فرزاد مؤتمن معتقد است: بنیاد سینمایی فارابی و خانه سینما که کارکرد درستی هم ندارند، باید به طور کلی منهدم شوند!
به گزارش سینماسینما ،کارگردان «شبهای روشن» درباره اینکه چقدر با مسائل مافیای اکران درگیر بوده و چقدر به وجود این عنصر باور دارد، به بانی فیلم گفت: خیلی درگیر مافیا نیستم و اینکه اصولاً چیزی را پیگیری نمی کنم. معتقدم امروز در جامعه ای زندگی می کنیم که مدنی نیست. ما در یک جامعه قبیله ای زندگی می کنیم. اگر تا ۲۰-۱۰ سال پیش ملاحظه کاری می کردم و حرفی نمی زدم، حالا در ۶۲ سالگی چیزی برای از دست دادن ندارم که ملاحظه کاری کنم. بلاهایی که بر سر اکران فیلم هایم آمده هم برایم مهم نیست، چون می دانم در کشور وضع کلی بر همین منوال است. به هر حال سینمای ایران صنعتی نیست و یک سینمای آماتوری است. بین تولید و اکران ما فاصله هست و عدالتی در کار نیست.در حال حاضر پخش کننده و تولید کننده، در بهـترین شکل دو تا سالن سینما دارد(اغلب هـمین را هـم ندارند) سینما باید در اختیار تولید کنندگان باشد. تعداد سینماهـایى که تهـیه کننده در اختیار دارد، به شما می گوید که چه مقدار باید براى فیلم هـزینه کرد. در حال حاضر ما در حالى فیلم تولید می کنیم که نسبت به آینده آن کاملا کور هـستیم.متاسفانه ما الان هیچکدام این چیزها را نداریم. اکثر سینماها دست نهادهای دولتی مثل حوزه هنری هستند، مدیریت هایشان کهنه، پیر و از کار افتاده ای شده اند، سلیقه هایشان هنوز سلیقه های اکران دهه ۴۰ هست، تعداد فیلم هایی که ساخته می شود بیش از اندازه هست و تعداد سالن هایی که داریم، کم است.
کارگردان فیلم در نوبت اکران«سراسر شب» ادامه داد: هر جا که عرضه و تقاضا با هم همخوانی نداشته باشند، بوروکراسی بوجود می آید. مثلاً اگر تولید نان کم شود جلوی در نانوایی یک پاسبان می گذارند که مردم صف را رعایت کنند. پاسبان از قپه خود استفاده می کند که براى خودش دو تا نان بیشتر بردارد. الان ما در حیطه اکران پاسبان هایی داریم که در واقع اکران را در دست خودشان گرفته اند و اینها به یک سری فیلم ها امکانات بیش از حد اندازه می دهند، تعدادی از فیلم ها را هم می سوزانند و تعدادی از فیلم های دیگر هم رنگ اکران به خود نمی بینند. اوضاع خیلی بدی است و مشکل اصلی هم اکران نیست، بلکه معضل اصلی سینمای ایران این است که هیچ بافت اقتصادی منطقی ای ندارد. اگر بخواهیم واقعاً مشکل را حل کنیم، باید در سطح ملی مسائل اقتصادی کشور حل شود؛ یعنی تا وقتی که اقتصاد حاکم بر کشور ما همین اقتصاد دلالی و رانت خواری از بانک هاست، این رانت خواران با پول هایشان وارد سینما می شوند و همه مناسبات را بر هم می زنند. در ۱۵ سال اخیر بارها این اتفاق افتاده است. دلیلش هم وجود این همه فیلم و ستاره قلابی در سینمای ایران است.در عین حال کماکان در سطح کلان به جامعه ای احتیاج داریم که در آن پول سالم، هزینه تولید و محصول نهایی صادر شود. اگر این اتفاق در سطح کلان اقتصاد کشور بیفتد، می توانیم راجع به سینما صحبت کنیم.چه فایده اما که این اتفاق نمی افتد. در واقع بحث امروز راجع به سینما مثلماجرای نان و شیرینی است. به تعبیری که زمانی لویی شانزدهم، به مردم گفت: «نان ندارید بخورید، شیرینی بخورید!».
کارگردان «هفت پرده» درباره اینکه برای حل بحران اکران و کوتاه کردن دست مافیا باید چه کار کرد، افزود: ما اگر بخواهیم به طرف سینمایی سلامت و حرفه ای برویم که بافتی درست پیدا کند، باید برگردیم به طرف آن بافتی که بین سال های ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰ بود. یعنی شرکت های فیلمسازی که بعضاً سینماهایی در اختیار داشتند و فیلم مناسب این تعداد سینما هم می ساختند. این تنها دوره ای بود که سینمای ایران، سینمای صنعتی بود.در حال حاضر بنیاد سینمایى فارابى عده اى را با پولهـاى بى کران، بزرگ می کند، در حالیکه اکثریت سینماگران از امکانات فارابى کاملا بى نصیب هـستند و از طرف دیگر، عده اى با حضور در این هـیات مدیره و آن هـیات مدیره خانه سینما، تنهـا راه هـاى خود را براى رخنه به درون برکراسى سازمان سینمایى هـموار می کنند.در واقع اولین اتفاقى که باید رخ بدهـد، این است که شرط دریافت پروانه ساخت به کلى حذف شود و وظایف سازمان سینمایى به اعطاى پروانه نمایش محدود شود.در حالیکه سینما باید در اختیار تولید کنندگان باشد تا فاصله بین تولید و اکران از بین برود.
این سینماگر در پایان اظهار داشت: هـر چقدر دفتر و دستک هـایمان کمترشود و ادارات، سازمانهـا و نهـادهـاى کمترى در سینما درگیر شوند، بیشتر به شرایط اولیه براى تولید فیلم خوب نزدیک میشویم. اجازه بدهـید، بخش خصوصى جرأت سرمایه گذارى پیدا کند. بگذارید سینما نفس بکشد.
***
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
آخرین ها
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه





