سینماسینما، منوچهر دینپرست
در باب سینمای فرهادی صحبت کردن سهل و ممتنع است. او سینماگری است که جنس و فضای معرفتی سینما را بهخوبی شناخته و توانسته ایدههای خود را که از دامنه و گسترهای نسبتا جدی برخوردار است، در عالم سینما قرار دهد. او با بهرهگیری از مفاهیم انتزاعی که با جهان عینی نسبتی وثیق دارد، ارتباط جدی برقرار کرده است. بهطوریکه میتوان سینمای او را سینمایی دانست که معنا و مفهوم در آن موج میزند. باری، قصد برشمردن ویژگیهای سینمای فرهادی را ندارم و در این اندک مجال نیز نمیتوان به تاملات و ویژگیها و کاستیهای سینمای او اشاره کرد، اما به واسطه فیلم جدید فرهادی، نگاهی داشته باشیم به «همه میدانند» فرهادی و جهان پر از تاملاتش.
«همه میدانند» در قالب یک داستان نسبتا معمایی و هیجانانگیز مخاطب را در کانون رویدادی قرار میدهد که میتوان آن را در گستره کشاکش حقیقت- پنهان یا آشکار- خفا نگریست. فرهادی توانسته با تنظیم دستگاه دینامیک فیلم، فضای دوگانهای را ایجاد کند که ما دائما با لایهای یا بخشی از حقیقتی که پنهان شده، روبهرو شویم. لایهای که به مرور در بخشهای مختلف فیلم آشکار میشود. حقیقتی که گویی همه میدانند و کسی نمیگوید. داستان فیلم بر اساس پنهانکاری لائورا و پاکو شکل گرفته است. دو دوستی که گویی زمانی دلداده یکدیگر بودند و در این میان فرزندی به دنیا آمد که از آن پاکو بود و لائورا آن را پنهان کرده و اینک با مفقود شدن فرزندش که عدهای آن را ربودهاند و تقاضای پول کردهاند، ما با داستانی روبهرو میشویم که با آمدن همسر لائورا، یعنی الخاندرو، فیلم در کالبدی قرار میگیرد که دوگانگی حقیقت -پنهان یا آشکار- خفا را میتوان بهخوبی دریافت. فرهادی با ایجاد چنین دوگانگیای است که استعداد ویژهای مییابد تا مخاطب با مفاهیمی چون صداقت و دروغ به شکلی عینی و ملموس آشنا شود. اگرچه او فیلمسازی است که بهشدت از پند و نصیحت یا نتیجهگرایی دوری کرده و مخاطب را در منظومهای قرار میدهد که تناسبها بهخوبی رعایت میشود.
فارغ از مضمون فیلم که چیرگی جدی بر ساحت فیلم دارد، ما با فضاهایی روبهرو میشویم که گویی خود نیز میتوانیم در آن قرار گیریم و این نیز از ویژگی تکین «همه میدانند» است؛ ویژگیای که فارغ از همذاتپنداری با ساختار فیلم میتوانیم ساحت ادراکی آن را بهخوبی دریابیم و با سونوگرافی اجزا و کلمات به ایده اصلی فیلم دست پیدا کنیم. اگرچه فیلم با تنش و اضطراب به پیش میرود، اما این اضطراب ساحت فیزیکی فیلم را به هم نریخته و سادهانگارانه است که تصور کنیم با چنین اضطرابی ما با بههمریختگی روبهرو میشویم که مرز معنا و توهم آشکار نشود. فرهادی با قرار دادن مخاطب در آستانه چنین مرزی است که به ما میگوید از ایده اصلی که همانا درک اخلاقی آن و رهایی از دروغ و پنهانکاری است، فضایی معصومانه و عاری از گناه برای خود نسازیم.
به نکته دیگری که اشاره میکنم، موضوع سفر است. در «همه میدانند» گویی عدهای باید در سفر باشند؛ لائورا که از سفر آمده، یا همسرش که هنوز در آرژانتین است، یا کسی که دخترش را ربوده میخواهد به آلمان برود، یا… سفر فارغ از تداعی معنی خاصی که دارد، در «همه میدانند» نشان از یک تحرک و جابهجایی است که او را از جایی به جای دیگری رهنمون میکند، که جای جدید او را با الزاماتی آشنا میکند که میتوانیم آن را در بستر فیلم بهخوبی بیابیم. به عبارتی، سفر از دل تاریکی به نور و رهایی از یک سکون است. فرهادی با استفاده از مفهوم نور دائما آن را به رخ مخاطب میکشاند. ما با مشاهده و درک نوری که در تاریکی زمان فیلم میبینیم، بهخوبی مفاهیم برساخته کشاکش حقیقت -پنهان یا آشکار- خفا را میتوانیم درک کنیم.
فرهادی در این فیلم با رهایی از فضایی که میتوانست او را در چنبره ایدئولوژیک قرار دهد، رها شده و با دستی باز مضمونی را روایت میکند که امکان آن در چنین فضایی مقدور نبود. بر این اساس است که منطق فهم «همه میدانند» سخت و دشوار نیست و پازلها بهخوبی در کنار هم چیده شدهاند و مخاطب با حذف یا رویابافی شخصیتها روبهرو نمیشود و با جهانی روبهرو میشود که اینبار در یک روستای اغواکننده اسپانیایی میبینیم.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- فرهادی از رفتن به اسکار باز ماند
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- بازگشت به زبان مادری؛ فیلمنامه بعدی فرهادی به زبان فارسی خواهد بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- اصغر فرهادی در پرتغال مسترکلاس کارگردانی برگزار میکند
- ورایتی گزارش داد؛ فروش گسترده فیلم اصغر فرهادی در بازارهای جهانی
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- کن ۲۰۲۶، از پرده تا پیادهرو
- فیلم فرهادی را نپسندیدند؛ فیلم پاولیکوفسکی در صدر جدول منتقدان مجله اسکرین کن ۲۰۲۶
- «داستانهای موازی»؛ فیلمی پرتعلیق، هوشمندانه و استادانه
- جشنواره کن ۲۰۲۶؛ نظرات ضد و نقیض منتقدان درباره «داستانهای موازیِ» فرهادی
- نشست خبری «داستانهای موازی» در کن؛ فرهادی: معنای همدردی با قربانیان جنگ، نادیده گرفتن کشتهشدگان اعتراضات نیست
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت





