سینماسینما، حسین آریانی:
نظریات جبرگرایانه در طول تاریخ فلسفه سابقه ای طولانی دارند؛ و حاصل تردید بشر در مقوله اختیار و طرح چنین سوال چالش برانگیزی هستند: آیا ممکن است انتخابها و افعال انسان به واسطه سرنوشت یا مشیت الهی، قوانین فیزیک یا وراثت یا تاثیرات محیط و اجتماع یا شرایط روانشناختی و…از پیش رقم خورده و تغییر ناپذیر باشد؟
جبر لاپلاسی نام نظریه ای فلسفی است؛ که نخستین بار توسط پیر سیمون لاپلاس، ریاضیدان، فیزیکدان، فیلسوف و اخترشناس فرانسوی در سال ۱۸۲۰ مطرح شد. این نظریه که نوعی جبرگرایی علمی است؛ در حقیقت توضیح دهنده این مفهوم است که اگر تمام قوانین حاکم و وضعیت کنونی یک سیستم، دارای سامانهای مشخص باشد و انسان توانایی محاسبه آن را داشته باشد، در آن صورت میتواند، وضعیت آینده آن سیستم را مشخص کند.
از آنجایی که بدن انسان از اتمها و ملکولها ساخته شده است؛ در صورتی که بشر توانایی محاسبه رفتار تکتک اتمها را از روی قوانین فیزیک داشته باشد، رفتار وی کاملاً قابل پیشبینی و جبری خواهد بود.
به عبارت دیگر جبر لاپلاسی، تصوری ساعت گونه از جهان است؛(ساعت عجیب و هراس آور فیلم تجسم مادی چنین مفهومی است) که بر مبنای آن رویدادهای آینده از طریق ترکیب رویدادهای گذشته و حال با قوانین طبیعت، مستلزم و بایسته میشوند.
یک وجود را در نظر بگیرید که از تمامی حقایق گذشته و حال و تمامی قوانین طبیعی که هستی را هدایت میکند با خبر است. این چنین وجودی ممکن است تحت شرایط معینی قادر باشد تا از این دانش برای پیش بینی آینده، حتی تا کوچکترین جزئیات استفاده کند. (یادآور شخصیت پروفسورکورنِلیوس در فیلم)
دغدغه جوردانو جولیوی در فیلم«جبر لاپلاس»( The Laplace’s Demon) ( 2016 ) ظاهرا تبیین و توصیف نظریه فلسفی جبر لاپلاسی بوده است؛ اما در حقیقت طرح این نظریه فلسفی تنها بهانه ای است تا با فیلمی در ژانر جنایی-وحشت روبرو باشیم و برای لحظاتی سرگرم شویم.
فیلمساز قصد این را نداشته که مخاطب را درگیر یک فیلم فلسفی عمیق و پیچیده کند چرا که در آن صورت دایره مخاطبانش محدود می شد. به همین دلیل است که حتی تماشاگر بی علاقه یا ناآشنا با مباحث فلسفی هم به سرعت جذب و درگیر خط داستانیِ جنایی فیلم و تعلیق ها و گره هایش می شود؛ بنابراین طبیعی است که با چنین رویکردی، مخاطب هنگام تماشای فیلم، انتظار مختصاتِ فیلمی متعارف در ژانر جنایی را از «جبر لاپلاس» داشته باشد.
اما کیفیت ناهمگون و گاه متناقض فلسفی-جنایی «جبر لاپلاس» بالاخره فیلم و فیلمساز را به چالش می کشد؛ و به تدریج در اواسط فیلم کیفیت مشابه قتل ها از دیدگاه برخی از تماشاگران می تواند، تعبیر به تکراری بودن و فقدان تنوع بصری-روایی شود.
در انتهای فیلم هم وقتی هویت (ماهیت) قاتل روشن می شود،(که در حقیقت همان مفهوم «جبر» به معنای فلسفی اش است) این احتمال وجود دارد که عده ای از تماشاگران ، سرخورده و متعجب فکر کنند که از جانب سازندگان فیلم سرکار گذاشته شده اند.
نظیر همین اتفاق و واکنش های پیرامون آن، در سینمای ایران هم در سال های دور برای برخی از تماشاگران فیلم «زنگها»(محمدرضا هنرمند، ۱۳۶۴) با داستانی مشابه فیلم «جبر لاپلاس»(البته با تفاوت هایی در مضمون) رخ داد. آنجا هم تماشاگر درگیر معمای رشته قتل هایی مرموز می شود و در پایان فیلم، جواب معما را نه به شکل متعارف و معمولِ یک فیلم پلیسی-جنایی بلکه متبلور در مفاهیمی چون دستِ سرنوشت و مشیت الهی می یابد.
«جبر لاپلاس» همچنین فیلم های کلاسیک جنایی-نوآر را به یاد می آورد؛ که یکی از دلایل آن به تاثیرپذیرفتن فیلمساز از ادبیات کلاسیک پلیسی-جنایی باز می گردد. «جبر لاپلاس» ناخودآگاه ما را به یاد رمان کلاسیک و پلیسی«سپس هیچکدام باقی نماندند» (And Then, There Were None) (در ایران: «ده سرخپوست کوچولو») اثرآگاتا کریستی می اندازد، که تاکنون چندین اقتباس سینمایی، صحنه ای و تلویزیونی از آن صورت گرفته است.(از جمله مشهورترین اقتباس سینمایی آن به کارگردانی رنه کلر).
در هر دو درام (فیلم«جبر لاپلاس» و رمان آگاتا کریستی)، آدم هایی به دعوت شخصی با هویت مجهول به مکانی مرموز در یک جزیره دور افتاده دعوت می شوند؛ در حالی که میزبان در آن محل حضور ندارد ؛ و سپس تک تک مهمانان به قتل می رسند؛ و در اواخر هر دو داستان هم متوجه می شویم که خود قاتل یا همدستش در واقع یکی از مهمانان دعوت شده به مکان مرموز بوده اند.
جلوه های ویژه فیلم «جبر لاپلاس» نه چندان پیچیده و شگفت انگیز، ولی قابل قبول و استاندارد و متناسب با داستان و حال و هوای فیلم است؛ که این مسئله با وجود منابع مالی محدودی که برای ساخت فیلم وجود داشته، قابل ستایش است.
در میان سرخوردگیِ منطقی و معقولِ برخی از مخاطبینِ «جبر لاپلاس» از انتظارات برآورده نشده شان، تماشاگری که کمی با مباحث فلسفی آشنا باشد یا بتواند به داستان جنایی و ظاهرا متعارف فیلم، نگاهی خیال پردازانه داشته باشد، می تواند ارتباط خوبی با فیلم برقرار کند؛ و از صحنه های فیلم لذت ببرد. از جمله از صحنه ای که نگاه فلسفی- خیالپردازانه فیلم و فیلمساز به اوج خود می رسد: روی یک نوار ویدئویی که از مدتها قبل ضبط شده، پروفسور کورنِلیوس مرموز _در حالی که تنها سایه ای محو از او می بینیم._ به شیوه ای غریب و پیشگویانه به صحبت های حاضرین در قصر از قبل پاسخ داده است؛ و حاضر جوابی، صراحت و قساوتش در گفتار، مهمانان را آن قدر آزرده و مضطرب می کند که آنها مجبور می شوند نوار ویدئویی را متوقف کنند!
————-
- گفت توبه کردم از جبر ای عیار / اختیار است اختیار است اختیار (مثنوی معنوی)
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده
- تأملی بر حضور نوری بیلگه جیلان در جشنواره جهانی فیلم فجر؛ داور غایب
- جشنواره جهانی فیلم فجر۴۳؛ در ایستگاه پایانی «درس آموختهها» بهترین فیلم شد/ جایزه ویژه داوران به کارگردان ژاپنی رسید
- نقدی بر فیلمهای کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر
- معرفی داوران چهار بخش جشنواره جهانی فیلم فجر
- چهل و سومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آثار بخشهای چشمانداز و زیتون شکسته معرفی شدند
- برنامه نشستهای چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر منتشر شد
- جشنواره جهانیِ فیلم فجر در شیراز؛ جشنواره ثبات میخواهد
- اعلام آثار راهیافته به ۲ بخش جشنواره جهانی فیلم فجر
- اولین نمایش «مرد خاموش» در ایران؛ تیزر رونمایی شد
- داوران ایرانی معرفی شدند؛ افتتاح جشنواره جهانی فیلم فجر با فیلمی از عباس کیارستمی
- معرفی فیلمهای ایرانی حاضر در جشنواره جهانی فیلم فجر
- دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر مطرح کرد: نوری بیلگه جیلان در تیم داوری/ حضور ۸ فیلم ایرانی در بخش رقابتی
- شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»
- آغاز شمارش معکوس برای میزبانی فارس از جشنواره جهانی فیلم فجر
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- آغاز اکران آنلاین مستند «ساعت بیولوژیک»/ جشنواره سریالسازی نوین با روایت عمودی
- سریال «کلاغ»؛ شلیک به خود
- «بایسیکلران»؛ دور باطل در جهانی گروتسک
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ آیا فیلمی از ایران شانس رفتن به مسابقه را دارد؟
- هجوم به یک سالن تئاتر به دلیل مطالبه مالی!
- نهمین جایزه کتاب سال سینمایی در ایستگاه پایانی
- چرا «مزرعه حیوانات» نفروخت؟
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- فینال جام جهانی رقیب روز یکشنبهی فیلم نولان
- «جزیره رنگین»؛ وقتی خسرو سینایی جنوب را به روایت خود میآفریند
- معمای اقتباس از «طوبا و معنای شب»
- برندا فریکر درگذشت
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- فوت هنرمند جوان تئاتر؛ ساینا منصف درگذشت
- برای هفتاد و نهمین دوره؛ جشنواره فیلم لوکارنو داورانش را معرفی کرد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «بیگانه»؛ در حال و هوای آن سکوت کمیاب ساحلی
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- «روبیک» آماده نمایش و پخش شد
- «شیفتگی»؛ پیوند کلیشهی «آدم خوبه» با عنصر وحشت
- مقایسه سه تابلو در باب دوستی در سینما و ادبیات
- فوت ستاره «پارک ژوراسیک»/ سم نیل درگذشت
- آغاز بلیتفروشی «ویکُنتِ شقه شده» و بازگشت «باخ» به عمارت نوفللوشاتو
- اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد/ «گردن»؛ تجربهای اکسپریمنتال با محوریت بدن و حرکت
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟





