز/ هیچ کدام از فیلمهای نوروزی، یک میلیون تماشاگر نداشتند
- آکادمی اسکار عذرخواهی کرد
- «میراث» در جشنواره هاتداکس رقابت میکند
- تازهترین ساخته هادی محقق به چین میرود/ اولین حضور جهانی «دِرنو» در جشنواره پکن
- یک جایزه برای آیدا پناهنده؛ جشنواره فرانسوی به «در انتهای شب» جایزه داد
- یک واکنش دیرهنگام؛ بیانیه آکادمی داوری در پی خشونت علیه برنده اسکار
- پس از ۴ دهه برگزاری در یوتا؛ جشنواره ساندنس به کلرادو میرود
- فرشته سقوط کرده/ نگاهی به فیلمنامه «هیات منصفه شماره ۲» با بررسی عناصر مشترک درامهای دادگاهی
- «داستان سلیمان»؛ یک داستان واقعی از هزاران پناهجوی جهان
متاسفانه در کنار هزاران خط قرمز برنامه های صدا و سیما تنها خط قرمزی که وجود ندارد خط قرمز جنسیتی است