-
یاشار نورایی منتقد سینما در صفحه اینستاگرام خود نوشت :خانم یایا(رضا کاهانی) به عنوان یک پدیده جهت شناخت رفتار مخاطبان فیلم مهمی است؛ اینکه چگونه انتظارات تماشاگر را تبلیغات و حواشی و کلاً نوع فیلمسازی کاهانی به سمتی میکشاند که عامهی ببینندگان نه فقط از آنچه میبیند، بلکه از آنچه در ذهن داشته و روی پرده نمیبیند، سرخورده و منزجر شود! مسافرین جاده چالوس و دیگران که اخیراً چشمشان به بیلبوردهای فیلم میخورد، با توجه به ترکیب بازیگران و تم تایلند، به خیالشان با دیدن فیلم به یک سفر تفریحی پر شر و شور و جهش بصری از خط قرمزهای مرسوم میروند و حالا با فیلمی مواجه شدهاند که به لحاظ لحن و ریتم (کاملاً آگاهانه) در تضاد با این تصور است. مسئله اما فراتر از یک فیلم خوب و یا بد است و عملاً چند عامل در شکل گرفتن این موج منفی علیه فیلم دخیل اند؛ یک اینکه انتخاب و ترکیب بازیگران هر چه قدر هم که با نوعی دهن کجی تعمدی نسبت به توقع مردم و تصورشان از ترکیب کمدی عطاران و فرخنژاد و حیایی توام باشد، میتواند نوعی سرکار گذاشتن خلق الله تلقی شود. دوم اینکه چرا باید این فیلم که موضوع و ایده درخشانش (مواجه ذهنیت بسته و منقبض ایرانی با عینیت آزادی و گریز از آن) در شکل فعلی مناسب یک فیلم کوتاه است و با ریتم کند به زور به زمان یک ساعت و ربع رسیده، اکران گسترده شود؟ از بخت بلندم، فیلم را با دوستی تنها در یک سالن تماشا کردم که به غیر از ما دو نفر تماشاگر دیگری نبود و به دلیل قرار نگرفتن در فضای ناسازگاری و غرغر تماشاگران و سوژه و اندیشهی جاری در فیلم و برخی ظرایف اجرایی، از آن اصلاً بدم نیامد. اما پس از تمام شدن فیلم میتوان راحت به این نتیجه رسید که جنس فیلم منهای بازیگران پرفروش و فارغ از ضعفهایش، مناسب اکران محدود است تا مخاطب خودش را پیدا کند و تماشاگر بخت برگشته با دیدن این نوع فیلمها هاج و واج نماند…
برچسبها: خانم یایا, یاشارنورایی
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظرات شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت







کلا یک فیلم کاملا بد که شاید هم کلاهبرداری جدیدی که در سینمای ایران شروع شده. ظاهرا رفته بودند گردش و روز آخر با کرایه یک موتور یه چرخه خواستن خرجشان را دربیاورند.اما بازیگران گرما زده شده بودند و حال حرف زدن هم نداشتند.
حقمان است.
تا ما باشیم که گول تبلیغات و بنرهای را نخوریم. آدم عاقل با دیدن عکس که فیلم نمیبیند.