سینماسینما، مسعود ارجمندفر
- نوشته پیش رو، بخشی از یک مقاله تخصصی است که در آینده منتشر خواهد شد.
تصور کنید دو مرد در دو زمان مختلف، در دل گرمای بیرحم جنوب ایران، با دستانی خالی و قلبی پر از خشم، به دنبال عدالتی هستند که هرگز به آنها نمیرسد. یکی از آنها، صادق کرده، مردی است که خشم او مثل آتشی درونش را سوزانده و دیگری، ناخدا خورشید، مردی تک دست که با وجود نقصش، سعی میکند خانوادهاش را از گرسنگی نجات دهد ، نه برای خودش، بلکه برای آنکه بتواند سرِ بلند زندگی کند.
این دو داستان، دو فیلم، و در واقع دو مرحله از یک سفر هنری هستند: سفر ناصر تقوایی، فیلمسازی که همیشه میان ادبیات و سینما راه رفته و هر بار که دوربین را به دست گرفته، نه فقط یک فیلم ساخته، بلکه یک دنیای کامل خلق کرده.
صادق کرده؛ وقتی انتقام، انسان را کور میکند
در سال ۱۳۵۱، تقوایی بعد از فیلمی جسورانه ولی توقیفشده به نام «آرامش در حضور دیگران»، تصمیم میگیرد که برای عبور از سد سانسور و رسیدن به مردم، به سینمای تجاری نزدیک شود. اما حتی در این راه، وفاداریاش به انسان و حقیقت را فدای گیشه نمیکند.
«صادق کرده» داستان مردی است که زنش را به دلیل تجاوز به ناموسش از دست میدهد. در پاسخ، او تبدیل به یک قاتل میشود ، نه برای عدالت، بلکه برای انتقام. اما تقوایی این شخصیت را قهرمان نمینامد. او صادق را «مردی وحشی» میداند که آتش انتقام، چشمانش را کور کرده. در جادههای بیپایان و بیآب جنوب، صادق تنهاست، گم شده، و سرنوشتش همین است: نابود شدن در همان آتشی که خودش آن را روشن کرده.
در «صادق کرده»، جنوب فقط پسزمینه نیست؛ همان سرنوشت است. در اینجا محیط، بیابانهای خشک و بیرحم، آینهای از درونِ آشفته صادق هستند. او در این فضا، نمیتواند فکر کند، نمیتواند انتخاب کند او فقط واکنش نشان میدهد. این، همان جبر محیطی است: وقتی انسان در فضایی گیر میافتد که هیچ راه فراری ندارد، تنها چیزی که از دستش برمیآید، عصیان است. حتی اگر آن عصیان، خودش را نابود کند.
ناخدا خورشید: وقتی قهرمان با مقاومت، اسطوره میشود
سالها بعد، در سال ۱۳۶۵، تقوایی با فیلمی بازمیگردد که نه تنها یک اثر سینمایی، بلکه یک روایت بومی از یک داستان جهانی است. «ناخدا خورشید» اقتباسی آزاد از رمان «داشتن و نداشتن» اثر ارنست همینگوی است — اما این اثر آنقدر با فرهنگ، زبان و روح جنوب ایران آمیخته شده که گویی همین جا نوشته شده.
ناخدا خورشید، برخلاف صادق، مردی غریزی نیست. او خاکستری است: نه کاملاً خوب، نه کاملاً بد. او برای زن و بچهاش کار میکند، برای نانِ روزش قاچاق میکند، و در نهایت برای مقابله با سیستمی فاسد که نمادش خواجه ماجد است، مردی فلج که با پولش همه چیز را کنترل میکند، دست به اقدام میزند.
اما مهمتر از همه، ناخدا تک دست است . این نقص جسمی، نمادی از شکستهایی است که جامعه بر بدن مردم مینهد. هر شخصیت در این فیلم — از کور تا لنگ — نشانهای از فرسودگی است که فقر و ظلم بر جسم و روح انسان میگذارند. با این حال، ناخدا از نقصش قدرت میگیرد: «فقدان یک دست، دست دیگر را قویتر میکند.»
در پایان، ناخدا نمیبَرد. او پیروز نمیشود، او کشته میشود. اما تقوایی جسدش را نشان نمیدهد. به جای آن، لنجِ بیناخدا را در کنار ساحل نشان میدهد — نمادی از مقاومتی که هرگز تمام نمیشود. در این لحظه، ناخدا دیگر یک مرد نیست؛ اسطورهای است بر پهنه جنوب .
دو قهرمان، یک درس: مبارزه، مهمتر از پیروزی
در نگاه تقوایی، قهرمان واقعی کسی نیست که دشمن را شکست دهد، بلکه کسی است که تا آخر نفس، در برابر سرنوشت و سیستم ایستادگی کند— حتی اگر بداند شکست خواهد خورد.
صادق کرده و ناخدا خورشید هر دو در این راه شکست میخورند. اما تفاوت این است که صادق در تاریکیِ انتقام گم میشود، در حالی که ناخدا در نورِ مسئولیت و شرافت، اسطوره میشود.
تقوایی با این دو فیلم، نه تنها دو داستان روایت کرده، بلکه یک تحول هنری و انسانی را رقم زده: از مردی که فقط برای خودش میجنگد، به مردی که برای دیگران میجنگد. از انتقامِ شخصی، به مقاومتِ وجودی. از محیطی که فقط باعث وحشیگری میشود، به محیطی که با وجود ستمش، الهامبخشِ مقاومت است و این، همان چیزی است که تقوایی با «بومیسازی» سعی در انجام آن دارد.
«بومیسازی» در سینمای تقوایی یعنی: نه صرفاً ترجمه یک داستان خارجی، بلکه تنفس دوبارهی آن داستان در هوای جنوب ایران، با بوی نمک دریا، گرمای باد، صدای تنهایی و مردانی که هرگز تسلیم نمیشوند.
این سفر، از «صادق کرده» تا «ناخدا خورشید»، در واقع سیر تحول خودِ ناصر تقوایی است: تحول فیلمسازِی که میخواست با سینما صحبت کند، به یک مؤلفِ بزرگ که با سینما فکر میکرد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- تحلیل ششلایهای فضا در «در حال و هوای عشق»/ فضا بهمثابه آخرین نگهبانِ راز
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- اولین نمایش نسخه مرمتشده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران
- به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان
- نقدی بر فیلم «دراما»/ کالبدشکافی یک فروپاشی: معماریِ تروما و روانرنجوری مدرن
- نگاهی به حضور سینمای ایران در جشنواره کن از ۱۹۶۱ تا ۲۰۲۶/ شش دهه زیر فلاش دوربینها
- کن ۲۰۲۶: آخرین سنگر مؤلفان در عصر الگوریتمها
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- واکاوی مستند «ترانه» در آینه روان، فلسفه و جامعه؛ از پیله تروما تا پرواز فردیت
- نمایشنامههای بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعهشناسی خودکامگی در ایران
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد





