سینماسینما، حسین سلطان محمدی:
سینما و تلویزیون ایران، متأثر از فضای مجازی، در حال بهرهمندی بسیار گسترده از شوخیهای واژگانیای هستند که بهتدریج به سمت واژگان نازل در حال سوق یافتن است. این ماجرا، یک پرسش جدید در عرصه رسانهها را نشان میدهد که پیشتازی و جریانسازی با کدام سوی این ماجراست؛ رسانههای قدیمی همچون سینما و تلویزیون و روزنامه یا فضای مجازی در شکل بسیار سهل و در دسترس آن؟
در رسانههای قدیمی، هنرمند و عنصر رسانهای ایجادکننده موج و فضای رسانهای و اجتماعی و سازنده اندیشه و افکار هستند اما در رسانههای جدید و فضای مجازی، علاوه بر این افراد نخبه، جامعه مخاطب و هدف نیز حضور دارند و انبوه نمایی ارسال اطلاعات و سرعت انتقال شان، موجب شده که جامعه مخاطب، هم در حجم پیامها و هم تعداد افراد ایجادکننده و توزیعکننده این پیام ها، بیشتر عام تلقی شوند تا نخبه، هرچند نخبگان هم در این میانه حضور دارند. اما چه چیزی باعث میشود که بعضی از این افراد نخبه و جریان ساز و فرهنگ ساز سنتی، تابع روند عامیانه و محاورهای فضای جدید رسانهای شده و خود را عنصری شناور در این رود خروشان سطحی نگاری و سطحی اندیشی مینمایانند؟
شوخیهای کلامی جاری در بعضی از برنامههای پرمخاطب امروز تلویزیون و همچنین تعدد این واژگان عمدتا نازل از لحاظ معانی اخلاقی و انسانی در بیشتر آثار کمدی این روزهای سینمای ایران، بیانگر این وضعیت است که جامعه هنری اندیشه ساز در نبرد اقتصادی یا کسب سود مادی، به سقوط معانی هم اندازه آنچه در بیشتر موج سازیهای فضای مجازی دیده میشود، رسیده اند؛ هرچند بینگاریم که این افراد نخبه هنری ما، واجد تجربه و دانش آکادمیک اجتماعی و انسانی بسیاری هستند. اما این موضوع در هیچ جامعهای پذیرفته نیست که این چنین معانی سخیف و نازلی از طریق رسانه هایی توزیع شود که امکان مدیریت اندیشه بر آنها وجود دارد – البته این را با سانسور متفاوت بینگاریم.
حال اینکه این موضوع ناشی از فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر اجتماع است و به قولی واکنش به شرایط جاری یا ناشی از عنصری دیگر، بحث قابل تأملی است؛ اما هنرمند و عنصر مدعی اندیشهسازی و جریان محور بودن، باید بداند که نمیتواند به راحتی خود را بهدست روزمرگی بدهد. تاریخ سینما و تلویزیون ما، انباشته از مثالهای متنوع آثار کمدی است که بسیاری از آنها در مقاطعی به زبان مردم تماشاگر این آثار جاری شده و تا مدتها، نقل محافل خانوادگی و مردمی بود و حتی توانستیم برای موقعیتها و معانی سنتی مورد نظر، واژههای جدیدی تعریف کنیم و مردم را به استفاده از آنها تشویق کنیم و در رفتار روزانه نیز شاهد این نوع تأثیرپذیریها از گفتار و رفتار آثار تصویری بودیم. مثال ساده جایگزینی واژه «پاچه خوار» در زبان مردم که هنوز هم کاربرد دارد، نمونهای از این تأثیرات ساده است که مردم عادی به کار گرفتند. اما این روزها، شاهد زمزمههای رو به رشدی در زبان مردم هستیم از تعجب از نوع واژگان برنامه هایی در تلویزیون و همین طور آثار بسیار پرفروش کمدی سینمای ایران. چرا متعجب هستند چون با هر اندازه بیپروایی کلامی در محاورههای دو طرفه یا محاورههای انفرادی در فضای مجازی یا گردش در کانالهای گروهی، هنوز بر این باورند که شنیدن این نوع شوخیها و دیدن استفاده از آنها در تصاویری که باید در کنار خانواده و به صورت جمعی و عمومی دید، نوعی پرده دری حیا و اخلاق و انسانیت به شمار میرود. یعنی برای افراد خانواده، ناراحتکننده است که هر آنچه به عنوان اخلاق و حرمت به فرزندان منتقل میکنند، به همین سادگی و در کنار خانواده، از هم گسسته شود. البته فروش رقمی فیلمهای کمدی این گونه به معنای استقبال مخاطب نیست که اگر میدانست ابزار شاد کردن در فیلم مورد تقاضا چیست، حتما در انتخاب این فیلم برای دیدن جمعی و خانوادگی، تجدید نظر میکرد. اما مردم به علت فقدان اطلاعات درست درباره آثار در حال اکران، ابتدا هزینه میکنند و بعد نتیجه گیری خود را توزیع میکنند که تا برداشت شخصی شان همه گیر شود، رقم فروش فیلمها سر به فلک میزند. حتی اعتماد به تلویزیون هم از این جهت مورد خدشه قرار گرفته و شاهدیم با زبان بیزبانی، گفته میشود که تعداد پیامکهای برنامه و بازخورد رقابتها از سوی مخاطبان، نسبت به گذشته، کمتر شده است و در اندازه نقلهای بعدی شفاهی و محفلی، کمتر اشارهای به این نوع شوخیهای سطح پایین میشود.
همه جوامع حتی در پایینترین سطح برداشت اعتقادی، به چارچوب هایی اخلاقی و باوری معتقدند و شکستن این چارچوبها را بسادگی بر نمیتابند. سقوط آمار فروش آثار کمدی امسال سینمای یاران، بعد از مدتی تقریبا ثابت از اکران آن، بیانگر توزیع پنهان مخالفت شفاهی بیننده آنهاست و اینکه تعدادی تماشاگر ثابت، به دنبال اسامی هنرمندان ایجادکننده اثر سینمایی کمدی، به سالنها رفته اما بعدا بازخورد و برداشت خود را به صورت شفاهی توزیع کرده و ناگهان، روند افزایش فروش متوقف شده و سقوط میکند، نشان میدهد که واکنش و تبلیغ شفاهی بیننده ایرانی به اثر دیده شده، منفی شده است. آمار ثابت تماشاگران فیلمها باید این را به بعضی نخبگانی که اندیشیدهاند این نوع فیلمسازی، فعلا سود دارد رسانده باشد که روش خود را باید تغییر دهند و از نقش تابع و پیرو فضای سهل و ساده و بیپروای مجازی، به نقش پیشگامی و جریانسازی فرهنگی خود برگردند. موضوعی که بعضی برنامه سازان تلویزیونی هم باید به آن بیندیشند و به پیشگامی بنیادین عنصر فرهنگی و نخبه خود برگردند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- بنیاد ایرانشناسی برگزار میکند؛ نشست تخصصی روایت وطن در سینمای ایران
- امروز، روز ملی سینما نیست!
- تلویزیونی که مهرهسوزی میداند
- تلویزیون و ضرورتِ پایبندی به «نقشه راه» روشن
- اعتراض سازندگان «مرد بازنده» به صدا و سیما
- چاقوکشی برای رسیدن به حق!/ درباره لزوم فاصلهگذاری بین هنرمند و انسان خوب
- تخریب حمامی تاریخی توسط سازندگان یک سریال تلویزیونی
- سینمای ایران از نفس افتاده است
- از تاریکی گفتن موجب روشنایی نمیشود/ سینمای ایران نیازمند فیلمهایی است با تم امید و جسارت
- فصل جدید همکاری سینما و تلویزیون با تشکیل کارگروه مشترک
- اشتباهی که موجب انتقاد از «زوجینو» شد
- پخش منتخب آثار زندهیاد پرویز پورحسینی از شبکه نمایش
- مدیریت جدید صداوسیما چه چالشهایی پیشرو دارد/ در جستوجوی شبکه آرامش
- چرا سریال های تلویزیون، رایگان هم مخاطب ندارد؟
- درهای بسته!
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- سینماگران فرانسوی در مقابل هوش مصنوعی جبهه گرفتند
- نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- معرفی فیلم «حقیقت و خیانت»/ نوبت شما محفوظ است
- از آقااسفندیار مُرده شورِ فیلم سینمایی «خواب تلخ» به آقای رئیسجمهور پزشکیان
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود





