سینماسینما، محمدرضا مقدسیان:
اساسا شکلگیری درام بر مبنای قواعد روانشناختی معنا مییابد. این مهم به شکلی خودآگاه یا ناخودآگاه بروز پیدا میکند. درواقع چه بخواهیم و چه نخواهیم، وقتی سراغ خلق درام میرویم و در این مسیر سراغی از شخصیت و ارتباطش با خود، دیگران و محیط اطراف میگیریم، قدم در مسیری گذاشتهایم که ردپای روانشناسی در آن بهوضوح قابل رویت است. در این فضا سراغ گرفتن از درامهای روانشناختی یا درامی درباره روانشناسی میبایست ویژگیای بیش از یک اسم یا تصویری کردن روابط بین شخصیتها را در خود داشته باشد تا تفاوتی قابل معنا با سایر آثار دراماتیک پیدا کند. در این فضا میبایست معنا و مفهوم روانشناختی مدنظر فیلمنامهنویس و کارگردان در ابتدا درک و درونی شود و در ادامه با تکیه بر قواعد فیلمنامهنویسی به سمت تبدیل شدن به فیلمنامه و بعدتر فیلم حرکت کند.
«نوراستنی» بیش از آنکه اثری متعلق به فضای سایکودرام یا حتی اثری درباره خود اختلال روانی «نوراستنی» باشد، اثری چندپاره با ایدهای در حد ایده باقیمانده و روایتی سردرگم است که بیشتر به مشق کردن یک کارگردان جوان برای ساخت اثری تازه میماند تا یک فیلم سینمایی روانشناختی، یا حتی یک فیلم سینمایی ساده و سرراست. در فرهنگ لغت عمید «نوراستنی»[norāsteni] [فرانسوی: neorasthénie] «نوعی بیماری عصبی که با خستگی زیاد، احساس درماندگی و کم شدن تحرک همراه است؛ ضعف اعصاب» تعریف شده است. در تعاریف روانشناختی هم این اختلال در دسته اختلالات ناهماهنگی ذهن و تن دستهبندی شده و اینطور تعریف میشود: «نوراستنی عبارت است از شکایات مستمر و ناراحتکننده از احساس فرسودگی، خستگی و ضعف به همراه شکایات جسمی مانند احساس درد و کوفتگی عضلانی، سردرد و سرگیجه، مشکل خواب، عصبانیت و تحریکپذیری و ناتوانی برای احساس آرامش پس از کار ذهنی مختصر نظیر انجام دادن کار روزمره که مستلزم تلاش ذهنی غیرمعمولی نیست.» اما آیا این تعریف و این محتوا در فیلم قابل اکتشاف است؟ چه ویژگیای در شخصیت اصلی فیلم بروز پیدا کرده است که بتوان آن را از دیگر شخصیتهای با این اختلال تشخیص داد تا درنهایت به تعریفی از این اختلال دست یافت؟ نقطه اتکای داستان کدام شخصیت یا موقعیت است؟ اصولا توجیه و توضیح فیلمنامهنویس و کارگردان برای انتخاب این نام برای این فیلم کجا قابل ردگیری است؟ آیا صرف اینکه بخش زیادی از شهروندان امروز در سراسر دنیا هر یک بخشی از علایم این بیماری را دارند، میتوان بیرمقی شخصیتپردازی کاراکتر اصلی داستان و سایر کاراکترهای اطراف او را توجیه کرد؟ پاسخ منفی است. چه که در علم روانشناسی صرف تشخیص برخی علایم نمیتواند دلیلی بر به مرحله بیماری رسیدن برخی کژی و کاستیهای روانی شود، بلکه شدت این علایم و میزان همنشینی آنها با هم و میزان اعتبار و وزن آنها در زندگی شخص مشکوک به بیماری است که منجر به بیمار یا سالم تشخیص دادن او میشود. به بیان بهتر برای تصویر کردن یک بیمار مبتلا به نوراستنی و دستمایه قرار دادن بیماری او برای روایت داستان و تاثیر و تاثر او از و بر محیط اطراف میبایست ابتدا برای مخاطب این قاعده را وضع کنیم که شخصیت در حال تصویری شدن از نوعی اختلال رفتاری ویژه رنج میبرد و در پی آن سراغ اثرات این اختلال برویم و روابط علی و معلولی را بر بستر این عدم توازن و انحراف از مسیر روتین زندگی ترسیم کنیم.
«نوراستنی» در بهترین حالت روایتی از مقطعی از زندگی پسری جوان است که در گیرودار زندگی و دستوپنجه نرم کردن با سردرگمیهایش به نوعی دچار آسیبهای جدی شده و درنتیجه انزوا از محیط اطراف را در پیش گرفته است.
درواقع شخصیت اصلی داستان «نوراستنی» جنسی از انزوا و جامعهگریزی را در پیش گرفته، چه که در ارتباط برقرار کردن با انسانها و محیط اطراف کممهارت است. در این مسیر جدایی پدر و مادر او از هم و ضربه روحی و احساس بیارزشی درونی که گریبان او را گرفته، منجر به اختلال در رابطهها و تصمیماتش شده است. این ویژگیها همگی شاخصههایی است که در بسیاری از شخصیتهای سینمایی قابل جستوجوست، ولی نام هیچیک از این فیلمها ربط مستقیمی به مقوله تخصصی روانشناسی ندارد. استفاده از عنوانی روانشناختی و سراغ گرفتن از این مقوله در سینما به خودی خود مسئولیتزاست و مخاطب حتما از فیلمساز طلب پژوهش و تسلط بر موضوع را خواهد داشت.
شاید تنها گریزی که در فیلم به روانشناسی زده شده، حضور دختر روانشناس فیلم است که آن هم زیر سایه ماجرای مخالفت برادرش برای فعالیت در این حوزه کمرنگ میشود و مخاطب سردرگم میشود که ماجرا از چه قرار است. تماس تلفنی روانشناس فیلم با پسر جوان برای اینکه ملاقاتها ادامه پیدا کند و احتمالا درمان هم پی گرفته شود، میتواند رگهای از رویکرد روانشناختی فیلم باشد، اما مونولوگهای شخصیت فیلم در انتها در حین دویدن با این رویکرد که باید از دیگران فاصله گرفت، چه که همه انسانها قصد آزار و سوءاستفاده از ما را دارند، آب سردی است که بر سر تلاشهای مخاطب برای کشف نقطه انسجامبخش هدف فیلمساز ریخته میشود. درنهایت این مخاطب است که سردرگم از سالن بیرون میرود و تنها داشتهاش تماشای فیلمی است که نام عجیب و نهچندان آشنایی دارد.
جنسی از تشتت و درهم ریختگی در روایت خردهپیرنگهایی که در قامت یک فیلم ارائه شدهاند، به مخاطب منتقل میشود که بهراحتی میتوان این جنس از عدم تمرکز و بیان نهچندان صریح را به خودی خود دستمایه بررسیهای روانشناختی یا حتی روانکاوی سینمایی قرار داد. با این همه باید پذیرفت ساخت یک فیلم سینمایی بلند با هزینهای تقریبا نزدیک به صفر ریشه در علاقه و انگیزه بالایی دارد که نیازمند همکناری با دانش و تخصص سینمایی و فیلمنامهنویسی است. صرف داشتن انگیزه و دغدغه، در عین ارزشمند و قابل احترام بودن، نمیتواند شرط کافی برای فیلمسازی بلند باشد. این با این فرض نهچندان معتبر مطرح میشود که بپذیریم صرف علاقه و انگیزه میتوان فیلم کوتاه ساخت. که البته به ظن این قلم ساخت فیلم کوتاه نیازمند تخصص و دانش غنیتر، درونیتر و کمینهگراتر است، ورنه هر نمونه بصری با زمان کوتاه را نمیتوان فیلم کوتاه نامید.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- این هنر و تجربه آنتی ویروسی ست بر فیلم های به هرقیمت مسخره
- تحقق آرزوی چندساله فعالان انیمیشن در هنرو تجربه
- جعفر صانعی مقدم: گسترش فعالیتها در سینمای «هنر و تجربه» بستگی به تامین نیازهای مالی دارد
- انتشار تیزر هفته فیلم ایتالیا + ویدئو
- اسامی فیلمهای حاضر در هفته فیلم ایتالیا اعلام شد/ از آثار مورتی تا برتولوچی
- هفته فیلم ایتالیا ۱۱ آذر آغاز میشود/ نمایش آنلاین و رایگان فیلمها
- چهارمین دوره هفته فیلم اروپایی برگزار میشود/ اعلام جزییات رویداد
- نانهای بیات/ نگاهی به فیلم «حوا، مریم، عایشه»
- کدام چریکه؟ کدام بهرام؟/ نگاهی به مستند «چریکه بهرام»
- سالها بایست تا دَم پاک شد/ نگاهی به فیلم «پری»
- فهرست فیلمهای روی پرده در سینماهای «هنروتجربه»/ «منگی» از ۱۵ شهریور میآید
- تابناک: نخستین گامها برای تعطیلی بستر نمایش دهها فیلم سینمایی ایران؟
- قابهای نامتعارف بیمعنی/ نگاهی به فیلم «امیر»
- ابوالفضل جلیلی: مشکل فیلمهای من این است که مردم را به فکر میاندازد
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم
- «ابرسواران مه رکاب» منتشر شد
- پیتر گیل درگذشت
- سه جایزه جشنواره ایتالیایی به «مرد آرام» رسید
- «بیضاییخوانی» به «اژدهاک» رسید
- در پنجاه و یکمین دوره برگزاری؛ فیلم قصیده گلمکانی در بخش کشف جشنواره تورنتو
- «نفسگیر»؛ وقتی بحران نه با ویروس که با انکار آغاز میشود
- «فراموشخانه»؛ قربانیان فراموششدهی تاریخ
- نگاهی نقادانه بر تجربه تئاتر تعاملی ایوب بختیاری/ پداگوژی روایت
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- کمدی «مادرکیو» دوباره روی صحنه میرود





