سینماسینما، پدرام عبهر:
«شعلهور» قصّهی سقوط و تباهی شخصیتی است که به خاطر اشتباهاتش، از عالم و آدم توسری خورده و حالا اگاهانه یا ناخودآگاه از تمامِ بی مهریهایی که دیده و توهینهایی که شنیده قصدِ انتقام دارد.
فرید (امین حیایی) بعد از چهارسال اعتیاد به تریاک، مدّتی است ترک کرده و متادون مصرف میکند. بیکار است، همسرش ترکش کرده، توانایی نگهداری از پسر جوانش را ندارد، مادر و برادرش مدام به او سرکوفت میزنند، و در یک کلام پر از خشم و عقدههای نهفته است. به همین خاطر، ناگهان همهچیز را رها میکند و به زاهدان و زابل میرود تا شاید بتواند از نو شروع کند. امّا درست زمانی که نقشههای بلندپروازانهای در سر دارد و پرانگیزه و پرانرژی به دنبال رسیدن به آرزوهایش است، خشم و عقدههای درونی گریبانش را میگیرد و مسیرِ تباهیاش آغاز میشود.
«شعلهور» گامی است دیگر در مسیر فیلمسازی حمید نعمتالله. گامی که شباهتهای زیادی با فیلمهای قبلی فیلمساز دارد. بیپولی و بیکاری فرید، بیشباهت به وضعیت بهرام رادان در بی پولی نیست؛ و سقوط و تباهیاش یادآور زوال مینای «رگِ خواب» است (اقامتگاه فرید در آن حلبیآبادِ وسط ناکجاآباد نیز شباهتی انکارناپذیر با ساختمانِ تکافتادهای که مینا در آن زندگی میکرد دارد)؛ حتّی آشناییاش با وحیده، آرایش غلیظ و رگ خواب را در ذهن تداعی میکند. و از همه مهمتر مثل سایر ساختههای کارگردان، مشخّصاً پیام اخلاقی میدهد.
با این حال، به اعتقاد نگارنده، آخرین ساختهی حمید نعمتالله گامی رو به جلو در مسیر فیلمسازیاش نیست. هرچند «شعلهور» نیز همچون آثار قبلی فیلمساز، از کارگردانی و فیلمبرداری (روزبه رایگا) خوبی برخوردار است، شخصیتپردازی کاراکتر اصلی و دگردیسی او در طول فیلم به خوبی طرّاحی شده، شوخطبعیها و شیطنتها و جزییاتی که معمولا از نعمتالله سراغ داریم در آن دیده میشود، و حتّی میتوان به جرأت گفت که نسبت به چند فیلم قبلی این فیلمساز موضوع عمیقتر و دغدغهی مهمتری دارد، امّا بههیچوجه نمیتواند موفقیت «رگِ خواب» را تکرار کند. چرا؟
اوّلین مشکل، فیلمنامه است؛ فیلمنامهای از هادی مقدّمدوست و حمید نعمتالله که پر از موقیعتهای تکراری و گاه خستهکننده است. دیالوگها دقیق نوشته نشدهاند و گاه همچون صداگذاریهای خامدستانهی برخی فیلمهای قدیمی، کاملاً توی ذوق میزنند و بعضیوقتها به هیچوجه شبیه یک گفتگوی عادی و طبیعی نیستند: (یک مثال ساده: وحیده به فرید زنگ میزند. پسرش نوید گوشی را برمیدارد. وحیده میگوید که با فرید کار دارد و میپرسد: «شما پسرشونی؟» قاعدتا انتظار داریم نوید بگوید بله امّا فقط میگوید: «پسرشونم»! گویی سؤال این بوده که شما چه نسبتی با فرید دارید!) مشکل دیگر فیلمنامه اشتباهات منطقی عجیبی است که در آن دیده میشود (برای اینکه داستان لو نرود فقط به یکی از موارد اشارهای گذرا میکنم: چرا وحیده در آن موقعیت بحرانی پس از تماس با مصطفی خودش تا فرودگاه دنبال او میآید؟ در حالی که قاعدتاً اگر مصطفی تاکسی میگرفت زودتر میرسید تا اینکه وحیده آن همه راه را بیاید و دوباره برگردد!!)
مشکل دیگرِ «شعلهور» بازیها هستند. بازیها حقیقتاً چنگی به دل نمیزنند و حتّی برخلافِ شنیدهها و انتظارات، بازی امین حیایی هم (که بار اصلی فیلم را به دوش میکشد) چندان درخشان نیست و بیش از اندازه، اغراق در بازیاش دیده میشود و به اصطلاح overacting میکند.
و در نهایت، اصلیترین نقدی که به نظرم به «شعلهور» و دیگر فیلمهای حمید نعمت الله (مخصوصاً آرایش غلیظ و رگ خواب) وارد است این است که فیلمساز مشخّصاً تلاش میکند پیام اخلاقی بدهد و این مسئله به روند قصّهگویی فیلم لطمه میزند و مخاطب را دلزده میکند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی
- «غریزه»؛ عشق پرشور نوجوانی، عبور از ممنوعهها
- «غریزه»؛ شکوهِ سینمای ناب
- چه را حبیب از حمید آموخت!؟
- یک چالش عجیب در پایانبندی یک فیلم؛ تنش بین سازندگان «پیر پسر» و «قاتل و وحشی» بالا گرفت
- امین حیایی در «استخر» جلوی دوربین رفت
- «زیبا صدایم کن»؛ بذرِ امید
- در آستانه اکران؛ تیزر و پوستر «کوکتل مولوتف» رونمایی شد
- «زیبا صدایم کن»؛ ملودرامی احساسی
- من را خسرو پدر زیبا صدایم کنید…
- «زیبا صدایم کن»؛ یک رابطه پدر و دختری لطیف و انسانی
- پس از ۳ سال؛ «برف آخرِ» امین حیایی به سینماها میآید
- دارا حیایی: پدرم تا کی میتواند نقش یک پسر جوان را بازی کند؟
- «کوکتل مولوتف» آماده نمایش شد
- امین حیایی و امیر جعفری با یک کمدی به سینماها میآیند
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- درباره شیدا ساخته کمال تبریزی به بهانه نمایش آن از تلویزیون
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
آخرین ها
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی





