سینماسینما، آرامه اعتمادی:
چیـست آدم؟ تــجـلـی ادراک/ یـعنـــی آن فــهم مـعنی لـولاک
انسانها گوناگوناند و زیبایی و چشمنوازی طبیعت و جهان هستی در تفاوت همین شکلها و رنگها و خصوصیات فردی است. «مانکنهای قلعه حسنخان» مستندی است بر پایه این دیدگاه قدیمی و احتمالا تکراری. گرچه فیلم درباره سرنوشت متفاوت بشر است، اما این مستند از این مفهوم کلیشه و تکراری تا حدی دور میشود.
سام کلانتری بهعنوان کارگردان سعی کرده تا عروسکهایی بزرگتر نه فقط به جهت ظاهر و اندازه، بلکه به واسطه جایگاه اجتماعیشان را برای نمایش قصهاش به کار گیرد؛ عروسکهایی که پیش از این کمتر سراغ آنها رفتهاند، گرچه در سینمای بلند داستانی ایران و جهان نمونههایی قصهگو و موفق ساخته شدهاند، مثل فیلم «خواب سفید» یا «لارس و دختر واقعی»، اما همچنان در سینمای مستند و داستانی انتخاب مانکنهای بیجان و بیروح میتواند نشانهای تقریبا نو و دستنخورده با جای کار زیاد برای انتقال مفهوم و پیامی باشد.
در صحنههای ابتدایی فیلم، مخاطب با تصاویری دقیق و هنرمندانه در فیلمبرداری و استفاده از نماهایی تمیز و چیدهشده، از پایه و اساس شکلگیری مانکنها با آنها آشنا میشود تا پیام فیلم از همان ابتدا در شباهت با زندگی انسان رخنمایی کند. مانکنها مثل آدمیزاد و خلقتش، قدرت انتخاب برای شکل و سر و ظاهر و رنگ پوست و سلامت یا ناقص و معلول بودنشان ندارند. آنها حتی نمیتوانند خانه و خانوادهشان را انتخاب کنند، اما کاملا بدیهی است که برخلاف آدمیزاد مانکنهای قلعه حسنخان بیاراده و فاقد قدرت تصمیمگیری برای ادامه و انتخاب مسیر زندگی و راهشان هستند. حضور آنها در فیلم اشارهای است به زندگی اکتسابی و شاید اجباری انسان.
از دیدگاه برخی فلاسفه، روح و قلب، رسالت وجودی انسان و وظیفه مهمی را که برای آن سر از این دنیا درآورده، به سرانجام میرسانند و جسم و کارکردش در طبیعت و ماهیت زندگی، جزئی از لایههای بیرونی ذات بشرند که همه در خدمت او هستند. وجدان، عقل و منطق و هوش به کمک روح و جان میآیند تا شکل زندگی ناخواسته و انتخابنشده را تغییر دهند و به همین دلیل واضح و روشن آدمیزاد میتواند مسیر زندگیاش را به انتخاب خودش تغییر دهد. مانکنهای قلعه حسنخان، عروسکهای بیادراک و بیاراده هستند که در همین حال هم بیشباهت به بشر امروز نیستند، و مخاطب بهراحتی میتواند مفهوم بسیار ساده و آشکار فیلم را لمس کند و تقدیر رقمخورده این عروسکها را درک کند.
از دیدگاهی دیگر همه اقشار بشر از یک واحد خلق شدهاند و ریشهشان یکی بوده، اما پس از جدا شدن از یکدیگر و مهاجرت به سرزمینهای مختلف، صفات ژنتیکی بهعنوان صفات برتر و فائق بر دیگر موارد پدید آمدهاند (!) و ژنهای دیگر در آن مناطق امکان بقا و رشد پیدا نکردهاند. محیط و منطقه زندگی، که به مرور زمان با تکثیر نسل بشر، با آن اُنس گرفتهاند، سبب تفاوت آدمیزاد شده است، همانگونه که در کتابهای دینی و رسالههای قابل استناد و از همه مهمتر قرآن و انجیل هم آمده و به آن اشاره شده است. برای مثال در سوره روم گفته شده از نشانههاى قدرت خالق هستی اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست. برخی از مفسران در تفسیر این آیه نوشتهاند: «بیشک زندگی اجتماعی بشر بدون شناخت افراد و اشخاص ممکن نیست. اگر یک روز همه انسانها یک شکل و یک قیافه و دارای یک قد و قواره باشند، در همان یک روز شیرازه زندگی به هم میریزد. نه پدر و فرزند و همسر از بیگانه شناخته میشوند و نه مجرم از بیگناه، یا بدهکار از طلبکار، یا فرمانده از فرمانبر و رئیس از مرئوس و میزبان از مهمان، چنانکه دوست از دشمن شناخته نمیشود و جنجال عجیبی برپا خواهد شد.» همانگونه که فخر رازی این را نشانه عظمت پروردگار میداند.
در فیلم سام کلانتری هم با تاکید بر این تفاوت، یکی سیاه میشود، یکی سفید، یکی دست و پایش ایراد دارد و دیگری خوشتراش و مناسب است. قالبریزی مانکنها متفاوتاند و همین تغییر ساختاریشان باعث شده آنها سر از جاهای مختلف درآورند؛ یکی میشود ویترین لباسهای گرانقیمت و مجلل یک فروشگاه لوکس در یک مرکز خرید مدرن و دیگری گوشهای از خیابان در کنار یک مغازه کوچک لباسهایی ازمدافتاده و ارزان میپوشد. چند مانکن دیگر که اتفاقا سر و شکلشان خیلی هم تر و تمیز و شسته و رفته نیست، سر از کارگاه یک هنرمند درمیآورند تا نماینده هنر آن هنرمند و گروهش باشند و در یک گالری با عزت و احترام رونمایی شوند و پیامهای متعدد و انتزاعی را به مخاطبان منتقل کنند. اتفاقا همانها هم مثل همان مانکنهای لوکس فروشگاه مدرن، با عزت و احترام بهروز یا کهنه و سوخته (!) میشوند، یا مفهوم خالق و هنرمند به آنها سنجاق میشود تا تابلویی دیدنی برای مخاطبانی خاص شوند. اما همین مانکنهای سانتیمانتالشده هم توانایی مقابله با بلایایی را که به سرشان میآید، ندارند، که این روایت تصویری در فیلم کلانتری، در مفهوم، آنها را بیشباهت نمیکند به انسانهایی که معلول در استفاده از داشتهها و موقعیت خود هستند و همچون یک عروسک مسکوت و نابینا و ناشنوا زندگی را میگذرانند.
یکی از دلایل دیدنی شدن «مانکنهای قلعه حسنخان»، نماها و زاویه دوربین مناسب برای نشان دادن حالتهای این عروسکهاست که استفاده درست از نورهای تیره و روشن یا قرار گرفتن به جای چشم یکی از مانکنها و دنبال کردن کارگر کارگاه در دورترین نقطه شهر تا مرکز و بالای شهر، نگاه خوب رضا تیموری را بهعنوان فیلمبردار نشان میدهد که احتمالا تجربه سام کلانتری بهعنوان کارگردانی که تجربه عکاسی حرفهای داشته، در آن بیتاثیر نبوده و استفاده پلانها و سکانسهای تیموری زیر قیچی بهاندازه و بهجای روزبه فرازمند فیلم را با پیام و مفهومش همراه کرده است. درمجموع «مانکنهای قلعه حسنخان» مستندی نیمهبلند با کشش و ریتمی مناسب و چفت و بستی محکم است که نهتنها مخاطب خاص و عامش را بیحوصله و کلافه نمیکند، بلکه او را به فکر وامیدارد.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- اکران «آخرین عاشقانه» از فردا/ «نهنگها» به زودی به سینما میآید
- رونمایی از فیلم مستند ساموئل خاچیکیان با پیام مسعود کیمیایی
- «اتاق فرار» پرمخاطبترین بسته فیلم کوتاه «هنر و تجربه»
- این هنر و تجربه آنتی ویروسی ست بر فیلم های به هرقیمت مسخره
- اکران «ایساتیس» در «هنر و تجربه» از ۲۲ دی
- شهاب حسینی: میخواهم فیلمی اقتباسی از ساعدی بسازم
- آغاز اکران یک مستند سیاسی در هنر و تجربه
- اکران «آویختگی» در سینماهای هنر و تجربه
- اکران چهار فیلم جدید در گروه سینمایی هنر و تجربه در آذر ماه
- رونمایی از تیزر مجموعه انیمیشن «رویاهای رنگی»
- تحقق آرزوی چندساله فعالان انیمیشن در هنرو تجربه
- «پسر انسان» پرفروشترین و پرمخاطبترین فیلم هنروتجربه شد
- شهاب حسینی با «مقیمان ناکجا» به هنر و تجربه میآید
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم
- «ابرسواران مه رکاب» منتشر شد
- پیتر گیل درگذشت
- سه جایزه جشنواره ایتالیایی به «مرد آرام» رسید
- «بیضاییخوانی» به «اژدهاک» رسید
- در پنجاه و یکمین دوره برگزاری؛ فیلم قصیده گلمکانی در بخش کشف جشنواره تورنتو
- «نفسگیر»؛ وقتی بحران نه با ویروس که با انکار آغاز میشود
- «فراموشخانه»؛ قربانیان فراموششدهی تاریخ
- نگاهی نقادانه بر تجربه تئاتر تعاملی ایوب بختیاری/ پداگوژی روایت
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- کمدی «مادرکیو» دوباره روی صحنه میرود
- «روز افشاگری»؛ وقتی اسپیلبرگ به سوی ناشناختهها بازمیگردد
- مریم همتیان درگذشت
- نامه خانه سینما به پزشکیان منتشر شد/ پاسخ سخنگوی دولت
- «زن و بچه»؛ فروپاشیدن





