تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۱۲/۱۷ - ۱۱:۲۵ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 132087

سینماسینما، حسین آریانی

  1. هر سه اپیزود «محدوده ابری» در مورد ورود اشخاصی به طبیعتی بکر، زیبا و البته تهدیدگر، و سرانجام رویارویی آن‌ها با پدیده «مرگ» است. مضامین معناگرایانه یا به عبارتِ درست‌تر، معنوی فیلم هم در همین تقابل با مرگ است که امکان بروز و ظهور پیدا می‌کنند.
  2. در اپیزود اول پیرمردی بیمار و در جدال با مرگ، سرگردان در ناکجاآبادی مه‌آلود در جست‌وجوی یاری‌رسانی است. مرغابی که پیرمرد از پسربچه‌ای فقیر خریده، در پایان به گونه‌ای غافل‌گیرکننده، منجی‌اش می‌شود. این اپیزود با صحنه‌های ملموس و تاثیرگذارِ جدال پیرمرد با مرگ و گره‌گشایی معناگرایانه موجز و بی‌اغراقش، بهترین بخش فیلم است.
  3. ایده اصلی اپیزود دوم، یعنی رفتن دو مرد به کوهستانی دورافتاده و برفی و محاصره‌شده از سوی گرگ‌ها، برای تفریح(!) منطقی نیست. این اپیزود در مورد شک، بدگمانی و قضاوت عجولانه و باز هم جدال با مرگ است. نجات یافتن مرد زخمی در پایان این اپیزود، خلق‌الساعه و ناهمگون با مضمون فیلم به نظر می‌رسد؛ مضمون معناگرایانه‌ای که در این اپیزود ماهیت روشن و جذابی ندارد.
  4. اگر خطر پیش رو، در اپیزود دوم از ابتدا پیداست، و در آغاز اپیزود اول هم می‌توان آن را احساس کرد، در اپیزود سوم اما در آغاز همه چیز خوب و خوش است. زن و شوهری شاد و لبخندزنان به دیدار یک بنای متروک تاریخی در میان طبیعتی بکر می‌روند. اما به‌ناگاه فاجعه از راه می‌رسد. زن شوک‌زده و حیران و گویی در اعماق یک کابوس، یک جابه‌جایی در ذهنش میان شخصیت‌ها انجام می‌دهد و مانند یک خواب‌گرد با مصدوم همراه می‌شود. گره‌گشایی پایانی و ایده بازگشت شخصیت‌ها به جایگاه اصلی‌شان، غافل‌گیرکننده و متفاوت است؛ و تِم معناگرایانه این اپیزود را کامل می‌کند. ای کاش این اپیزود در همان نمایی که زن با ماشین از ساحل دور می‌شود، به پایان می‌رسید و نماهای شیرفهم‌کننده بعدی وجود نداشت.
  5. در میان فیلم‌های خوب و شاخصِ اپیزودیکِ سینمای ایران باید از دو فیلم «دستفروش» و «تولد یک پروانه» یاد کنم. «محدوده ابری» اگرچه از نظر کیفی در سطح این آثار نیست، اما فیلم اولی قابل اعتناست.

«محدوده ابری» با این‌که ۱۱ سال پس از ساخته شدنش و چهار سال بعد از نمایش فیلم دوم سهرابی-«خاکستر و برف»- اکران شده (با چشم‌پوشی از کش‌دار بودن برخی نماهایش)، آشکارا فیلم بهتری است، چراکه پرداخت گل‌درشت و شعاری مضامین در «خاکستر و برف»، این‌جا جای خود را به محتوا و فُرمی ناپیداتر و موجزتر داده است.

منبع: ماهنامه هنروتجربه

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها