سینماسینما، سحر عصرآزاد
انتشار فهرست فیلمهای حاضر در بخش رقابتی و غیر رقابتی جشنواره سی و پنجم فجر که برآیند نگاه و نظر هیئت انتخاب و مدیران جشنواره است، امسال نیز مانند سال های قبل واکنش هایی را در پی داشت. واکنش ها و نقد و نظراتی که همچنان ادامه دارد و خبرساز است.
هرچند این روند، اتفاق جدیدی نیست و هر سال شاهد چنین مواجهه هایی هستیم اما در حدفاصل واکنش های دو سویه به این موقعیت؛ یعنی اعتراض غایبان از یک سو و دفاعیه مدیران از سویی دیگر – آنهم با این جمله کلیدی؛ هر جشنواره ای برآیند نظر و سلیقه عده ای معدود است – می توان یک سویه سوم را مورد توجه قرار داد.
این سویه سوم، پرداختن به وجوه کیفی فیلم های جامانده از جشنواره است؛ فیلم هایی که دیده شده اند و ذکر ویژگی های آنها چه بسا بتواند پاسخگوی پرسش های به وجود آمده درباره چرایی حذف و غیبت شان در جشنواره امسال باشد.
در واقع این نوع نگاهِ کیفی، می تواند تیتر این مطلب را به عنوان توصیه زیرپوستی مدیران جشنواره خطاب به مخاطبان فیلم ها طرح کند، توصیه ای که بدون ذکر دلیل مخاطبان را از تماشای یک سری از فیلم ها نهی می کند؛ (این فیلم ها را نباید ببینید!)
نهایتاً اینکه مروری کوتاه بر برخی فیلم هایی که نباید در جشنواره فجر سی و پنجم ببینیم، می تواند به این گزاره بینجامد که قرار است در جشنواره با فیلم هایی بهتر؛ به جهت کیفیت، مضمون و ساختار سینمایی مواجه شویم که حداقل از وجه استانداردهای سینمایی قابل قبول باشند که … امیدواریم این گونه باشد!

در میان فیلم های جامانده، «کاناپه» کیانوش عیاری حکایت دیگری دارد و می توان به پشتوانه چندین دهه فیلمسازی و سبک و سیاق شخصی که او در طول سالیان به آن رسیده و البته دغدغه ها و عِرق وصف ناپذیرش به سینما، فیلمسازی، مخاطب و رئالیسم، ندیده نسبت به عدم حضور این فیلمدر جشنواره امسال معترض بود.
عیاری از معدود فیلمسازانی است که بدون موج سواری همواره جریان سازی کرده است. در مقابل تلاشی که همواره برای کمرنگ کردن سینمای شخصی این فیلمساز صورت گرفته، او همواره کار خودش را کرده، فیلمش را ساخته و بدون توقف و درجا زدن پیش رفته است. کارگردانی که سریال هایی برای تلویزیون ساخته که هنوز هم آبروی رسانه ملی را می خرد و می توان بارها آنها را تماشا کرد و از نمایش واقعیت و روزمرگی با نگاه عریان او لذت برد.
این بار هم فیلمساز پرسابقه ما با پذیرش ریسک و عواقب تصمیم جسورانه ای که گرفته، خود را در معرض نقد و نظر و حذف قرار داده تا همچنان جریان سازِ بی ادعایِ روزگار ما باشد و تأثیرگذاری یک سینماگر را در جامعه و بر جامعه به رخ بکشد. واقعیت این است که کیانوش عیاری از سینمای ایران حذف ناشدنی است و حضور و عدم حضور فیلمش، نه برای او بلکه برای جشنواره فجر، معیار عیارسنجی است.
«کارت پرواز» مهدی رحمانی یکی از جسورانه ترین فیلم های ایرانی است که در سال های اخیر ساخته شده و البته این تنها ویژگی فیلم نیست. چراکه فیلم اهمیت اصلی خود را از زاویه نگاهی می گیرد که فیلمساز برای به تصویر کشیدن یک معضل اجتماعی مبتلابهِ دردناک انتخاب کرده است.
فیلم یک صبح تا شب دختر و پسری جوان و ناگزیر را ترسیم می کند که هر یک به دلایلی مخصوص به خود، تن داده اند به بلعیدن و ترانزیت مواد مخدر که موضوعی مستند، ملتهب و متأسفانه به شهادت آمار، باب شده است.
فیلم به خوبی با توزیع اطلاعات در روندی تدریجی مخاطب را با نقاط عطف زندگی هر یک از شخصیت ها در همین فاصله زمانی کوتاه همراه می کند و بیش از هر چیز ناچاری آنها را برای مخاطب باورپذیر و ملموس می کند.
حضور محمدعلی نجفی، اصغر رفیعی جم، شیرین یزدان بخش و طلا معتضدی در نقش کاراکترهای فرعی که هر کدام یک سکانس فرصت حضور دارند، جذابیت توأم با تازگی این کاراکترها را بیش از پیش به رخ کشیده و هوشمندی فیلمساز را در کنار هم قرار دادن این ترکیب بازیگران برجسته می کند. بخصوص وقتی پرسه های شبانه زوج طلایی ندا جبرائیلی و منصور شهبازی در نقش این دو جوان به انتها رسیده، تبدیل به گام های سرد و سنگین فیلم در ذهن مخاطبی می شود که فیلم تا مدتها رهایش نمی کند.

«گیلدا» کیوان علیمحمدی و امید بنکدار فیلمی قصه گو با تکیه بر سبک و سیاق و فرمی است که این دو فیلمساز از سینمای کوتاه تا مستند و بلند پیگیری می کنند. فیلمی که یک بازیگر زن را در چندین موقعیت دراماتیک با محوریت یک رستوران به تصویر می کشد و با کنار هم قرار دادن این موقعیت ها سفری از گذشته به حال، سنت به مدرنیته، ماورا به واقعیت، سیاست تا خیانت و حتی نسبت عرف با فردیت دارد.
نکته اینجاست که این دو فیلمساز فیلم به فیلم و در مواجهه با بازخورد مخاطب تلاش کرده اند وجوه دراماتیک آثار خود را قوام بخشیده و در کنار توجه به فرم و ساختار و بازآفرینی دغدغه های هنری خود در قالب فیلمسازی، قصه هایی جذاب تر و سر و شکل دارتر را برای مخاطب روایت کنند.
حضور مهناز افشار در نقش اصلی همه اپیزودها و مواجهه او با بازیگرانی غیر قابل انتظار در قالب کاراکترهایی چالش برانگیز نیز از ویژگی های فیلم است که در کنار نگاه دقیق و وسواس گون کارگردانان اثر به وجوه فنی، یک گام رو به جلو برای آنها محسوب می شود

«یه وا» آناهید آباد یک بار دیگر به مخاطب یادآوری می کند که تماشای فیلمی که با نگاهی هویت مند به اجتماع، فرهنگ، روابط و مناسباتی اصیل و شناسنامه دار می پردازد، چه تجربه لذت بخشی است.
فیلم قصه ازلی ابدی یک زن را که می خواهد برای فرزندش مادری کند و با موانعی که سرراهش قرار دارد مبارزه می کند، بر بستر اجتماع کوچک روستای قره باغ به تصویر می کشد. قصه به گونه ای روان و پیشرونده به زوایای پنهان زندگی گذشته و حال این زن و آدم های پیرامونش سرک می کشد که مخاطب را با شخصیت ها همراه می کند.
در این میان قاب های نقاشی گون و میزانسن های دقیق فیلمسازی که از تجربه سالیان دستیاری کارگردانان بزرگ بهره برده، بهترین بیان تصویری از چنین قصه ای هستند. در عین حال رگه های سیاسی قصه و اهمیت رازی در گذشته که می تواند موقعیت زمان حال زن را دچار تحول کند، توانسته به خوبی در لایه های درونی فیلم نفوذ کند.
این فیلم یک بار دیگر یادآوری می کند که واقعگرایی و نگاه رئالیستی به پیرامون؛ به دور از بایدها و نبایدها و محدودیت های دست و پاگیر تا چه حد می تواند در باورپذیری یک اثر و ارتباط بی واسطه مخاطب با آن -ولو به زبانی دیگر – موثر باشد.
ویژگی که می تواند موضع گیری ها پیرامون «کاناپه» و حذف آن را مورد موشکافی قرار داده و البته اهمیت کاری را که کیانوش عیاری در صدد انجام آن است – با حفظ حرمت ها و محدودیت های موجود – برای سینمای ایران حیاتی جلوه دهد.
«مرداد» بهمن کامیار فیلمی است قصه گو با زیرمتن و دغدغه مندی نسبت به مباحث اخلاقی و بازخورد اعمال در زندگی این جهانی، که توانسته این مفهوم را از یک پیام و شعار اخلاقی و مستقیم به گونه ای در لایه های درونی حل کند.
هرچند فیلم می توانست به جهت روند قصه گویی و چگونگی توزیع اطلاعات ظرافت بیشتری به خرج داده و به گونه ای سر و شکل دار تور قصه را پهن و به شکلی تدریجی جمع کند تا به شیوه متداولِ افشاگری و گره گشایی در یک سکانس متوسل نشود، اما همچنان نقاط قوت آن غیر قابل چشمپوشی هستند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- بنیاد ایرانشناسی برگزار میکند؛ نشست تخصصی روایت وطن در سینمای ایران
- «غبارزدگان» رونمایی شد
- امروز، روز ملی سینما نیست!
- به تو هم سخت میگذرد؟/ نگاهی به فیلم «منطقه تحت نظر»
- «روزهای عالی»؛ روزمرگیهای یک نظافتچی تنها
- در «یک سهشنبه کوتاه» مطرح شد: عوامل با فیلم کوتاهیهای کار اول سخت همکاری میکنند
- هفتمین برنامه «یک سهشنبه کوتاه» در خانه هنرمندان ایران
- آنچه در سینما خطرآفرین بوده سانسور عقیده است/ در سینما گرهی افتاده که مدام هم کور میشود/ هیچکس نمیتواند زنان را از تاریخ سینما حذف کند
- زنی که سوخت اما خاکستر نشد/ تحلیل کاراکتر زن در فیلم «لیلا»
- «آزادی» در مستندات یکشنبه و «صفحه اول» در سینماتک خانه هنرمندان ایران
- «وقتی که دارکوبها میروند» بررسی شد؛ همگی به دنبال منجی از بیرون هستیم!
- «وقتی که دارکوبها میروند» در مستندات یکشنبه خانه هنرمندان ایران
- «مادران میدان مایو» در مستندات یکشنبه خانه هنرمندان ایران
- در سینماتک خانه هنرمندان ایران مطرح شد؛ حضور فعالانه مخاطب در مواجهه با چالشهای کاراکتر
- در نشست نقد و بررسی «سینهما رکس» عنوان شد؛ آبادانیها بعد از آتشسوزی سینمارکس هنوز به مرحله بازیابی عاطفی نرسیدهاند
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- «ماهی سیاه کوچولو» نه سفارشی است نه سیاسی/ حاشیهنگاری بر سال ۱۳۶۰
آخرین ها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت





