«سقای تشنهلب»، مهمترین و شناختهشده ترین فیلم کوتاه رسول ملاقلیپور است.
به گزارش سینماسینما، ملاقلی پور در زمان جنگ، مستند می ساخت و در این راه، جراحات و آسیب های جنگی را هم نصیب خود کرد. وقتی در بیمارستان بستری بود، روی تخت کناری اش، پسر جوان مجروحی افتاده بود که نباید آب می خورد. از قضا، آن پسر در جبهه، سقا بود. این ماجرا، دستمایه ساخت فیلم کوتاه ۱۶ میلیمتری «سقای تشنه لب» شد.(بخشهایی از یک گزارش مفصل در هفته نامه چلچراغ.تیر۹۴).علی ملاقلی پور درمصاحبه ای با روزنامه جوان درباره این نوجوان توضیحات بیشتری داده وگفته : آن نوجوان در همین شرایط شهید میشود و شهادت وی نه تنها روی پدرم بلکه بر همه افرادی که در آنجا بستری بودند، اثر میگذارد.
ناصر صفاریان منتقد سینما در سال ۷۷ در یادداشتی در ماهنامه فیلم درباره این ساخته ملاقلی پور می نویسد :تقارن سالهای نخست جنگ با سالهای نخست فیلمسازی ملاقلیپور، این اثر را از یک سو با محتوای دوستداشتنی و دلنشینی که روایت ایثار رزمندگان ایرانی ست، و از سوی دیگر با ساختاری ضعیف و از هم گسیخته روبهرو ساخته.نمایش تلویزیونی این فیلم در آن سالها، به دلیل این که مردم را با واقعیتهای جبهههای جنگ آشنا میکرد، نظر مثبت بینندگان را به خود جلب کرد؛ و چندین بار از تلویزیون پخش شد. اما حالا که به فیلم نگاه میکنیم، یک سیاه مشق تصویری است از فیلمساز تازهکاری که هنوز به سینما خو نگرفته بوده.
/روایت اکبر نبوی از سقای تشنه لب/
اکبر نبوی در مصاحبه ای در سال ۸۶ درباره ماجرای واقعی آن سقای تشنه لب گفته است :در برنامه «برداشت دو» که با هم صحبت می کردیم، یک چیزی گفت که آن موقع برای من خیلی شیرین و جذاب بود و هنوز هم برایم جذابیت دارد. اشاره می کرد به این نکته که من داشتم فیلم می گرفتم، کاست تمام شد. در یک وضعیت خاصی آمدم از دستیارم کاست بگیرم و دوباره فیلمبرداری را شروع کنم. چون جهتم تغییر کرد، پای من بالا آمد و چون به سمت دستیارم دراز شده بودم، تیر به پایم خورد و مجروح شدم. رسول تنها کسی هم هست که فیلم مجروح شدنش وجود دارد. شاید خیلی از هنرمندان جبهه رفتند، فیلم گرفتند، تصویر گرفتند، مجروح هم شدند، ولی از آنها فیلم وجود ندارد. اما رسول تنها کسی است که فیلمش هست، چون وقتی مجروح می شود و دوربین از دستش می افتد، دستیارش (کسی که از بچه های حوزه هنری بود و اسمش ابراهیم بود، و بعدش هم شهید شد) شروع می کند از رسول با همان دوربین تصویر گرفتن. یعنی ادامه تصاویری که خود رسول گرفته، تصاویر مجروح شدن خودش است تا زمانی که او را درون آمبولانس می گذارند و می برند. می گوید: «مجروح شدم و خیلی داد و بیداد می کردم. درد داشتم و از طرفی می ترسیدم.» یک نوجوانی بود که خود رسول می گوید: «تازه پشت سبیلش داشت سبز می شد. این خیلی به من بد و بیراه می گفت. خودش تقریباً شش گلوله به شکمش خورده بود؛ می گفت تو آبروی همه را بردی». رسول می گفت: «کوچک بود، ولی مرد بسیار بزرگی بود».البته خاطره آن بچه ای که در بیمارستان هفتم تیر تهران در اتاقش بود و مبنای آن «سقای تشنه لب» شد، آن هم چیز شیرینی بود. یک نوجوانی خودش در جبهه توزیع کننده آب باشد، دچار جراحتی بشود که آب را بر او ممنوع بکنند. او آن قدر به این وضعیت حساس شده بود که اگر در اتاق مجاور شیر آب باز می شد، گوش هایش را تیز می کرد. تا اینکه حتی یک روز شلنگ سرم را کشید و در دهان خودش کرد. چون تابستان بود و هوا هم گرم. اینها را که تعریف می کرد، فکر می کنم یک نکته خیلی مهم در ذهنش بود. چون در آن بخشی هم که اشاره می کند من مجروح شدم و آن پسر هم تیر خورده بود، می گوید: «کوچک بود، اما در درون، مرد بسیار بزرگی بود».
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی تحلیلی به سینمای رسول ملاقلیپور در موزه سینما
- قهرمانها را چه شد؟
- در هوای آن مجنونِ عدالتخواه
- یادنامه «رسول» منتشر شد/ بررسی سینمای رسول ملاقلیپور در روزگار پس از او
- برشهای کوتاه/ کلیپی از «قارچ سمی»
- خبرهایی از شانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- از ملاقلیپور تا احمدرضا درویش/ سینماگرانی که درباره فتح خرمشهر فیلم ساختند
- رقابت ۱۸ فیلم سینمایی در بخش مسابقه جشنواره «مسیر عشق»
- حرف های کیومرث پوراحمد درباره حواشی فیلم «پنجاه قدم آخر»/ویدئو
- ملاقلی پور: می گفتند مزرعه پدری جنسی است!/مروری برکارنامه فیلمسازی رسول ملاقلی پور
- مروری برکارنامه رسول ملاقلی پور /هیوا
- مروری برکارنامه رسول ملاقلی پور /نجات یافتگان
- مروری بر کارنامه رسول ملاقلی پور /سفر به چذابه
- مروری بر کارنامه رسول ملاقلی پور /پناهنده
- حرف های سینماگران درباره رسول ملاقلی پور در یک مراسم/تصاویر
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت
- «عبور از نمیدانم» در موزه سینما
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ گزارشی از آرای منتقدان فیپرشی/ «مراقب» در صدر جدول افقها
- گذری در جشنواره فیلم ونیز / گزارش تصویری
- نمایش «رومولوس»؛ این رومولوسِ مغموم
- رونمایی از ۶ کتاب درباره فیلمهای شاخص سینمای ایران در موزه سینما
- دو جایزه جشنواره «جامو و کشمیر» به «زیبا صدایم کن» رسید





