تاریخ انتشار:1405/03/13 - 14:34 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 215806

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی

حال و هوای فیلم «تهران کنارت» دومین ساخته‌ی علی بهراد، فیلمساز جوانی از نسل دهه‌ی شصت، از همان صحنه‌های آغازین خود، آشکارا نشان می‌دهد که با دیگر فیلم‌های قصه‌گو و روایت‌های آشنا تفاوت‌های زیادی دارد. از گفت‌وگونویسی‌های متفاوت فیلمنامه‌نویس (علی بهراد) تا بازی گرفتن از بازیگران اصلی و فرعی که گاهی چنین کاری را به یک اثر مستند اجتماعی بسیار نزدیک می‌کند، به خوبی می‌توان دریافت که کارگردان فیلم کوشیده است تا آدم‌های بدلی را به جای آدم‌های واقعی به عنوان نمایندگان یک نسل پرشور و پرسشگر به مخاطبان چنین فیلمی معرفی نکند. فیلم اگرچه با دو سه سال تأخیر به نمایش همگانی درآمده است، با این حال در میان قشر طبقه‌ی جوان در جامعه‌ی امروز ایران، طرفداران زیادی داشته است. شاید تنها به این دلیل که هنوز به راستی دگرگونی‌های بنیادین چندان چشمگیری در وضعیت اجتماعی این نسل رخ نداده است، نتوان گفت که تاریخ مصرف چنین اثری گذشته است و کنش‌ها و واکنش‌های آدم‌های حاضر در قصه‌ی فیلم، برای ما آشنا نیست. صد البته، کلیدواژه‌ها و نشانه‌های زبان‌شناختی در ارتباط کلامی شخصیت‌های فیلم بیش‌تر از هر کسی، برای خود مخاطبان جوان چنین فیلمی قابل درک و دریافت است. شاید بتوان گفت که راز دلنشینی چنین اثری را هم باید در همین حال و هوای آشنای فیلم برای مخاطبان جوان سینمای امروزمان جست‌وجو کنیم. چنین به نظر می‌رسد که بخشی از واکنش‌های منفی به این فیلم را شاید بتوان نه در متن اثر، بلکه در عادت‌های تماشاگران جست‌وجو کرد. پس از سال‌ها آشنایی با روایت‌های سرراست، قصه‌های تک‌خطی و انگاره‌های شناخته‌شده‌ی داستان‌پردازی، نوعی انتظار تثبیت‌شده در ذهن مخاطب پدید آورده است؛ انتظاری که بر اساس آن، هر فیلم ناگزیر باید از همان مسیرهای شناخته‌شده عبور کند و به همان ایستگاه‌های قابل پیش‌بینی برسد. در چنین وضعیتی، طبیعی است که مواجهه با روایتی تازه که از قواعد خو گرفته فاصله می‌گیرد، دست‌کم برای بخشی از مخاطبان شاید بیگانه و حتی نامفهوم جلوه کند. اما آیا هر آنچه با عادت‌های ما سازگار نیست، می‌تواند نقص اثر به حساب آید؟ سینما در بهترین و خلاقانه‌ترین لحظه‌های خود به درستی از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از جایی که فیلمساز جرئت می‌کند تا از قراردادهای جاافتاده عبور کند و شکل دیگری از روایت را بیازماید. هنجارگریزی یا هنجارشکنی (Norm-breaking) اگر از سر آگاهی و در خدمت جهان اثر باشد، نه یک ضعف، بلکه می‌تواند به مهم‌ترین امتیاز آن بدل شود. همان‌گونه که نوآوری در محتوا بدون شکستن برخی قالب‌های کهنه ممکن نیست، دستیابی به بیان تازه و نوگرایی در شکل (Form) نیز گاه مستلزم فاصله گرفتن از مسیرهای هموار و امتحان‌شده است. از این دیدگاه، آنچه در نگاه نخست نامأنوس و ناپذیرفتنی به نظر می‌رسد، ممکن است تلاشی باشد برای گشودن افقی تازه در تجربه ی سینمایی؛ تلاشی که ارزش آن را نباید تنها با معیار عادت‌های تثبیت‌شده سنجید.

فیلم «تهران کنارت» یا به عبارت معنادارتری که در اعلان دیواری این فیلم با عنوان «تهران از نمایی دیگر» (Tehran another view) معرفی شده است، به لحاظ گونه‌شناسی در رده‌ی فیلم‌های اجتماعی قرار می‌گیرد که با آمیزه‌ای از مسائل احساسی و عاشقانه، با تأکید بر نمایش واقع‌گرایانه ی خلق‌وخو و رفتارشناسی نسل جوان امروز شهر تهران ــ صدالبته قابل تعمیم برای دیگر کلان‌شهرهای امروز ایران ــ به اثری متفاوت و در عین حال پرکشش بدل شده است.در فضای سینمای امروز ایران که برای بسیاری از تهیه‌کنندگان به اصطلاح حرفه‌ای و باسابقه، در شرایط اقتصادی دشوار امروز، دل به دریا زدن و خطر کردن چندان معمول نیست، باید به تهیه‌کننده ی چنین اثری (مجید کریمی) تبریک گفت که جسارت چنین تولیدی را داشته است و به فیلمساز جوانی که برای ساخت دومین فیلم سینمایی‌اش آستین بالا زده، اعتماد کرده است. شاید درخشش قابل توجه این فیلم در چند جشنواره ی بین‌المللی و علاقه‌مندی بسیار از مخاطبان جوان و اغلب منتقدان، مناسب‌ترین پاداش برای تهیه‌کننده ی فیلم، با همین روحیه ی خطرگرایی (Risk-taking) هوشمندانه‌اش باشد.در شخصیت‌پردازی آدم‌های اصلی فیلم ــ به ویژه «پاشا» (علی شادمان) و «لیلی» (آناهیتا افشار) ــ کارگردان به خوبی نشان می‌دهد که سعی در نمایش روابط انسانی میان شخصیت‌های محوری داستان فیلم دارد و با گره زدن چند خرده‌پیرنگ به یکدیگر، سازنده ی فیلم می‌کوشد تا در نمایش جزئی‌ترین نشانه‌های کلامی و رفتاری نسلی که با حضور همین شخصیت‌ها نمایندگی می‌شود، بسیار جزئی‌نگرانه و دقیق عمل کند. از شوخی‌ها و تکیه‌کلام‌های خاص قابل فهم توسط این قشر از جوانان امروزی گرفته تا حرکت‌های چهره (Mimic) و انتقال نوعی حس رهاشدگی و بی‌اعتنایی به دشواری‌های تلخ و غم‌افزای زندگی در شرایط دشوار اقتصادی امروزمان و بسیاری از دیگر محدودیت‌های اجتماعی، همه و همه ی این‌ها به خوبی نشان می‌دهد که فیلم قرار است تنها با نزدیک شدن به بخش کوچکی از دشواری‌های زندگی چند جوان در تهران امروز، برای مخاطبان نسل جوان بیش‌ترین و بالاترین درجه ی حس همذات‌پنداری را ایجاد کند.

گذشته از شکل متفاوت اثر، در بخش مضمون و درونمایه نیز با فیلمنامه‌ای سروکار داریم که کلیدواژه‌های اصلی بسیار آشنایی همچون: دور شدن از پیوندهای خانوادگی، پرت‌افتادگی و تنهایی و بی‌تکیه‌گاهی، داشتن زخم‌هایی بر چهره و بر دست که گویی هرگز التیام نمی‌یابند و به ویژه اشتیاق شدید به مهاجرت و دور شدن از جایی که به گمان خودشان در آن آینده ی روشنی برای خود تصور نمی‌کنند و قرار گرفتن در بزنگاه انتخاب‌های ناگزیر و ناخواسته برای پرتاب شدن به آینده‌ای نامعلوم، به روشنی شرایط اجتماعی جامعه ی در حال دگرگونی امروزمان را به ما یادآوری می‌کند که از نگاه اخلاق‌گرایانه ی یک جامعه ی سنتی، با نوعی هنجارشکنی روبه‌رو می‌شویم.از سویی، انگار برای نخستین بار است که ما از زاویه‌ای دیگر به تهرانِ همیشه شلوغ و پر از آلودگی هوا و ترافیک پردردسر آن نگاه تازه‌ای می‌اندازیم و ناباورانه با فضاهای کم‌تر دیده‌شده و جاذبه‌های ناشناخته و پنهان این کلان‌شهر پرهیاهو آشنا می‌شویم. در کنار برخی از ظرافت‌های فنی موجود در فیلم ــ از رنگ و نور بسیاری از نماهای فیلم که متناسب با حال و هوای آدم‌های فیلم طراحی شده است ــ گرفته تا صدابرداری و به ویژه فیلمبرداری بسیار درخشان و بی‌نقص «علی قاضی» در صحنه‌های تعقیب و گریز و دویدن‌های بی‌وقفه‌ی لیلی و پاشا، باید به ترکیب‌بندی‌های بسیار مناسب یکایک نماهای فیلم نیز اشاره کنیم. به ویژه که می‌دانیم با توجه به اهمیت انکارناپذیر مسئله ی ترکیب‌بندی مناسب (Composition) در طراحی و نقاشی که باعث چشم‌نوازی خط‌ها و رسم‌ها از نگاه بیننده ی یک طراحی و نقاشی زیبا می‌شود، در سینما نیز زمانی که از چیدمان مناسب عناصر دیداری در یک صحنه ــ با کمک دوربین در یک قاب‌بندی زیبا و مناسب ــ استفاده می‌کنیم، آشکارا به توانمندی بالایی برای انتقال مفاهیم و روایتگری در فیلم دست می‌یابیم. همچنین باید به درخشش علی شادمان، چشمگیرتر از حضورش در دیگر فیلم‌های پیشین او، در کنار بازی گرم و گیرای آناهیتا افشار و دیگر بازیگران کم‌تر شناخته‌شده‌ی «تهران کنارت» نیز اشاره کرد که به دیگر جذابیت‌های پیش‌گفته‌ی چنین فیلمی افزوده می‌شود. هرچند نباید فراموش کرد که این فیلم ــ به گواهی برخی نقدهای تند و منفی و البته کم‌شماری که این روزها در فضاهای مجازی و رسانه‌های فرهنگی ـ هنری بازتاب داشته است ــ به طور طبیعی مخالفانی هم دارد و حتی بسیاری از همین مخالفان با ادعای نمایش روابط غیرمتعارف و هنجارشکن، خواستار توقف نمایش همگانی آن نیز بوده‌اند که به نظر می‌رسد، در جامعه‌ای مثل ایران با توجه به وجود نگره‌های متفاوت و پرشمار، برای پرهیز از مخالفت با نگاه‌های متفاوت، هنوز هم به شکیبایی و تاب‌آوری بیش‌تری نیاز داریم.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

 

آخرین ها