سینماسینما، نسرین وزیری
«رضا» عاشقانه ای است که با یک سکانس طولانی از دو بار برهنگی و پوشش مجدد لباسهای مردی آغاز میشود که دیدار با همسرش را عامدانه به تاخیر میاندازد؛ چرا که آن روز قصد دارند از یکدیگر جدا شوند. زوجی که اتفاقا روابط خوبی دارند، بسیار هم شوخ و شنگ به دادگاه میروند، جلوی قاضی نقش «عدم تفاهم» بازی میکنند و پس از طلاق، با لبخند برای هم آرزوی توفیق میکنند.
زن میرود و تا میانه فیلم کمتر از او خبری هست. مرد، میماند و یک خانه با طراحی داخلی هنرمندانه. مردی که علاقه به همسرش -همسر سابقش- در وجنات او نمایان است اما برای پر کردن جای خالی او، در پی ایجاد رابطهای جدید است که عموما ناکام میماند.
«رضا» داستان زندگی مردی است که عاشقانه منتظر بازگشت همسرش و شروع دوباره زندگی مشترکشان است. مردی که در ابتدا چندان امیدوار به نظر نمیرسد. مردی که وقتی در پاسخ به مادر همسرش که از او میپرسد «میدونی فاطی داره با کی زندگی میکنه و شبا کجاست؟»؛ عمق تحقیرشدنش نمایان میشود و تازه بیننده میفهمد که چرا او اینقدر سریع به دنبال پیدا کردن جایگزینی برای همسرش است! تا اینجای فیلم چنین به نظر میرسید که او پس از جدایی، به هر عنصر مادهای نزدیک میشود و صراحتا از او میخواهد که تحویلش بگیرد؛ از دختر عمهای که سالها پیش دست رد به سینه او زده تا یک کافهچی غیر هم دین، که میداند رابطهاش با او هیچ سرانجامی نخواهد داشت.
«رضا» داستان زندگی مردی تحقیر شده است که میخواهد به هر ترتیب با ارتباط با یک زن دیگر شاید نشان دهد که پایبندی او به زندگی مشترکشان به معنی بیعرضگی و ناتوانی در دلبری نبوده و چه بسا اگر اراده میکرد میتوانست از زیبایی ظاهریاش بهره ببرد و چنین کند.
تضاد سنت و مدرنیته را کارگردان این فیلم -علیرضا معتمدای- آنجا بیشتر نمایان میکند که نقش بی تعهدی به یک زندگی مشترک را به «زوجه» داده است. حال آنکه در عالم واقع، این نقش را بیشتر «زوج» ها دارند که عرف و شرع و قانون و … دستشان را برای ایجاد روابط موازی باز گذاشته است. اگرچه او علت انتخاب مکان فیلم –شهر اصفهان- را فقط به خاطر اینکه زادگاهش بوده، عنوان میکند اما به نظر میرسد که او از تضاد سنت و مدرنیته در نمایش نماهای سنتی و شهری اصفهان (از سیوسه پل و پل خواجو و خانههای بازسازی شده قدیمی گرفته تا کافهای به اسم ویولت کافهچی ارمنی که قهوه فرانسوی سرو میکند) نیز بهره برده است. بهره دیگر او آنجاست که پوشش چادری سنتی غالب زنان فامیل (از عمه و دختر عمه گرفته تا مادر همسرش) را در کنار نگاه روشنفکرانه و مدرن مردی که ظاهری غربی (به جهت موی بلند و ریش قرمز و …) دارد، میگذارد؛ زنان سنتی که طلاق را امر مذمومی میدانند در کنار مردی که میپذیرد همسر سابقش شبی را با کس دیگری سپری کند و سرخورده نزد او برگردد و مابقی شب را تا صبح در آغوش او آرام بگیرد و باز سحر نزده برود و از او فقط یک یادداشت کوتاه «مرسی، بوس، فاطی» با رژلب بر روی آینه جا بماند!
برخی منتقدان «رضا» را با «هامون» و برخی دیگر با «نادر» در جدایی نادر از سیمین مقایسه کردهاند. قیاسی که تجربه اول یک کارگردان تازه کار در گروه سینمایی هنر و تجربه را در کنار دو کارگردان حرفه ای، صاحب نام و درخشان در عرصه داخلی و بینالمللی قرار میدهد و احتمالا به مذاق این کارگردان هم خوش میآید. اما وجه مشترک رضا، هامون و نادر در باختشان به «قدرت انتخاب» یک زن است و هر سه (نادر کمتر از دو نفر دیگر) دلباخته همسری هستند که قصد ترک آنها را دارد و در دل تمنای تداوم حضورش را دارند. تمنایی که هامون جرات فریاد زدنش را دارد اما رضا و نادر که هم جوانتر از هامون هستند و هم در دهههای بعد از او داستان زندگیشان رقم خورده، با ژست روشن فکری غلیظ تری بیانش نمیکنند و انتظار دارند که طرف مقابل از روی رفتار آنها پی به نیتشان ببرد.
البته هر سه فیلم ارزش نقد روانکاوانه از منظر ادبی را دارند. به ویژه از آن رو که این سه نفر، حس تحقیری را یدک میکشند که نمایانگر مردانگی بحران زده آنهاست. «مردانگی در بحران» یک مبحث نظری درباره مردان پس از قرن بیست و یکم است. نظریه پردازانی همچون آنتونی گیدنز معتقدند که دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعی، افکار و تصورات سنتی درباره مردانگی را به بحران کشیده و به واسطه عواملی همچون تغییر در بازار کار و نرخ بالای طلاق، در حال اضمحلال است. به عبارت دیگر مردانی که روزگاری در بازار کار و خانواده و در کل جامعه از امنیت بهره می بردند؛ اکنون موقعیتشان با چندین و چند نیروی موثر متزلزل میشود و آنها نامطمئن از خویش و نقش خویش در جامعه به حال خود رها میشوند. رضا، هامون و نادر با چنین حسی در جامعه ایران رها شده و روی پرده سینما به نمایش درآمدهاند.
منبع: خبرآنلاین
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- استوری سحر دولتشاهی از پشت صحنه «هزار و یک شب»
- چهار فیلم جدید با ترکیب تازهای از بازیگران روی پرده سینماها
- عشق از راه میرسد/ نگاهی به فیلم «چرا گریه نمیکنی؟»
- «داریوش» ۲۷ تیر میآید
- جزئیات سریال «افعی تهران» اعلام شد
- درباره انتقاد شدید کارگردان چرا گریه نمیکنی از فیلمیران پخش کننده فیلمش
- گفتوگو با علیرضا معتمدی کارگردان «چرا گریه نمیکنی؟»/ تروما را به تجربه خلاقه و رهاییبخش تبدیل کردم
- ثبت قرارداد اکران «چرا گریه نمیکنی» و «سلفی با رستم»
- تقلید زندگی/ نگاهی به فیلم «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا»
- کارگردان به ملت رفت اما به نشست خبری نه!/ تهیهکننده «چرا گریه نمیکنی؟»: مگر بازیگران این فیلم من را به سینما آوردند؟
- نخستین تصویر و اطلاعات از فیلم پر بازیگر جشنواره فجر/ «یادگار جنوب» آماده نمایش شد
- «چرا گریه نمیکنی؟» علیرضا معتمدی در جشنواره فجر نمی تواند حضور داشته باشد
- حضور سینمای هنروتجربه ایران در سه جشنواره جهانی
- فیلم «چرا گریه نمیکنی؟» به جشنواره فرانسوی بلفورت راه یافت
- فیلمبرداری «چرا گریه نمیکنی؟» به پایان رسید
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- بازیگر فیلمهای اسپایک لی درگذشت
- افت فروش نگرانکننده در سینماهای فرانسه/ آمار تماشاگران در ۲۰۲۵ سقوط کرد
- «پایان یک دوران زیبا»؛ سازش
- محمد بحرانی و یک نقش مکمل درخشان
- نقدی بر مستند گفتوگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرترهای در فضای بسته
- نمایشنامههای بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعهشناسی خودکامگی در ایران
- مژده شمسایی: پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود
- «ایرانم» علیرضا قربانی به تبریز رسید
- در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- توجه ویژه لوموند به درگذشت بهرام بیضایی
- ایران را می شناخت/یادداشت احمد مسجد جامعی درباره بهرام بیضایی
- به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- زبان بهمثابه مقاومت؛ در یادِ بهرام بیضایی
- در اندوه فقدان چهره شاخص موج نو سینمای ایران؛ بازتاب جهانی درگذشت بهرام بیضایی
- با موافقت شورای پروانه فیلمسازی؛ پروانه ساخت سینمایی برای ۷ فیلمنامه صادر شد
- در پاسداشت استاد بیبدیل هنرهای نمایشی ایران/ بیضایی، تاریخ و علامت تعجب
- در سوک سیاوش که از شاهنامه رفت
- یادبود بهرام بیضایی؛ ایرانی بودن بار بزرگی است بر دوش ما
- بریژیت باردو درگذشت
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «کفایت مذاکرات» و خندههایی که از دل موقعیت میآیند
- «پرهیجان: نبرد برای اوبر»؛ چطور میتوانیم آرزوی شکستِ نجاتبخشمان را داشته باشیم؟
- درباره بازیگران زن مولف سینمای ایران/ ترانه علیدوستی؛ آخرین بازیگر زن مولف
- درباره اهمیت خواندن فیلمنامه اشغال بیضایی پس از جنگ ۱۲ روزه /بیگانه آزادی نمی آورد
- بهرام بیضایی درگذشت
- «موبهمو»؛ خط به خط، نفس به نفس، چهره به چهره
- در بیست و چهارمین دوره جشنواره؛ ۱۴ اثر از سینماگران ایرانی در داکا نمایش داده میشود
- از ۱۰ دیماه؛ «مرد خاموش» به سینماها میآید





