جلد یکم از «کتاب سینما» مجموعهای است از مقالاتی شاخص از متفکران، نظریهپردازان و کارگردانان برجسته جهان و نیز برخی از نویسندگان ایرانی که به کوشش مازیار اسلامی، مترجم و پژوهشگر نامآشنای حوزه هنر و نقد و نظریه، و با ترجمه و نگارش نویسندگان و مترجمان متفاوتی گردآوری و ویرایش شده است.
سینماسینما، نیوشا صدر: اسلامی در مقدمه کوتاه و پنج صفحهای که بر این کتاب نوشته است، قصدش را از گردآوری و انتشار آن، انگشت گذاشتن بر سویه بیقصدی فکر کردن درباره سینما عنوان کرده است. فکر کردن با همه دستاندازها، جان کندنها، خطا رفتنها، ناکامیها و سوءبرداشتها…
معرفی این کتاب و کتبی از این دست، که از مجموعه مقالات مختلفی تشکیل شده که هر کدام به شکلی ویژه به سراغ موضوعی خاص رفتهاند، در دو صفحهای که در ماهنامه هنر و تجربه برای این کار اختصاص داده شده است، کار چندان سادهای نیست. چون یا ناگزیر باید به ذکر بخشهایی از مقدمه مترجم و سپس عناوین فهرست و اسامی نویسندگان و مترجمان اکتفا کنم، یا اینکه تنها به شکلی گزینششده به شرح برخی از مقالات بپردازم تا خواننده دستکم تا حدودی با آنچه در کتاب میگذرد، آشنا شود و ترجیح من همواره گزینه دوم است که گرچه با شیوه معمول معرفی کتابها بسیار تفاوت دارد، تصور میکنم کمک بیشتری در شناساندن کتاب به خوانندگان خواهد کرد تا ارائه صرف فهرست عناوین و نامها.
اولین مقاله «کتاب سینما ۱»، که درمجموع از ۱۲ مقاله تشکیل شده است، با عنوان «نکاتی درباره ژست» نوشته جالب اما کوتاه و خلاصهای به قلم جورجو آگامبن، فیلسوف و نویسنده ایتالیایی است.
مقاله با توضیحی درباره کتاب «مطالعات روانشناختی و بالینی در باب طرز راه رفتنِ» ژیل دولاتورت و دلای الاکرنیر آغاز میشود. کتابی که در آن تلاش شده بود به شیوهای کاملا علمی، یکی از سادهترین رفتارها یا ژستهای بشری یعنی راه رفتن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. آگامبن توصیف رفتاری همچون راه رفتن از سوی آن دو را، منادی آن چیزی میداند که بعدها سینماتوگرافی به آن بدل میشود. سپس به سندروم ژیلادولاتورت میپردازد و اینکه چگونه از همان فاصلهگذاریهایی که روش ردپانگاری راه رفتن ژیلادولاتورت ایجاد کرده بود، برای توصیف افزایش تیکها، لرزشهای عضلانی و طرز رفتار استفاده میشود و چگونه تیکها و ضعفها و سستی عضلانی به هنجاری بدل میشود و همگان کنترلشان را بر ژستها از دست میدهند. او این تاثیر را مشابه تاثیر تماشای فیلمهایی میداند که در آن سالها ماری و لومیر شروع به ساختن آنها کردند.
آگامبن از این مسیر به شرح این موضوع میپردازد که در دورهای که ژستهایش از میان میرود، تمام فکر و ذکر جامعه معطوف همان ژستها میشود. به این میپردازد که چرا باید ژست را بهعنوان عنصر سینما مطرح کرد و نه تصویر را، و درنتیجه سینما را باید متعلق به قلمرو اخلاق و سیاست دانست، نه صرفا زیباییشناسی.
در فصل دوم با عنوان «سینمای ژستها» که توسط خود مازیار اسلامی نوشته شده است، نویسنده که به خلاصه بودن و تا حدودی ابهامات مقاله آگامبن آگاه است، به تشریح مقاله پیشین کتاب میپردازد، آن را بسط میدهد و تلاش میکند فاصلههای فراوانی را که گهگاه در پیوند مطالب آن مقاله کوتاه حس میشود و فهم رابطهها را تا حدودی دشوار میکند، با توضیحات بیشتر پر کند.
«توهم تجسم امر مقدس: نکاتی درباب معناگرایی ایرانی» فصل سوم کتاب است و عنوان مقالهای بسیار درخشان، به قلم امید مهرگان که از چگونگی عملکرد معناگرایی ایدئولوژیک در سینما و تلویزیون ایران (و البته تا حدودی جهان) میگوید. او به شکلی مبسوط توضیح میدهد که چگونه آنچه اکنون بهعنوان سینمای معناگرا وجود دارد، صرفا زاده میلی برای عینیت بخشیدن به معنا و امر معنوی است آن هم به هر قیمتی که شده.
«مطالعات سینمایی امروز و فرازونشیبهای کلان – نظریه: پست-تئوری» نوشته دیوید بوردول فصل بعدی کتاب را تشکیل میدهد که مهدی نصرالهزاده آن را به فارسی برگردانده است. فصول دیگر کتاب عبارتاند از:
کلیت و استثنای آن: در نقد پست تئوری/ اسلاوی ژیژک/ صالح نجفی؛ سینما یا روایت: ارباب حلقهها/ مراد فرهادپور؛ ونگ کاروای: زندگی و آثار/ استیو تئو/ آرش فاتحی؛ درسهای فیلمسازی/ ونگ کاروای/ بهرنگ رجبی؛ رمانس در صورت غذایتان: چانگکینگ اکسپرس/ دیوید بوردول/ بابک تبرایی؛ بیفتک با سس خردل: درباره در حالوهوای عشق/ مازیار اسلامی؛ سینمای نابینا/ نیکلاس رویل/ مجتبا گلمحمدی؛ همه چیز نیاز به واسازی دارد، گفتوگو با ژاک دریدا/ امیر احمدی آریان.
«کتاب سینما ۱»، با گردآوری و ویرایش مازیار اسلامی، در سال ۱۳۹۳ توسط انتشارات رخداد نو در هزار نسخه وارد بازار کتاب شده است و هر چه به کتاب، نویسندگان و کیفیت مقالات آن نگاه میکنم، به نظرم هولناک میرسد که با گذشت سه سال همچنان به چاپ بعدی نرسیده است.
پس بشتابید که غفلت نهتنها موجب پشیمانی است، بلکه با توجه به تیراژ پایین کتابهای نظری و دشواری فراوان ترجمه آنها و مصایبی که مترجمان این کتابها به جان میخرند، عجالتا بیش از پشیمانی موجب شرم است.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
آخرین ها
- کوچ سینماگران ایرانی به اروپا و آمریکا/ چه اتفاقی در راه است؟
- برای محسن راستانی/ حیرت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند





