سینماسینما، عدنان شاه طلایی
در سینما و ژانر وحشت، همیشه هیولاها از اعماق جنگلها و دهلیزهای تاریک ومرطوب برنمیخیزند. درپشت درهای خانههای متروک نیز پنهان نمیشوند. بعضی وقتها اتفاقهای بدخیم وهراسآور از یک خواسته کوچک سر برمیآورد و شاید از یک آرزو که در نگاه نخست بیآزار به نظر میرسد.
فیلم «وسواس» به کارگردانی کری پارکر از همین نقطه آغاز میشود، از تمنای جوانی که تنها میخواهد دوست داشته شود و به کسی که سالها در ذهنش زندگی کرده، نزدیک شود. اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که میان دوست داشتن و تصاحب کردن فاصلهای باریک وجود دارد. فاصلهای که اگر از آن عبور کنیم، عشق به شکلی دیگر خود را نشان میدهد.
داستان فیلم درباره بِیر با بازی مایکل جانستون است. جوانی منزوی که پیوند عاطفیاش با نیکی با بازی ایندی وارته سالهاست در ذهن او منجمد شده و به خاطرهای دست نخورده، بدل شده است.
برای بیِر، نیکی یک انسان واقعی نیست، تصویری است که او بارها در ذهن خود ساخته، رنگ زده و به آن جان بخشیده است. همین نکته، هسته اصلی فیلم را شکل میدهد. او عاشق یک انسان نیست، عاشق تصویری است که خودش از آن انسان ساخته است.
فیلم از همان آغاز مخاطبش را به سَمت پرسشی میبرد که آیا هر دلبستگی شدیدی را میتوان عشق نامید؟ شاید بسیاری از رنجها از جایی آغاز میشوند که ما به جای پذیرفتن دیگری، او را مطابق میل خود بازآفرینی میکنیم. «وسواس» روی همین زخم کهُنه دست میگذارد، زخمی که در زندگی روزمره نیز کم و بیش با آن روبه رو میشویم.
فیلمساز برای بیان این مضمون به سراغ نمایشهای پرزرق و برق نمیرود. او از ترسهای آرام و خزنده استفاده میکند. فیلم بهتدریج فضای خود را تیرهتر میکند؛ گویی دستی نامرئی آهسته هوا را از تاق بیرون میکشد. این روش سبب میشود ترس فیلم بیشتر در ذهن مخاطب خانه کند تا در چشم او.
یکی از امتیازهای فیلم بازی مایکل جانستون است. او شخصیت بِیر را به یک هیولای آشکار تبدیل نمیکند. بِیر در بسیاری لحظهها حتی تَرحم برانگیز است. تماشاگر گاهی با او همدلی میکند و درست در لحظهای که باید از او بترسد، نگاههای مردد، و درماندگی پنهان در رفتار بِیر باعث میشود تا تماشاگر گاهی با او همدلی کند و درست در همان لحظه، از او بترسد. این دو احساس متضاد، نیروی فیلم را میسازد.
ایندی وارته نیز در نقش نیکی، از دام شخصیتهای تک بُعدی میگریزد. او صرفاً زنی نیست که قرار است موضوع دلبستگی مردی آشفته باشد. فیلم به خوبی نشان میدهد که نیکی انسانی مستقل با ترسها، تردیدها و خواستههای خودش است. همین استقلال است که وسواس بِیر را هر لحظه دردناکتر میکند، زیرا آدم وسواسی نمیتواند بپذیرد که دیگری زندگی و ارادهای جدا از او دارد.
از نظر بصری نیز فیلم هوشمندانه عمل میکند، قابها به دنبال زیبایی نیستند، بلکه در پی ایجاد حس ناامنیاند. بسیاری از صحنهها چنان طراحی شدهاند که گویی چیزی در تصویر سر جای خودش نیست. این ناهماهنگی پنهان، بیقراری عجیبی به فیلم میدهد و تماشاگر را مدام در انتظار حادثهای ناگوار نگه میدارد.
پایان فیلم نیز از آن دست پایانبندیهایی است که بیش از آنکه پاسخ بدهد؛ پرسشهایی برجای میگذارد. پس از خاموش شدن تصاویر، ذهن تماشاگر همچنان درگیر میماند؛ درگیر این اندیشه که مرز میان عشق و وسواس دقیقآ کجاست و چه زمانی اشتیاق به حضور یک شخص، به میل خطرناک برای مالکیت او تبدیل میشود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «هوکوم»؛ وحشت و بار سنگین گذشته در جنگلهای مرطوب
- «الماسهای تراش نخورده»؛ روایتی از طمع و اضطراب در جهانی بیقرار
- در سایه سوءظن و سکوت؛ «مأمور مخفی» و چهره پنهان برزیل
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- «لندمن: کارگزار زمینهای نفتی»؛ کلاه کابوی و طلای سیاه
- «کج پیله» وقتی زنها از پوست خودشان، خارج میشوند
- «اتاقک گلی»؛ تصویری از مقاومت خاموش در لبه تاریخ
- «سلاحها»؛ سایه یک تراژدی بر شهر مِی بروک
- «دختری با سوزن»؛ تجربهای روانشناسانه از ترس و تعلیق
- «سوپرمن»؛ سقوط بزرگ ابرقهرمان/ ماجرای یک اسطورهی خسته از سی.جی.آی
- «ادینگتون»؛ تابلویی تلخ از بحران، قدرت و انسداد روانی
- «زن و بچه»؛ سفری در دل تلاطم زندگی یک زن
- «دست ناپیدا»؛ زنی برخاسته از خاک و تصویر با دوربین نه تفنگ
- «زیبا صدایم کن»؛ نجواى مردى از دل باران
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت
- «عبور از نمیدانم» در موزه سینما
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ گزارشی از آرای منتقدان فیپرشی/ «مراقب» در صدر جدول افقها
- گذری در جشنواره فیلم ونیز / گزارش تصویری
- نمایش «رومولوس»؛ این رومولوسِ مغموم
- رونمایی از ۶ کتاب درباره فیلمهای شاخص سینمای ایران در موزه سینما
- دو جایزه جشنواره «جامو و کشمیر» به «زیبا صدایم کن» رسید
- فرهادی از رفتن به اسکار باز ماند
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری





