سینماسینما، پویا عاقلیزاده
مهمترین تفاوت فیلمهای نسل نو با فیلمهای کلیشهای باکسآفیس، در این است که قبلیها، بر اساس کلیشهها، صرفاً فیلم را به پایان میرسانند و حسی همچون کلاهبرداری، به مخاطب فیلمبین و سینماآشنا میدهند؛ انگار هدف این بوده که تو را با نامهای بزرگی چون مایکل جکسون یا مریل استریپ به سالن سینما بکشانند و همچون میزبانی نالایق، تو را در فضای ضیافت شخصیشان رها کنند تا اگر چیزی برای خودت پیدا کردی، برداری و اگر نه، به راحتی میهمانی را ترک کنی تا فضا برای آنهایی که با این فضا انس گرفتهاند، باز شود. اما در سمت مقابل، فیلمهای نسل نو، با این که به صراحت، از کلیشههای موجود جذب مخاطب برای داستانشان استفاده میکنند، اما با شناختی صحیح از مخاطبشان – که او را همراه و همسطح خودشان میدانند – لحظههایی غیر قابل پیشبینی در مسیر روایت فیلم میسازند که با هیچ کلیشهای قابل چاپ نیست.

در دو نمونه فیلم موفق در باکس آفیس از نسل نو، یعنی Obsession «شیفتگی» و Backrooms «اتاقهای پشتی»، لحظههایی دارای غافلگیری از جنس فیلمهای لینچ را میبینیم که حالا دیگر مختص به سینمای هنری و شیفتگان سینما نیست، و در سالن سینماهای بزرگ دنیا و برای مخاطب عام، نمایش داده میشوند. این همان استراتژی جدید هالیوود است که عموماً هر دهه، حداقل یک بار برای زنده ماندنش برمیگزیند. این بار، نه تنها به نسل نو روی آورده، بلکه تلاش دارد تا در برابر رقابت خطرناک با هوش مصنوعی، در راستای کاهش عجیب هزینههای تولید فیلم، قدمی جدی بردارد؛ تا همچنان سینما زنده بماند و همچنان سینما رفتن، امری دوستداشتنی برای مردم سراسر کرهی خاکی باشد. شاهد این امر، هزینهی تولید زیر یک میلیون دلار برای هر دو فیلم و فروش بیش از ۴۰۰ میلیون دلاری آنهاست.
اما در قطب دیگر این استراتژی، فرمول کهنهشدهی فیلمهای پرخرج و حضور ستارههای مترسکوار در فیلمها قرار دارد. در Michael نام مایکل جکسون برای هر گونه بازی تبلیغاتی کافیست و در The Devil Wears Prada 2، جدای از حضور بازیگران مهمی چون مریل استریپ، آن هاثاوی و امیلی بلانت، حضور تکسکانسی و عروسکوار لیدی گاگا و لوسی لیو، با کارگردانی متوسط و گاه ضعیف فیلم، همان حس سنگین کلاهبرداری تبلیغاتی را به مخاطب منتقل میکند. آنچه در هر دو فیلم، مشهود است، سطحی بودن داستان و درام فیلم است. در “Michael”، جدال پدر و پسری را از کودکی دنبال میکنیم و در حاشیهی این جدال غلو شده، صحنههایی از هنرنمایی مایکل جکسون را به شکلی میبینیم که تنها درصدی از اصل جذابیت خود آن صحنهها را داراست؛ گویا صرفاً تماشای بازسازی موزیک ویدئوی Thriller در سالن سینما، میتواند جایزهای باشد که فیلم به جای تماشای اصل آن در گوشی موبایل یا تلویزیون، به ما میدهد. نکتهی قابل توجه اینجاست که در همین وضعیت ناخوشایند، حضور بازیگران توانمند در نقشهای اصلی، آن بخشی است که مثل همیشه، برای بسیاری از مخاطبان، پوشانندهی هر عیب و ضعفی میتواند باشد و در این فیلم، هم مثل Elvis یا Bohemian Rhapsody شاهد آن هستیم.
در The Devil Wears Prada 2، داستان آن قدر سطحی است که با ورود هر یک از چهرههای شناختهشدهی سینمایی، این سوال مهم پیش میآید که او با چه هزینهای رضایت، حضور در این فیلم را پذیرفته است؟! آن هم در فیلمی که کارگردان، حتی در فیلمبرداریهایش هم تحکم کافی را نداشته و تدوینگر را مجبور به کاتهای ناجور در لحظههای نمایش آثار باستانی مهم ایتالیا کرده است. این فیلم، گویا یک نمایشگاه فشن از بازیگران چهره و یا محبوب مدیا است که خیلی سریع، باید همهی حرفهای تکراریاش، مثل دوستی یک زن با مرد پولدار برای قدرت، رابطهی عاشقانهی سردرگم و تحول شخصیتی مستبد را بزند؛ سپس همهی عروسکهایش را نشان دهد (از لیدی گاگا گرفته تا تعدادی از چهرههای معروف فشن)، و به پایان شو برسد، تا مخاطب فکر کند بمباران اطلاعاتی شده و فعلاً حداقل تا چند دقیقهای پس از پایان فیلم، به ذهنش نرسد که چگونه با خرید بلیت این فیلم، چه کلاه گشادی بر سرش رفته است.
در مورد Obsession باید بگویم که فیلم از همان ابتدا، به شدت بوی نگاه رادیکال نسل نو را میدهد. اما رویکردهای سادهی سینمایی آن، مثل سکانس تمرین قرار عاشقانهی اول و کاتهای ناگهانی آن، در کنار طراحی صدای گیرایش مخاطب را نگه میدارد و همین روند را تا انتها پیش میبرد. شاید موضوعی که چنین اقبالی را برای این فیلم ساخته، نیاز جامعه به تحلیل روابطِ به روز، به همان شکلی که هستند، باشد. به نظر میرسد در این زمان، دیگر نگاههایی چون آدریان لین یا پول ورهوفن، برای آنچه بین جوانان این نسل جریان دارد، پاسخگو نباشد و همین، باعث میشود که فیلمی دربارهی خاصیت تخریبگر خرافه و مصنوعی ساختن رابطهی عاطفی، با چنین استقبال گستردهای همراه شود.
در میان چهار فیلم مطرح شده، Backrooms نسخهای متفاوت میطلبد. «اتاقهای پشتی» با استفاده از سنت کالتهای سینمایی چون Blaire Witch Project، Twin Peaks و حلقه، فضایی کاوش برانگیز را به وجود آورده و با ظرافتهایی هوشمندانه، نقاط معمایی حلنشدهای را در جاهایی گنجانده که فیلم را از یک تجربهی مستقل هنگام تماشایش، به فیلمی ادامهدار در ذهن کنجکاو هر مخاطبی تبدیل کرده است. همین که فیلم، موجب مباحثی بنیادین در مورد ماهیت اتاقهای پشتی و نمود ناخودآگاه اشخاص شده است، یعنی فیلم کارکردی فرامتنی یافته و میتواند جریانی نو را در فیلمهای پیرو خود در ادامه، رهبری کند. این که اتاقهای پشتی، به بازنمایی ناخودآگاه افراد حاضر در آن میانجامد، یکی از موفقیتهای تحسینبرانگیز این فیلم و کارگردان بسیار جوان آن است؛ دستاوردی که در طول تاریخ سینما، بسیار برای آن تلاش شده و در بسیاری موارد، تنها نسخهای برای مخاطبان خاص به ارمغان آورده بود. اما «اتاقهای پشتی»، توانسته چنین مفهوم عمیق انسانی را در قالب فیلمی به تصویر بکشد که اقشار مختلف را به سالن سینما بکشاند و ارتباطی با آنها برقرار کند. از نکات مهم این فیلم، استفاده از بازیگران شناختهشده در کنار ساختار تولید فیلم به شکلی است که جدای از طراحی ویژهی صحنهی آن، محدودیتهای پرخرج فیلمبرداری و میزانسنهای پیچیده و زمانبر را حذف کرده و در مدلی شبیه موج نوی سینمای فرانسه و در تقابل با مدل کلاسیک هالیوود، سکانسی پنج دقیقهای را شاهد هستیم که تنها با یک بازیگر و دوربین هندیکم ساخته شده، اما همچنان، برای مخاطب در سالن سینما قابل تامل است.
با توجه به استراتژی مطرح شده، امید است که جریان فیلمهای نسل نو، با نگاهی متعلق به همان نسل، سینما را در لباسی زیبا و تاثیرگذار به مخاطب ارائه دهد، تا همچنان بتوانیم بگوییم که سینما زنده است، به همان شکلی که جهان امروز برایش تصور کرده است… .
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- پویا عاقلیزاده، داور فیپرشی جشنواره کن ۲۰۲۶ شد
- کارگردانان زن در هالیوود با دست خالی میجنگند
- نقد «ژن زامبی»، زندگیِ از دسترفته
- یادداشتی بر فیلم سینمایی «رها»/ رهایی
- دنزل واشینگتن از دنیای بازیگری خداحافظی میکند
- پیمان معادی بازیگر فیلم جنایی هالیوودی شد
- بازگشت دِپ به هالیوود؛ پنه لوپه کروز و جانی دپ در یک فیلم اکشن مهیج بازی میکنند
- خبرهایی از ساخت دنباله «شیطان پرادا میپوشد»/ دیزنی هنوز تایید نکرده است
- تصویر زن در فیلمهای کلاسیک حامل معناست اما سازنده آن نیست
- «او وقتی خشمگین میشود زیباست» در مستندات یکشنبه خانه هنرمندان ایران
- راهیابی «پِلی بک» به جشنواره فیلم سئول
- رمان نویسنده ایرانی از هالیوود سردرآورد
- بازگشت «کرودز» به صدر جدول باکس آفیس/ سقوط «زن شگفت انگیز ۲» در گیشه
- هنرمند غرق در وسوسه!/ نگاهی به «اتاق نور»
- سکانس طلایی/ شیطان پرادا میپوشد
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم





