«تمام سینمادوستان ایرانی به شکل مستقیم و غیرمستقیم شاگرد استاد کاووسی بودند. او از بانیان فکر و اندیشه سینما بوده و در این جریان از هر بازیگر و کارگردانی نام آورتر است. نکته مهم این است که او به عنوان یک نویسنده با قلم اش توانست به جایگاه یک ستاره برسد.»
احمد طالبی نژاد
اگر «امیرهوشنگ کاووسی»عمرش به این دنیا بود ۹۶ ساله می شد. مردی که عزت الله انتظامی جایی درباره اش گفته بود: «برای من دردآور بود بیان کنم دکتر کاووسی که سال های سال عمر خود را برای تلویزیون صرف کرد به گفته همسرش ماهانه ۵۰۰ هزار تومان به حسابش واریز می شد». او که وقتی دوم فروردینِ پنج سال پیش درگذشت، بعضی ها اصلاً نمی دانستند که او در قید حیات بوده است. او که نقد فیلم در ایران بسیار به او مدیون است، تحصیلات عالیه را در دانشکده حقوق دانشگاه تهران آغاز کرد اما پس از دو سال، نیمه تمام رهایش کرد. او در سر، تحصیل سینما و تئاتر در فرانسه را می پروراند. از این جهت، راهی مدرسه عالی سینمای فرانسه شد. جایی که آن زمان ایدک(IDHEC) نام داشت و اکنون به فمیس(LA FEMIS) شناخته می شود. دیپلم فیلمسازی اش را که گرفت، به دانشکده ادبیات دانشگاه سوربن رفت و در آنجا فیلموتوژی خواند. سال ۱۳۲۷ بود که از رساله دکترایش با عنوان «سینما و کمیک» دفاع کرد. همچنین در این سال ها، با بزرگانی چون کلود اوتان-لارا، ژان-پل لو شانوا، ژان لاویرون و کریستین ژاک کار کرد.
او در سال ۱۳۳۳ به دعوت اسماعیل کوشان به ایران آمد تا در استودیو پارس فیلم (سینما عصر جدید فعلی) با او همکاری کند گرچه فیلم «یوسف و زلیخا» که بنا بود با همکاری این دو ساخته شود، به نتیجه نرسید؛ این تجربه و چند تجربه ناکام دیگر، او را دلسرد از فیلمسازی کرد.
او همچنین در آبان ۱۳۳۸، نخستین جشنواره بین المللی فیلم را در ایران با عنوان «سینه کلوب ایران» در سینما نیاگارا (سینما جمهوری فعلی) برگزار کرد که مقدمه ای بر جشنواره جهانی فیلم تهران شد. او اما از ابتدای دهه ۱۳۳۰ نقدنویسی را با مجله روشنفکر آغاز کرد و به همراه هژیر داریوش و فرخ غفاری از پرچمداران این عرصه شد. کاووسی بود که با لحنی تند و پرخاشگر همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی تا بازیگری را به باد انتقاد گرفت و البته در اوایل دهه ۱۳۴۰، اصطلاح «فیلمفارسی» را به ادبیات سینمایی ایران اضافه کرد و نوشت: «فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی…. آن فیلم ها نه فرم داشتند، نه ساختار و نه قصه. اصلاً به همین دلیل به آنها می گفتم فیلمفارسی… فرانسوی ها به این نوع فیلم ها اگر بخواهند احترام قائل شوند می گویند navet یعنی شلغم». او حتی موج نو سینمای ایران را هم رد کرد و معتقد بود که «در سینمای ایران موج کهنه ای نبوده که بعد از آن موج نو ایجاد شود». او که شاید کسی فکرش را هم نکند رباعیات خیام را به فرانسه ترجمه کرده باشد، ۶۰ سال نقد فیلم نوشت و برای هر نقد، چنان روز اول شور و شوق داشت.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- امیر نادری و ذات و زبان سینما
- رمان «رخشان»؛ گُذار از خامیِ عاطفی تا رسیدن به بلوغ فکری
- فستیوال فیلم ونیز ۲۰۲۶؛ توضیحات مدیر جشنواره درباره غیبت فیلمهای هالیوودی
- نگاهی به بازی محسن قصابیان در سریال «کلاغ»/ استراتژی مکث و سکوت
- فوت یکی از برندگان اسکار؛ گلن هانسارد درگذشت
- کاوه کاویان درگذشت
- «روسری آبی»؛ فرا رفتن از چارچوب بسته
- «جای دندان پلنگ»؛ جای دندان پلنگ بر تن زخمی گربه
- ۲۰ سریال غیرانگلیسیزبان برگزیده سالهای اخیر
- اکبر عبدی؛ پدیده کمنظیر بازیگری در سینمای ایران
- «سامی» به ایتالیا میرود
- «غروب در دیاری غریب» به خانه اردیبهشت اودلاجان رسید
- تغییرات در سازمان سینمایی با انتشار سه حکم جدید
- درباره چهار فیلم موفق در باکس آفیس ۲۰۲۶/ نابودگران کلیشه
- مرضیه برومند دبیر جشنواره سی و یکم تئاتر کودک و نوجوان شد
- «پیکا» و ضرورت شکستن سکوت پیرامون تاثیر طلاق بر کودکان
- آیا مدیر جشنواره مقصر است؟/ سهم فیلمسازان زن در ونیز ۲۰۲۶: یک از بیست
- «خون بس»؛ زخمهایی که التیام نمییابند
- درباره اکبر عبدی/ آقای خنده و خاطره
- در سی و دومین دوره برگزاری جشنواره؛ فیلمساز ایرانی با «۳۲ متر» به سارایوو میرود
- آقای کارگردان جنگ فرهنگی را برده است؛ یونانیها در افسون «اودیسه» کریستفر نولان
- مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر زنده یاد «اکبر عبدی»
- با بازی دیوید جانسون؛ دنباله سوم «پلنگ سیاه» ساخته میشود
- پاتوق مستند و نمایش «دختران باد» و «بوم ایرانی»
- اکبر عبدی به خانه ابدی بدرقه شد
- در رثای خیرخواه، اکبر آقای عبدی!
- خوانهای اودیسئوس؛ سفر اسطورهای میان هیولاها، وسوسهها و آزمونهای انسانی
- اکبر عبدی؛ از بازیگریِ بدن تا آفرینش شخصیت
- آخرین پلان مرد هزارچهره؛ اکبر عبدی در قاب جاودانگی
- اکبر عبدی درگذشت






