سینماسینما، شادی حاجی مشهدی:
دیدن فیلم هجوم ، تمرین خوبی است برای صبور بودن ، بهتر شنیدن ، بهتر دیدن و در نهایت بهتر درک کردن . مهارتی که بسیاری از مخاطبان سینما در دنیای تکنولوژی زده و پر سرعت امروزی ندارند!
تصور کنید که در یک اتاق کم نور و رویایی، رو به روی کمدی پر از قفسه های بزرگ و کوچک و کشو های باز و بسته ی رنگین نشسته اید و هنگامی که تک به تک، این کشوها و قفسه ها را می گشایید ، هر بار انتظار یک غافلگیری تازه را دارید. فرض کنید که در این کشوها مشتی مهره ی رنگی پیدا می کنید، وقتی به همراه مشتی از مهره های جادویی که در یکی از این کشوها پیدا کردید و محکم در مشت خود نگاه داشتید به سراغ قفسه ی دیگری می روید، در کمال نا باوری متوجه می شوید که مهره هایی که در دستتان بود، این بار در کشویی تازه پیدا شدند. حالا به دیدن فیلمی می روید که چنین حسی را در شما تکرار می کند، حسی توامان از امید و هراس و ابهام و هیجان…
در سینمای جهان و به ویژه سینمای داستان پرداز و قهرمان پرور هالیوود نمونه های بسیاری از خلق دنیای آینده بشری و به تصویر کشیدن وضعیت جدید آدمی در جوامع فوق مدرن اما خاکستری آینده که با مختصات عجیب و غریبش حیات آتی انسان را هدف قرار می دهد، به کرات ساخته و پرداخته شده است.
در سینمای ایران اما ، شاید برای نخستین بار در فیلم هجوم به این موضوع توجه شده است.
شهرام مکری در جدیدترین اثر خود، ساختاری مشابه فیلم های قبلی اش را به کار گرفته ، یک سکانس پلان ِ طولانی که بیننده را در فضای سورئالِ دومینویی از جنس حدس و هراس و حرکت ، قرار می دهد.
برای بیننده ای که نخستین بار مخاطب این فیلمی است ، درک چنین موقعیتی از این فرآیند رفت و برگشتی ، همراه با دیالوگ هایی که باید با دقت به آن ها توجه کرد؛ دشوار به نظر می رسد . بازی ها و فضا سازی ها هجوم ، در ابتدا مبهم و گیج کننده به نظر می رسند؛ اما در صورت داشتن کمی حوصله و درنگ، در میانه ی فیلم ، مخاطب بیشتر با این فضا خو گرفته و تا کشف معمای رمز آلود و درک این ابهامات، فیلم را تا پایان دنبال می کند.
هجوم در ایده پردازی تماتیک و پرورش خلاقیت های داستانی، یک سر و گردن از بضاعت سینمای ایران بالاتر حرکت می کند و از این حیث دیدن آن همچون خواندن کتابی تازه است که برای هر خواننده، جهان تازه ای را با توجه به روحیات فردی و پیش فرض هایش ، فراسوی او می گشاید.
لحن فیلم، کارکردی فرامتنی دارد و به نوعی می تواند تعابیر و تجربیات تازه ای را در ذهن هر بیننده ای خلق کند و این معجزه ی حقیقی این فیلم است.
نکته اینجاست که، مکری به خرق عادت بسنده نکرده و در این ساختار شکنی سینمایی اش، محتوی را فدای فرم نمی کند.
تکرار دایره وار او هر بار با تغییرات نوینی همراه است، گردش نقش ها و دیالوگ ها و دوباره و دوباره شنیدنشان یک فایده ی بزرگ دارد و آن هضم بیشتر و بهتر ایده ی جاری در جهان معنایی و دگردیسی شخصیت های فیلم است.
جهان آدمهای فیلم به دو دسته ی بیرون حصار و درون آن تفکیک پذیر می شود. گریم و طراحی صحنه و لباس که در عین غلو آمیز بودن ، ساده و موجز و پر کنتراست است، در کنار تمهیدات ویژه ی بصری ، فیلم هجوم را در زمره ی آثار ساخته شده در ژانر علمی تخیلی قرار می دهد.
گردباد سیاه و سهمگینی که بر چهره ی چرک و آسمان پـُر بار شهر، سایه افکنده است، در اولین نما بیننده را متوجه ورود او به برزخی می کند که متاثر از گذشته ی زنگار بسته ی بشر امروزی است. رنج ، رنگ پریدگی ، عطش و بیماری مشخصه مشترک بشر فرداهاست.
اساسا، بزرگترین دستاورد جاری در فیلم، توجه دادن مخاطب به قدرت و معجزه ی عشق است !
عشقی که در نگاه اول کم اهمیت به نظر می رسد، به واقع سنگ بنای همه ی اتفاقات ناگوار بعدی است.
عشقی که به شکلی بدوی ، نخست از نیاز به نیروی حیات آغاز شده و در پایان، بشر و فوق بشرِ خون آشام را به رستگاری می رساند.
کم نوری ، مه آلودگی و سیاهی همراه با تشنگی بی پایان و رنگ باختگی ، تحفه ی آشنای جهان خون آشام هایی است که از انسان های جهش یافته ی این برزخ تازه، جان ربایی می کنند. امید بی پایان آدم هایی که در پشت این حصار ها و بیرون از این مرزها، آسمان را آبی تر تصور می کنند و آزادی را در رفتن و نور را در دیارِ آنسوی دیوارها می جویند، با این واقعیت پایان می پذیرد که در واقع تفاوتی میان این دو دنیا وجود ندارد و آنطرف هم رفته رفته شبیه این سو شده است.
نور پردازی ها رنگین اما وهم آلود و کدر است . گویی رنگ ها گفتمان تازه ای برای درک فضا سازی لحظات فیلم دارند. طراحی صحنه به نوعی است که ختم شدن به یک نقطه و شروع از همان محل ، همچون برش و تقطیع عمل می کند. به شکلی که در روند تصویر برداری مستتر باشند. به این معنا که فیلم کات نمی خورد و یک پلان سکانس تک برداشتی است، اما به کمک حرکات سنجیده دوربین، بیننده احساس می کند که در تغییر فضاها دچار این پرش بصری شده است. این تمهید هوشمندانه ی تکنیکی سبب می شود که مخاطب در این لابیرنت به هم پیوسته و نا میرا به حرکت در آمده و با تار و پود اتفاقات آن به خوبی پیوند بخورد.
مکری در این فیلم به خوبی از جلوه های ویژه ی کامپیوتری بهره می جوید و نقطه قوت او عملا ربط دادن رخدادهای بیرونی با این برزخ با درونی است.
هجوم ، اگر چه ممکن است با فرم دایره وار و تکرار شونده اش در نگاه اول ، برای بیننده ای که از این کارگردان توقع بیشتری داشته ، نومید کننده به نظر برسد اما، با این همه تلاش نبوغ آمیز و هماهنگی خیره کننده ای از یک فعالیت و خرد جمعی را در بر دارد.
دانش و تجربه ی عواملی حرفه ای در کنار شعور و کارگردانی دشوار این اثر، فرآیند تولید آن را تبدیل به یک آفرینش هنری به ویژه برای گروه سازندگان آن کرده است.
موسیقی خلق شده برای این فیلم، به جا و درست ساخته و پرداخته می شود، اما به نظر می رسد تم های الکترونیک آن برای خلق مدرنیته ی توام با رازآلودگی فضاها، کافی و قدرتمند نیستند و شاید اگر بیشتر از حال و هوای سازهای زهی بیرون آمده و از سازهای کوبه ای یا پرکاشن های ضربه ای در زمینه ی کار بیشتر استفاده می شد ، فضا سازی ها ملموس تر و پر اعجاز تر بودند.
نکته ی دیگر، لحظه ی غیر قابل پیش بینی و شاید زودهنگام، برای پایان دادن به فیلم است . مکری درست در جایی فیلم را تمام می کند که بیننده منتظرش نیست . درست آنجا که در مورد عشق آدم و حوایی ، این مرد انسان نما و زن فوق انسان نما ی روبرویش ، کنجکاوتر شده و این تعقیب و گریزها برایش جالبند.
بازی ها کیفیت یکدستی دارند و اگر چه باربزرگی بر دوش دو بازیگر اصلی فیلم حس می شود، اما بقیه بازیگران در این ماراتن سیال به خوبی به یکدیگر کمک می کنند.
برای شهرام مکری که در سینمای تجربی و هنری ایران قدم های محکمی برداشته و هوای تازه ای را به ویژه در مقوله کارگردانی و استفاده از توانمندی های بالقوه در وجوه فنی سینما به کار گرفته است، هجوم به مثابه ی تمرینی دوباره و نسخه ای قوام یافته تر در اثبات قدرتهای کارگردانی اوست.
تاکید به ضرورت درک هستی از دریچه ی عشق و نیرویی که از این طریق آینده ی بشر را با وجود تمام تباهی ها و سیاهی ها تغییر خواهد داد، حرف تازه ای است که مکری در فیلم هجوم به کمک یک فیلمنامه ی بسیار دشوار و پیچیده می گوید.
همه ی داستانِ دایره وار و تکرار شونده ی فیلم به واقع موید این حقیقت تاویل پذیر است که به یاد آوریم ، ضربه ی دشنه ای که معشوق به جانِ عاشق فرو کرده، تنها و تنها به دست خود او درمان پذیر است. درک اینکه آدمی تغییر می کند و این جهش وقتی حیاتبخش است که بارقه ای از عشق و امید در خود داشته باشد… مثل قاتلی که ناجی مقتول خویش می شود!
عاقبت تنها راه رهایی از این تاریکی، مفری است به اندازه ی عشق … و چمدان ، وسیله ای است جادویی، که مسافران عاشق را به سوی نور می رهاند…
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» بهترین فیلم جشنواره هاینان چین شد
- «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» به چین میرود
- فیلم شهرام مکری به ۴ جشنواره خارجی میرود
- نماینده اسکار تاجیکستان به عربستان میرود/ نمایش فیلم شهرام مکری در جشنواره دریای سرخ
- «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» در راه سنگاپور
- «جنایت بیدقت»؛ طغیانِ زمان، تکرارِ تاریخ و رقصِ سرنوشت در سینمای شهرام مکری
- یک اثر ایرانی دیگر در اسکار ۲۰۲۶؛ فیلم شهرام مکری نماینده تاجیکستان شد
- جشنواره بوسان برگزیدگانش را شناخت/ سه جایزه برای سینماگران ایرانی
- جشنواره بوسان به فیلم شهرام مکری جایزه داد
- «خرگوش سیاه خرگوش سفید» راهی شیکاگو شد
- فیلم شهرام مکری در بخش رقابتی جشنواره بوسان
- پایان ساخت فیلم جدید شهرام مکری در تاجیکستان
- خبرهای اختصاصی سینماسینما از جشنواره کن؛ مجیدی و فرهادی نمیرسند/ در انتظارِ روستایی، پناهی، مکری، کاهانی و اصلانی
- این هنر و تجربه آنتی ویروسی ست بر فیلم های به هرقیمت مسخره
نظرات شما
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»






متن را خوندم از لحاظ تحلیلی خوب به کار آقای مکری پرداخته بود با اشاره به تغییرات فیلم نامه، موسیقی، جلوه های کامپیوتری، …
سپاس