جمشید هاشم پور همسایه خوب ماست و ما جام جمی ها و ساکنان بلوار میرداماد هر روز، او را در حال پیاده روی می بینیم. او در عادتی پسندیده و به جامانده از دوران ورزشکاری اش، هنوز به سلامت جسمش اهمیت می دهد و به طور غبطه برانگیزی مسیری طولانی را طی می کند تا علاوه بر حفظ شادابی جسمی و روحی برای بازی در نقش های پیشنهادی آمادگی کامل داشته باشد.
تصمیم گرفتیم پس از این همه سال، حق همسایگی را بجا بیاوریم و از جمشید آریای معروف، ستاره سال های دور و بازیگر خوب این سال ها دعوت کنیم تا قدم روی چشم ما بگذارد و به روزنامه بیاید. هاشم پور اما اهل مصاحبه، هیاهو و جنجال نیست و طی سال ها خیلی کم و انگشت شمار تن به گفت وگو داده است. ما هم به خواسته او احترام گذاشتیم و فقط از حضور شیرینش برای خوش و بشی ساده و صمیمانه استفاده کردیم. اما هاشم پور میان همین گپ و گفت دوستانه، چیزهای بامزه ای گفت که نقل برخی از آنها خالی از لطف نیست و می دانیم که برای شما هم جالب است. این شما و این جمشید هاشم پور.
یک خاطره جالب
یکی از روزهایی که مثل همیشه مشغول پیاده روی بودم، جوانی با صدای بلند گفت: آقای مشایخی! آقای مشایخی! من هم ایستادم و گفتم: بله، جانم عزیزم؟ گفت: می خواهم یک عکس با شما بگیرم. من هم قبول کردم. عکس را گرفت و رفت. چند روز بعد در مسیر پیاده روی ام دوباره همان جوان را دیدم. آمد جلو و گفت: من عکس شما را به پدرم نشان دادم و گفتم با آقای مشایخی عکس گرفته ام. او هم به من گفت: خاک بر سرت، تو چطور هنرمندان مملکتت را نمی شناسی؟ این محمدعلی کشاورز است!
تکرارنشدنی با رسول ملاقلی پور
هیوا، قارچ سمی، مزرعه پدری و میم مثل مادر، چهار فیلمی بود که با زنده یاد رسول ملاقلی پور کار کردم. به همکاری با این کارگردان خوب افتخار می کنم، چرا که او باعث تغییر و تفاوت در پرسونای بازیگری ام شد. البته او شخصیت پیچیده ای داشت و هرکسی نمی توانست خودش را با روحیات او سازگار کند. با این حال من همیشه ارتباط خوبی با رسول داشتم و ملاحظه اش را می کردم. خاطره بامزه ای از او دارم؛ یک بار پلانی را فیلمبرداری کردیم و فکر می کردم که کارم را خوب انجام دادم، اما او به من گفت: جمشید، تو با این بازیت، گند زدی به فیلم من! من گفتم خب، پلان را دوباره بگیریم. او گفت: نه، این قدر بد بود که دیگر قابل تکرار نیست.
قارچ سمی
اگر بخواهم در میان تمام نقش هایم یک فیلم را دوباره بازی کنم، آن یک فیلم «قارچ سمی» است. به نظرم فیلم قشنگ و تاثیرگذاری بود، اما آن طور که باید، از سوی مردم دیده نشد و مورد بی مهری قرار گرفت. فیلم با پس زمینه جنگ و دفاع مقدس روایت می شد و کمی ثقیل بود. مردم بیشتر دنبال این هستند که بخندند و چنین فیلم هایی خیلی با ذائقه آنها جور نیست.
سر تراشیده
معمولاکارگردان، فیلمنامه نویس، تهیه کننده و طراح گریم هستند که برای ظاهر یک کاراکتر تصمیم می گیرند و خود بازیگر نقش چندانی در این میان ندارد. این طوری نبود که من به سازندگان یک فیلم بگویم سرمرا بتراشید. آن موقع برخی آقایان ارشاد فکر می کردند خودم عمدا می گویم که در فیلم ها سر مرا بتراشید تا بیشتر به چشم بیایم. این ضرورت فیلمنامه و شخصیت بود که چنین شمایلی را می طلبید. برای همین تیپ و سرتراشیده، چند سال مرا ممنوع الکار کردند.
من و یول برینر
اسم که مهم نیست، مهم کاری است که ارائه می شود. تغییر اسم و انتخاب نام هنری برای بازیگران، موضوعی است که در سینمای دنیا هم رواج دارد و معمولااسم بازیگرانی را که در دهان نچرخد و آسان تلفظ نشود، تغییر می دهند. تغییر اسم من از هاشم پور به آریا هم به همین دلیل بود، اما دوستان اجازه ندادند با این اسم به فعالیتم ادامه دهم. مثلااسم واقعی یول برینر بازیگر سرشناس هالیوود و نقش فرعون در «ده فرمان»، ایول باریسویچ برینر بود. به دلیل سر تراشیده، خیلی ها می گفتند شبیه یول برینر هستم.
دهه ۶۰ برخی دوستان به شوخی می گفتند یول برینر و جمشید هاشم پور، هردو ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان دستمزد می گیرند! من هم می گفتم البته ۱۵ میلیونش مال برینر است و من فقط آن ۳۰۰ هزارتومانش را می گیرم!
تجلیل مدیرمسئول جام جم از هاشم پور
جمشید هاشم پور پس از گپ و گفتی صمیمانه با برخی اعضای تحریریه روزنامه، دیداری با دکتر مراد عنادی، رئیس موسسه و مدیرمسئول روزنامه جام جم داشت و در جریان کم و کیف فعالیت های این روزنامه قرار گرفت. در پایان این دیدار، دکتر عنادی به پاس یک عمر فعالیت پربار هنری جمشید هاشم پور، از این چهره محبوب و مردمی با اهدای لوح تقدیر تجلیل کرد.

برخی از نقش های ماندگار
زینال بندری / تاراج
هنوز خیلی از مردم، جمشید آریا را با نقش معروف زینال بندری در «تاراج» ساخته ایرج قادری به یاد می آورند. زینال قاچاقچی سابقه داری است که از جایی به بعد متحول می شود و با کمک رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر، علیه قاچاقچیان مبارزه می کند. سکانسی که زینال پسر معتادش، صبری را برای ترک اعتیاد در زیرزمین خانه حبس می کند، از به یادماندنی ترین لحظات فیلم است.
جمال / مادر
هاشم پور یکی از متفاوت ترین نقش هایش را در فیلم «مادر» زنده یاد علی حاتمی بازی کرد؛ آن هم زمانی که فیلم های اکشن و ماجراجویانه او در کانون توجه قرار داشت. هاشم پور نقش مردی عرب به نام جمال را بازی می کرد که در واقع برادر ناتنی بچه های «مادر» بود. سکانسی که او در مقابل ظلم و زورگویی محمد ابراهیم (محمدعلی کشاورز) به غلامرضا (اکبر عبدی) می ایستد در خاطره ها مانده است.
بازرس صدرالدین رکنی / پرده آخر
زمانی بیشتر فیلم های سینمای ایران دوبله می شد و خیلی کم پیش می آمد صدای واقعی خود بازیگران را بشنویم. یکی از بازیگرانی که مردم مشتاق شنیدن صدای او بودند، هاشم پور بود که معمولامنوچهر اسماعیلی با آن صدای باوقارش به جای او صحبت می کرد. «پرده آخر» ساخته واروژ کریم مسیحی از نخستین فیلم هایی بود که باعث شد صدای خوشایند این بازیگر را هم بشنویم، ضمن این که بازی متفاوتی هم از او شاهد بودیم؛ در نقش بازرسی که درگیر ماجرای مرموزی می شود و همیشه از درد قدیمی میخچه پایش گلایه دارد.
شاهین / افعی
فیلم «افعی» ساخته محمدرضا اعلامی در سال ۷۱ به پدیده ای در سینمای ایران تبدیل شد و خیلی از تماشاگران علاقه مند به ژانر اکشن را به سینماها کشاند. دراین میان سهم جمشید هاشم پور در این موفقیت و محبوبیت غیرقابل انکار است که با شمایلی جدید و رمبو وار یک تنه دخل خیلی از خلافکاران را آورد و بارها باعث سوت و کف تماشاگران شد.
دومان قائمی / قارچ سمی
نقش آفرینی هاشم پور در «قارچ سمی» ساخته زنده یاد رسول ملاقلی پور، دست کمی از بازی پرویز پرستویی در «آژانس شیشه ای» نداشت، اما آن طور که باید، دیده نشد و قدر ندید.
ضمن این که شباهت هایی هم در جنس نقش ها وجود داشت و دومان هم آدمی از دل سال های جنگ بود که در زمانه جدید درک نمی شود. مقاومت و مبارزه برای حفظ اعتقادات به بهترین شکل در بازی هاشم پور نمود می یابد.
منبع: روزنامه جام جم
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظرات شما
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
آخرین ها
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد






درود
واقعا بعد از نیم قرن خدمت به هنر این سرزمین، ایشون لایق لقب استاد نیستند ؟؟؟
ارزوی سلامتی برای شما و استاد جمشید اریا
بنده قبل ازاینکه راجع به فیلمی نظر دهم ابتدا باید انرا ببینم راستش قارچ سمی را ندیده ام ولی تعدادی از فیلم های جمشید اریا بجز تاراج اصلا قابل نگاه کردن نیست نه روند داستانی خوبی دارد نه اجرای ان خوبست اقای جمشید اریا میخواهد جدی باشد وکارش را جدی انجام دهد ولی متاسفانه نتوانسته بن مایه های جدی بودن را در ذهنش رقم زند وتنها اثار ماندگار اورا تا به اینجا تاراج را یافته ام گویا درتاراج جمشید اریا همان چیزی که باید باشد بود با تشکر