سینماسینما، عدنان شاه طلایی
سینمای مستقل ایران در سالهای اخیر بیش از گذشته به تجربههای شخصی فیلمسازان نزدیک شده است؛ آثاری که گاه بیش از آنکه بر یک قصه حادثهای تکیه کند ثبت یک خاطره با تجربه زیسته را دنبال میکند؛ «مراببوس» تازهترین ساخته ذبیحالله رحمانی، در همین مسیر حرکت میکند؛ فیلمی میان سینمای داستانی و مستند داستانی در رفت و آمد است و بیش از هر چیز به دنیای درونی شخصیت اصلی خود و سفر او در جاده متکی است.
رحمانی که تجربه فیلمسازی را درکارنامه دارد، این بار روایت خود را بر پایه سادهترین شکل ممکن بنا کرده است. زنی به نام نیلوفر با بازی شیما خوش اقبال برای دیدن مادرش راهی زادگاهش مازندران میشود. او در طول مسیر همزمان با رانندگی، برای مخاطبانش پادکست ضبط میکند و از گذشتهها، دغدغهها، موفقیتها و شکستها و فراز و فرودهای زندگیاش سخن میگوید.
همین گفتارها، هم محتوای پادکست او را شکل میدهند و هم به ستون اصلی روایت فیلم تبدیل میشوند. شیما خوش اقبال که تجربه بازی در تئاتر را پشت سر دارد، قبلتر در اثر دیگری از رحمانی حضور داشته است. در«مرا ببوس» تقریباً تمام بار فیلم را بر دوش میکشد بازی او طبیعی و باورپذیر است و مهمترین عامل ارتباط مخاطب با اثر محسوب میشود. او با تغییر لحن، مکثها و بازیهای درونی خود تلاش میکند زنی را بسازد که پشت این روایتهای ساده، جهانی از خاطرات، زخمها و امیدهای از دست رفته را پنهان کرده است.
در میان این تکگوییها، فیلم تنها به تلخیهای زندگی محدود نمیشود. نیلوفر گاه برای رهایی از اندوه به شنیدن موسیقی پناه میبرد، اما با شنیدن ترانهای غمگین، از ادامه آن منصرف میشود، گویی آن موسیقی خاطرات تلخ رمانتیک گذشته را دوباره در ذهنش زنده کرده است. اما اندکی بعد، با شنیدن یک ترانه سنتی فولکلور، حال و هوایش تغییر میکند لبخند میزند و حتی همراه با موسیقی زیر لب میخواند. او از موفقیتهای شخصی و کاری خود میگوید. خاطرات عاشق شدنش را مرور میکند. و روایتش گاه رنگی شاعرانه پیدا میکند؛ شاعرانهای که لحظهای به بغض و اشک میرسد و لحظهای بعد با خنده و آرامش ادامه پیدا میکند.
این فراز و فرودهای احساسی، شخصیت زن را از یک راوی صرف فراتر میبرد و او را به انسانی با لایههای متناقض تبدیل میکند. شیما خوش اقبال نیز با مهارتی قابل توجه این تغییرات روحی را به نمایش میگذارد و اجازه نمیدهد روایت طولانی فیلم به طور کامل ارتباط خود را با مخاطب از دست بدهد.
با این حال چالش اصلی فیلم از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که فیلم بیش از اندازه به کلام وابسته میشود. درام نیازمند کشمکش، تحول و اتفاق است. اما در اینجا گفتار شخصیت جای بسیاری از عناصر دراماتیک را گرفته است. زن پیوسته حرف میزند، به تلفن پاسخ میدهد و چیزی را از قلم نمیاندازد و به مسیرش ادامه میدهد، اما حادثهای که بتواند مسیر داستان یا شخصیت را دگرگون سازد، کمتر رخ میدهد. به همین دلیل «مراببوس» در بخشهایی بیشتر به یک پادکست تصویری طولانی شباهت پیدا میکند تا یک درام سینمایی.
مینیمالیسم در سینما زمانی موفق است که در دل سادگی، انتظار وکشف تدریجی وجود
داشته باشد. فیلم از این ظرفیت برخوردار است، اما گاه از ایجاد تعلیق باز میماند. ورود یک اتفاق فرعی با بحرانی کوچک حتی در طول سفر میتوانست این مسیر خطی را از یکنواختی خارج کند و شخصیت را در موقعیتی قرار دهد که انتخابها و درونیاتش آشکارتر شود.
با وجود این، فیلم «مراببوس» به لحاظ فنى قابل احترام است، فیلمبردارى استاندارد، صدا بردارى دقیق و تدوین روان به خصوص با توجه به محدودیت فضاى خودرو، نشان مىدهد ذبیحالله رحمانى در مدیریت امکانات تولید موفق بوده است. دوربین در خدمت تنها شخصیت فیلم قرار دارد و تلاش مىکند تنهایی، حرکت و فضای ذهنی او را ثبت کند. در پایان فیلم با شنیده شدن ترانه ماندگار مرا ببوس بهترین لحظات فیلم رقم میخورد. اینجا فقط ارجاع موسیقایی به گذشته نیست، بلکه پیوندی میان سرگذشت شخصی زن و زخمی جمعی ایجاد میکند. هنگامی که تصاویر بر ویرانههای ناشی از بمباران و جنگ دوازده روزه در کنار این آواز قرار میگیرند، عبارت برای آخرین بار معنایی تازه پیدا میکند؛ وداعی با گذشته، عشق، خاطره و امیدهایی که زیر سایه ویرانیها از دست رفتهاند.
شاید یکی از دلایل ارتباط نسبی مخاطب با اثر، انتخاب شخصیت زن باشد، اگر همین حجم از تکگویی و همین ساختار از زبان شخصیت یک مرد روایت میشد، احتمالا تحمل آن دشوارتر بود. حضور بازیگر زن بخشی از یکنواختی روایت را جبران کرده است.
«مراببوس» یک فیلم شخصی و بیادعاست که نگاه خود را پیدا کرده است، اما هنوز میان تجربهگرایی و قصهگویی به تعادل کامل نرسیده است، رحمانی در واپسین اثرش نشان میدهد به ثبت جهان درونی انسانها علاقهمند است؛ اگر در تجربههای بعدی بتواند این نگاه شخصی را با فیلمنامهای منسجمتر وکشمکشی دراماتیکتر همراه کند، میتوان انتظار داشت به آثاری عمیقتر و ماندگارتر دست پیدا کند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «مرا ببوس»؛ صدای زنی که روایت را از آنِ خود میکند
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- «الماسهای تراش نخورده»؛ روایتی از طمع و اضطراب در جهانی بیقرار
- در سایه سوءظن و سکوت؛ «مأمور مخفی» و چهره پنهان برزیل
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- «لندمن: کارگزار زمینهای نفتی»؛ کلاه کابوی و طلای سیاه
- «کج پیله» وقتی زنها از پوست خودشان، خارج میشوند
- «علت مرگ: نامعلوم»؛ فیلمی که تماشاگر را میخکوب میکند
- «اتاقک گلی»؛ تصویری از مقاومت خاموش در لبه تاریخ
- «سلاحها»؛ سایه یک تراژدی بر شهر مِی بروک
- «دختری با سوزن»؛ تجربهای روانشناسانه از ترس و تعلیق
- «سوپرمن»؛ سقوط بزرگ ابرقهرمان/ ماجرای یک اسطورهی خسته از سی.جی.آی
- درآمدی بر فیلم «بهانه سکوت»؛ روایت یک مصیبت در ساختاری نو
- «ادینگتون»؛ تابلویی تلخ از بحران، قدرت و انسداد روانی
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد





