مدتی است که از تأثیرات سینمای آمریکا و فرانسه بر سینمای ایران صحبت میشود. بعد از موفقیتهای بینالمللی سینمای ایران، این صحبتها بهمراتب بیشتر هم شده و تعابیر متفاوتی از نوع نگاه جشنوارهها یا مخاطبان خارجی به فیلمهای ایرانی نقل شده است.
این روزها بسیاری، از تأثیر سینمای آمریکا یا فرانسه بر سینمای ایران صحبت میکنند. نگاه شما به حرکت و مسیر سینمای ایران چیست؟
با دوپارهکردن سینما به سینمای آمریکا و فرانسه موافق نیستم. بهجای فرانسه باید بگوییم اروپا، اروپایشرقی، آسیا، روسیه، شوروی، ژاپن، چین، هند و…. حقیقت آن است که در چند دهه اخیر سینمای آمریکا بر تمام این سینماهای غیرآمریکایی تأثیر بزرگی داشته و باعث شده که رفتهرفته سینمای فرهنگی- هنری که تاریخ سینما به وجود آنها میبالد و اصلا سینما از طریق تولید و حضور این نوع فیلمهای هنری در طول تاریخ سینما باقی مانده است. ولی درحالحاضر با این سینمای فرهنگی -هنری یا به عبارت دیگر سینمای واقعی از تولید این سینمای غیرآمریکایی روزبهروز کمتر شده و در حال اضمحلال است.
یعنی دیگر از سینمای اروپایشرقی، لهستان، مجارستان، یوگسلاوی و چکسلواکی که در دهههای ۶۰ و۷۰ سینمای درخشانی را به جهانیان معرفی کردند، خبری نیست و همچنین از سینمای هنری هند، ژاپن، چین و سایر کشورها که زمانی با فیلمهای درخشانی در زمینه سینما خود را و فرهنگ کشور خود را به جهانیان شناسانده بودند خبری نیست. چرا؟ برای اینکه سینمای آمریکا بهخاطر نیروی جذب تماشاچی عامه و به علت استفاده از روشهای تحمیق و سرگرمکردن عوام بسیار موفق بوده است و این موفقیت باعث شده آن سینمای متعالی که بیانگر وجه عقلانی و شناختی هنری سینماست، رفتهرفته از میان برداشته شود. در همه کشورها در نتیجه آن گونه سینمایی که میتوانست معنای واقعی سینما را بهعنوان یک مدیوم فرهنگی-هنری غنی و متعالی بشناساند را از میان برداشتند. الان با نگاه به کانالهای سینمایی دنیا متوجه میشوید که ۹۰ درصد از فیلمها، همه آمریکایی هستند و به همان شیوه آمریکایی مبتذل و پوک و تحمیقکننده ذهنیت و تعقل انسانیاند. زیرا به مسائلی میپردازند که نه با ذهنیت بلکه با غرایز انسانی بازی میکنند و آنها را به هیجان میآورند. در نتیجه میبینیم که آن سینمای غنی و سرشار از معنا که در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ جهانیان شاهد آن بودهاند و از آن استقبال میکردند رفتهرفته از میان رفته است. ولی در ایران وضعیت فرق میکند، چراکه سیاست سینمای ما ایجاب کرده است که جلو این فیلمهای مبتذل آمریکایی را که فقط باعث میشوند ذهنیت فرد مختل شود و سلایق او را برای کار خوب و متعالی کاهش دهد، بگیریم.
ولی متأسفانه این موج تحمیقکننده و مبتذل و موردپسند تماشاگر که سینمای آمریکا پایهگذار آن بوده است، توانسته به سینمای ایران یعنی بهاصطلاح سینمای بدنه ایران و همچنین به تلویزیون نفوذ کند. این موج مبتذل منبع اشاعه و نمایش فیلمهای مبتذل، بیمحتوا، تحمیقکننده و توهینآمیز به شخصیت فرهیخته شاعرانه و عقلانی فرد ایرانی شده است. خوشبختانه ایران تنها کشوری است که توانسته هنوز آن وجه فرهنگی و هنری سینما را زنده و مؤثر نگه دارد. یکی از دلایل موفقیت سینمای فرهنگی و هنری ایران بهخاطر آن است که جلو پخش فیلمهای مبتذل آمریکایی گرفته شده است.
البته تصور میکنم بخشی از این اتفاق به دلیل نوع روایت در سینمای ایران است که همچنان اصالتش را حفظ کرده است… .
سینما به انسانها میپردازد و انسانها در هرکجای دنیا شبیه بههم هستند. از منظر روانشناسی، همه انسانها کموبیش دارای مشخصات مشابهی هستند، وقتی اثری درباره انسان صحبت میکند، به دیگر کشورها هم نفوذ پیدا میکند و مؤثر واقع میشود. ایرانیها پشتوانه تاریخی و علمی بینظیری دارند. ایرانیها نخستین کسانی هستند که فلسفه یونانی را ترجمه کردند و به جهانیان شناساندند. تاریخ غنی ادبی و فلسفی ما نمونه خوبی از ریشههایی است که برای خلق آثار هنری به آنها مراجعه میکنیم. داشتن شعرای بزرگی مثل رودکی، عطار، حافظ، سعدی، مولانا و خیام و نیز فلاسفهای نظیر فارابی، زکریای رازی، ابنسینا، غزالی، سهروردی و… نشان میدهد که ما وارث تفکر و فلسفه و ادبیاتی غنی هستیم و تأثیرات آن به دنیای مدرن امروزی هم رسیده است. از طرف دیگر نویسندههای نامداری مثل صادق هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی، جمالزاده و نیز در نسل بعدی دولتآبادی، احمد محمود، آلاحمد، سیمین دانشور و… توانستهاند آثار درخشانی خلق کنند که خواهناخواه به سینمای ما هم رخنه کرده است؛ سینمایی که اساسا آبشخورش ادبیات است و مدام با قصه و روایت سروکار دارد و طبعا به پشتوانه همین ادبیات غنی است که سینمای ایران در برابر هجوم بیگانه هنوز دوام آورده است. پیش از انقلاب موجی از فیلمسازان مثل ابراهیم گلستان یا فرخ غفاری و… نسبت به جریان غالب سینمای مبتذل و تجارتی طغیان کردند که موج آن به موج نو سینمای ایران هم رسید و سینماگرانی نظیر مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، من، بهمن فرمانآرا، عباس کیارستمی، شهیدثالث، بهرام بیضایی، امیر نادری و دیگرانی که در این زمینه فعالیت میکردند، خوشبختانه این موج را تا به امروز ادامه دادهاند و اینک از طریق کارهای آقای اصغر فرهادی شاهدیم که چگونه این سینما هنوز سرپاست و مایه حیرت جهانیان شده است. بهطوریکه یکی از مورخان و منتقدان سینمای انگلیس به من میگفت که بسیار مایه حیرت است که آن موج قوی سینمای هنری اروپایشرقی، ژاپن، روسیه و… رفتهرفته توسط سینمای آمریکا بلعیده شدند و از میان رفتند ولی سینمای ایران هنوز همچنان میتازد و به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا میکند.
منبع: شرق
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تحلیل بازیگری نیکی کریمی؛ شمایل زن فیلسوف و پرسشگر
- نمایش «بانو»ی داریوش مهرجویی در بنیاد حریری
- اکران نسخه مرمت شده یکی از فیلمهای مهم داریوش مهرجویی
- «لیلا» در آینه مکتب نقد عمیقگرا
- یادداشتی بر کتاب «سینماگر متفکر: گفتوگو با داریوش مهرجویی»/ فراتر از تصویر؛ از جهان فلسفه تا زبان سینما
- محسن امیریوسفی: روزی در این مملکت دادگاه رسیدگی به جنایات فرهنگی تشکیل میشود
- به یاد دو استاد موج نو سینمای ایران؛ آرامش در درود بیکران
- از خانه تا شهر؛ تداوم فلسفهی زیستن در سینمای مهرجویی
- اولیای دم مرحوم مهرجویی و محمدیفر از حکم قصاص گذشت کردند
- نمایش آثار مهرجویی، بیضایی و فرهادی در جشنواره مطرح ایتالیایی
- همصدایی چهرههای مهم فرهنگی و اجتماعی با فرزندان مهرجویی
- واکنش مونا مهرجویی به حکم پرونده قتل والدینش؛ ما درخواست اعدام نداریم
- رییس کل دادگستری استان البرز اعلام کرد: تایید حکم قصاص برای قاتل مهرجویی و محمدیفر
- درنگی بر خارج از متنِ «هامون»/ مهم است این چیزها را بدانیم؟
- وکیل مادر وحیده محمدیفر: پرونده قتل مهرجویی و محمدیفر بسته نشده/ حکم صادره قطعی نیست
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم
- هیأت داوران جشنواره برلین ۲۰۲۶ معرفی شد
- عنوان و زمان اکران آخرین فیلم «سریع و خشمگین» اعلام شد





