فرزانه متین- نمایش چه کسی جوجه تیغی را کشت ؟به نویسندگی و کارگردانی بهرام افشاری به فاصله ی دو سال بر روی صحنه رفت و توانست نظر مخاطبان بسیاری را جلب و گیشه تئاتر را فتح کند.قبل از آنکه به این نمایش بپردازیم باید ابتدا نقبی به نمایش جوجه تیغی،نخستین تجربه بهرام افشاری در زمینه نویسندگی و کارگردانی بزنیم.این تئاتر تنها یک بازیگر داشت و آن هم کسی نبود غیر از بهرام افشاری که بر پایه دیالوگ به نمایش در آمد.بازی تحسین برانگیز افشاری باعث شد این تئاتر به مدت سه سال در تماشاخانه های شهر به نمایش در آیدو با استقبال خوبی رو به رو شود.وی نشان داد به متن تسلط داردو با لهجه ی شیرین که تن صدایش گاهی بم و بلند می شد پرده از ماجراهایی برداشت که چگونه پایش به عرصه ی هنر باز شد.در واقع نمایش جوجه تیغی به نوعی اتوبیوگرافیک فردی است که راهی صعب العبور در پیش دارد.جوان شهرستانی که به دنبال رویاهایش راهی تهران می شود .وی از کسانی می گوید که سودای شهرت دارنداما هر چه پیش می روند فقط سراب می بینند او به مسایل مهمی اشاره می کند که مهمترین آن نادیده گرفته شدن استعدادها،برخورد بی ادبانه با سیاهی لشگر و در انتها فراموش شدن هنرمندان در گذر زمان و البته محدودیت های شهرستان است .افشاری که کارش را با شوخی شروع می کند ،در نهایت به تلخی پیش می رود.
بعد از نمایش موفقیت آمیز جوجه تیغی،بهرام افشاری به تدریج با بازی در نقشهای مختلف ،نبض سینما را در دست می گیرد که هم اکنون یکی از بازیگران طناز فیلم های کمدی دو سال اخیر می شود. او یک شبه این شهرت را به دست نیاورد بلکه واقعا این راه صعب العبور را طی کرد تا اینکه دنباله ی زیرکانه ی نمایش جوجه تیغی به نام چه کسی جوجه تیغی را کشت ؟از ۱۵ فروردین در تماشاخانه شهرزاد به نمایش در آورد.
«پایان همه چیز خوب است اگر پایان چیزی بد شد ،نگران نباش!این پایانش نیست»،برند اصلی تئاتر چه کسی جوجه تیغی را کشت ؟٫می شود.جمله ی انگیزشی که مخاطبان را سرکیف می آورد.
آنچه حائز اهمیت در این نمایش است اینکه بهرام افشاری نقش اول نیست بلکه در کنار تینو صالحی ،بازیگر دیگر این نمایش،مکمل یکدیگرند و هر کدام بدون بازی نقش مقابل ،معنا پیدا نمی کنند.بازیگری پر قدرت این دو در طول اجرا از نکات مثبت این تئاتر است.
برخورد بازجو و هنرپیشه ای ممنوع الکار که گاهی موقعیت هایشان جابه جا می شود،موضوع نمایش است.
تئاتر چه کسی چوجه تیغی را کشت؟٫با اینکه جذابیت و خلاقیت نمایش جوجه تیغی را ندارد اما بر روی دو مقوله مهمی دست می گذارد که جامعه با آن ها دست و پنجه نرم می کند؛عقده و قضاوت.
عقده می تواند در زندگی به گونه ایی نقش آفرینی کند که فردی را با روحیه هنری ، تبدیل به بازجویی خشن و کینه ای کندکه نماینده ای از کل جامعه است.اگر در نمایش جوجه تیغی،بهرام افشاری از رسیدن به موانع رویاها می گوید در این نمایش ،از مانع مهمی پرده بر می دارد و آن هم قضاوت است که گریبانگیر جامعه شده است.قضاوت اقشار مختلف جامعه.شایعه پراکنی و تیترهای زرد در فضای مجازی که چگونه می تواند با آبرو و حیثیت یک فرد اعم از هنری یا غیر هنری بازی کند .همه ی این عوامل دست به دست هم داده تا بهرام افشاری که یک سلبریتی است از عزت به ذلت افتاده است.همین شایع پراکنی ها که یقه ی جامعه را ول نمی کند باعث شده به قول افشاری،مردم دروغ را بهتر باور کنند.نمایش مخاطب را می خنداند اما خنده ای که در پس زمینه ی آن اندیشه و تفکر است .
با خود می گویم این همه خشم و هیاهو از کجا می آید که هنرمندی را از عزت به ذلت می نشاند و زوال هنری آن را رقم می زند.
با این حال،نمایش یک پیام دیگری هم دارد:این روزها که صحبت از بازگشت هنرپیشه های ممنوع الکار پیش از انقلاب است با آمدنشان،بهرام افشاری یک نسخه بسیار ضعیفی از آینده کاریشان نشان دادکه با چه معضلاتی رو به رو خواهند شد؛ممنوع الکار شدن یعنی همان مرگ تدریجی یک هنرمند.
خارج از پیام های تامل بر انگیز نمایش،تبلیغ و پروپاگاندای تئاتر یا همان حواشی اش از متن بیشتر بود.دکور و طراحی صحنه به حدی بد بود که مخاطب را سردرگم می کرد.گذاشتن یک میز طویل که در هر دو سویش بازیگران نشسته اند ،گردن تماشاگر را اذیت می کرد.اگر نمایش به سه بخش تقسیم شود بخش پایانی آن ها دراماتیک وحوصله سر بر بود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
آخرین ها
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»





