تاریخ انتشار:1405/05/03 - 17:31 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 216498

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی؛

بی گُمان در میان بازیگران چند دهه ی اخیر سینمای ایران، “اکبر عبدی” جایگاهی ویژه و تا حدی استثنایی دارد. استثنایی از این جهت که مسیر حرفه یی او تنها بر پایه ی حضور در گونه ی خاصی از سینما شکل نگرفته است. او هم در عرصه ی فیلم های شادی آور (کُمدی)، توانایی خلق لحظه‌های ماندگار داشته و هم در نقش‌هایی که نیازمند ظرافت‌های عاطفی و ظرفیت‌های داستان پردازانه بوده‌اند، توانسته است چهره یی متفاوت از خود ارائه دهد.

آیا به راستی اهمیت اکبر عبدی تنها در تعداد نقش‌ها، محبوبیت عمومی یا تنوع شخصیت‌هایی که ایفا کرده است خلاصه می‌شود؟ آنچه بررسی کارنامه ی او را از یک مرور ساده ی بازی‌ها فراتر می‌برد، توجه به شیوه ی شکل‌گیری شخصیت در بازی اوست؛ این که چگونه یک بازیگر می‌تواند ازظرفیت های بدن، صدا، حرکت، سکوت و ضرباهنگ ِحضور خود، جهانی مستقل برای یک شخصیت سینمایی بسازد.

در واقع، مطالعه ی بازیگری اکبر عبدی فرصتی است برای بازخوانی یکی از مهم‌ترین عناصر سینما: این که بازیگر چگونه می تواند از خود عبور ‌کند تا به دیگری تبدیل شود.

یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌ها در نقد بازیگری این است که بازیگر فرآیند آفرینش شخصیت را از کجا آغاز می‌کند؟ آیا شخصیت ابتدا در کلام و گفت و گو (دیالوگ) شکل می‌گیرد و سپس در رفتار و حرکت ظاهر می‌شود، یا آن که پیش از هر سخن، بدن بازیگر است که هویت شخصیت را آشکار می‌کند؟

در بسیاری از شیوه‌های معتبر بازیگری، بدن تنهاً وسیله برای حمل شخصیت نیست؛ بلکه نخستین عرصه ی ظهور آن است. نحوه ی ایستادن، راه رفتن، نشستن، نگاه کردن، میزان تحرک یا سکون، فاصله گرفتن یا نزدیک شدن به دیگران، حتی ضرباهنگ تنفس و مکث‌های جسمانی، پیش از آن که شخصیت سخنی بر زبان آورد، اطلاعاتی درباره ی جهان درونی او به تماشاگر منتقل می‌کند.پس بپذیریم که بدن؛ نخستین زبان شخصیت‌آفرینی است.

از این دیدگاه، یکی از ویژگی‌های برجسته ی بازی اکبر عبدی، تقدم بدن بر کلام است. او اغلب پیش از آن که شخصیت را با کلام و گفت وگو معرفی کند، با سازمان‌دهی دقیق رفتار جسمانی، کیفیت حضور او را می‌سازد. تماشاگر پیش از شنیدن سخنان شخصیت، از طریق شیوه ی حرکت، نوع نگاه، حالت چهره، استفاده از دست‌ها، وضعیت شانه‌ها و حتی آهنگ قدم برداشتن، تصویری اولیه از او دریافت می‌کند.

این ویژگی، بازی عبدی را از بازیگرانی که بیش از اندازه به بیان کلامی متکی هستند، متمایز می‌کند. در بازی او، بدن عنصری تزئینی یا همراه نقش نیست؛ بلکه بخشی از ساختار داستان پردازانه ی شخصیت است. به همین دلیل، حتی اگر بخشی از گفت و گوهای شخصیت‌های او حذف شود، هنوز بخش مهمی از هویت آن‌ها از طریق رفتار جسمانی قابل دریافت است.

نکته ی مهم‌تر این که بدن در بازی عبدی هرگز به مجموعه یی از حرکات نمایشی و اغراق‌آمیز محدود نمی‌شود. هر شخصیت، هندسه ی بدنی ویژه ی خود را دارد. سرعت حرکت، دامنه ی ادا و اطوارها، نوع نگاه و نسبت شخصیت با فضای پیرامون، متناسب با تجربه ی زیسته ی همان آدم طراحی می‌شود.

در این مرحله است که بازیگر از تقلید رفتارهای بیرونی عبور می‌کند و به آفرینش کیفیتی یگانه از حضور می‌رسد. شاید راز باورپذیری بسیاری از نقش‌های اکبر عبدی نیز در همین نکته باشد: تماشاگر، پیش از شنیدن سخنان شخصیت، حضور او را باور می‌کند.

از تیپ‌سازی تا شخصیت‌پردازی؛ تجربه ی «اجاره‌نشین‌ها»

یکی از نمونه‌های مهم برای بررسی این ویژگی، نقش‌آفرینی اکبر عبدی در فیلم “اجاره‌نشین‌ها” ساخته ی داریوش مهرجویی است. این فیلم را می‌توان یکی از نقاط عطف در کارنامه ی او دانست؛ زیرا در آن، عبدی نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از امکانات بازی کمیک استفاده کرد، بی‌آن که شخصیت به یک تیپ ساده و یک ‌بُعدی فروکاسته شود.

در نگاه نخست، برخی ویژگی‌های این شخصیت می‌توانند یادآور عناصر آشنای بازی کمدی باشند؛ حرکت‌های اغراق‌شده، واکنش‌های سریع، تغییرات ناگهانی در حالت چهره و موقعیت‌های طنزآمیز. اما تفاوت اصلی در اینجاست که عبدی این عناصر را تنها برای خنداندن به کار نمی‌گیرد. پشت این رفتارهای به ظاهر شادی آور ، انسانی با ویژگی‌های اجتماعی و روانی مشخص حضور دارد.

او با پایش دقیق بدن، نوعی بی‌قراری، سادگی و آسیب‌پذیری را در شخصیت خود آشکار می‌کند. خنده یی که از این بازی حاصل می‌شود، تنها نتیجه ی یک حرکت یا یک شوخی نیست؛ بلکه حاصل شناخت دقیق بازیگر از موقعیت انسانی شخصیت است.

 

این همان مرزی است که میان “تیپ” و “شخصیت” فاصله ایجاد می‌کند. تیپ، مجموعه‌ یی از نشانه‌های شناخته‌شده است؛ اما شخصیت، زندگی درونی دارد. اکبر عبدی در بسیاری از نقش‌های خود، از جمله در “اجاره‌نشین‌ها”، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از قالب‌های آشنا عبور کرد و به انسانی دست یافت که مخاطب بتواند با اوبه سادگی ارتباط برقرار کند.

اگر “اجاره‌نشین‌ها” نمونه‌ یی روشن از توانایی اکبر عبدی در تبدیل عناصر کمیک به شخصیت سینمایی باشد، فیلم “مادر” ساخته ی علی حاتمی، فرصت دیگری فراهم می‌کند تا وجه متفاوتی از بازی او دیده شود؛ وجهی که در آن، بازیگر بیش از هر چیز بر ظرافت‌های درونی، سکوت، نگاه و واکنش‌های مهار ‌شده تکیه می‌کند.

در این فیلم، عبدی با شخصیتی روبه‌روست که برای باورپذیر شدن، نیازمند نمایش بیرونی و اغراق‌آمیز نیست. او باید انسانی را به تصویر بکشد که بخشی از احساسات و آشفتگی‌های درونی‌اش در سکوت، در مکث‌ها و در کیفیت نگاه کردن آشکار می‌شود.

یکی از دشوارترین مراحل بازیگری، زمانی است که بازیگر باید کم تر انجام دهد تا بیش تر معنا بسازد. در چنین موقعیت‌هایی، پایشِ بازی اهمیت بیش تری از نمایش توانایی دارد. عبدی در “مادر” نشان می‌دهد که توانایی او تنها در تغییر چهره و ایجاد موقعیت‌های شادی بخش خلاصه نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند از کم ترین حرکت های کنشی و رفتاری، معناهای عاطفی استخراج کند.

همین نکته، تصویری کامل‌تر از ظرفیت‌های بازیگری او ارائه می‌دهد: بازیگری که اگرچه به عنوان چهره‌ یی برجسته در کمدی شناخته شده، اما ابزارهای بیانی او محدود به یک گونه ی سینمایی نیست.

شاید یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های بازیگری اکبر عبدی را بتوان در فیلم “آدم‌برفی” ساخته ی داود میرباقری جُست‌وجو کرد؛ فیلمی که در آن، بازیگر باید نه تنها یک شخصیت، بلکه فرآیند دگرگونی و تغییر هویت او را نیز به نمایش بگذارد.

در چنین نقشی، ظاهر، لباس، گریم و ویژگی‌های بیرونی شخصیت اهمیت زیادی پیدا می‌کنند، اما موفقیت بازیگر تنها در تغییرات ظاهری خلاصه نمی‌شود. اگر پشت این تغییرات، منطق درونی شخصیت وجود نداشته باشد، نتیجه چیزی جز یک نمایش بیرونی نخواهد بود.

عبدی در “آدم‌برفی” از ظرفیت های بدن و بیان خود برای ساختن شخصیتی چندلایه استفاده می‌کند. او به خوبی نشان می‌دهد که تغییر هویت، پیش از آن که در ظاهر اتفاق بیفتد، باید در رفتار، حرکت، لحن و رابطه ی شخصیت با جهان پیرامون شکل بگیرد.

این نقش همچنین نمونه‌ یی قابل توجه از توانایی او در عبور از مرزهای تثبیت‌شده ی تصویری است؛ این که بازیگر می‌تواند از قالبی که تماشاگر از پیش برای او ساخته است فاصله بگیرد و امکان‌های تازه یی از حضور خود را آشکار کند.

فیلم “هنرپیشه” ساخته ی محسن مخملباف، از این جهت اهمیت دارد که موضوع اصلی آن خودِ بازیگر و نسبت پیچیده ی او با نقش است. حضور اکبر عبدی در چنین فضایی، فرصتی فراهم می‌کند تا فاصله ی میان ” چهره ی شناخته شده” و ” شخصیت تازه آفریده شده” بررسی شود.

یکی از دشواری‌های بازیگران محبوب این است که گاه تصویر عمومی آنان بر نقش‌هایشان سایه می‌اندازد. تماشاگر ممکن است پیش از دیدن شخصیت، خود بازیگر را ببیند. هنر بازیگر در چنین شرایطی، شکستن این پیشداوری و خلق موجودیتی تازه است.

عبدی در مسیر حرفه‌ یی خود بارها با این چالش روبه‌رو شده است؛ اما در بهترین تجربه‌هایش، توانسته است میان ویژگی‌های آشنای بازی خود و ضرورت‌های شخصیت تعادل برقرار کند. او نه آن‌قدر از ویژگی های شناخته‌شده ی خود فاصله می‌گیرد که ارتباط تماشاگر از بین برود، و نه آن‌قدر به آن‌ها وابسته می‌ماند که شخصیت به تکرار خود تبدیل شود.

در فیلم “خوابم می‌آد” ساخته ی رضا عطاران، بار دیگر بخشی از توانایی‌های کمیک اکبر عبدی فرصت بروز پیدا می‌کند؛ اما این بار نیز کمدی او تنها بر پایه ی ظاهر و رفتارهای بیرونی شکل نمی‌گیرد.

یکی از ویژگی‌های مهم بازی عبدی این است که حتی در لحظه‌های اغراق‌آمیز، همواره رگه‌ یی از شناخت انسانی شخصیت را حفظ می‌کند. او می‌داند که کمدی ماندگار، حاصل تحقیر شخصیت یا تبدیل او به یک عروسک خنده‌آور نیست؛ بلکه از کشف تناقض‌های انسانی به وجود می‌آید.

به همین دلیل، بسیاری از شخصیت‌های کمیک او، با وجود تفاوت‌های ظاهری، در نهایت برای تماشاگر قابل همدلی هستند. مخاطب فقط به رفتار خنده‌دار شخصیت نمی‌خندد؛ بلکه بخشی از تنهایی، ضعف‌ها و آرزوهای او را نیز احساس می‌کند.

پایان سخن این که مرور چند نمونه از نقش‌های اکبر عبدی نشان می‌دهد که اهمیت او در سینمای ایران تنها به عنوان یک بازیگر محبوب و موفق در گونه ی کمدی نیست. ارزش اصلی او را باید در توانایی تبدیل شدن به شخصیت‌های متفاوت جُست‌وجو کرد؛ توانایی‌ای که بر پایه ی شناخت بدن، کنترل بیان، درک موقعیت داستان پردازانه و ارتباط عمیق با جهان شخصیت شکل گرفته است.

 

اکبر عبدی از معدود بازیگرانی است که توانسته میان تیپ‌سازی و شخصیت‌پردازی، میان اغراق و ظرافت، و میان خنده و احساس، تعادلی قابل توجه ایجاد کند.

او گاه با یک حرکت ساده، یک مکث کوتاه یا تغییری کوچک در حالت چهره، اطلاعاتی را منتقل می‌کند که شاید در چندین جمله ی توضیحی قابل بیان نباشد. این همان جایی است که هنر بازیگری از اجرای نقش فراتر می‌رود و به آفرینش انسان می‌رسد.

به همین دلیل، بررسی کارنامه ی اکبر عبدی تنها بررسی زندگی حرفه‌ یی یک بازیگر نیست؛ بلکه فرصتی است برای اندیشیدن درباره ی خودِ هنر بازیگری در سینمای ایران؛ هنری که در بهترین لحظه‌هایش، بازیگر را از خود دور می‌کند تا شخصیتی تازه و باورپذیر زاده شود.

لینک کوتاه

 

آخرین ها