سینماسینما، ابراهیم عمران
هر چند رسم شده که مجموعههای در حال پخشِ پلتفرمها را در قسمتهای ابتدایی نقد کنیم؛ ولی به سیاق و تجربه گذشته اگر در قسمتهای ابتدایی و به خصوص سه قسمت اول، مجموعهای خود را در نظر مخاطب خوب جلوه دهد؛ معمولا در قسمتهای بعدی با افت محسوسی مواجه میشود. (حال بماند که برخی نقدها اصولا آبشخورشان جای دیگری است و بدهبستانهایی وجود دارد) بر این نگره اینبار به مجموعه «محکوم» میرسیم که در همان ابتدا نشان داد با اثری جاندار روبرو هستیم. آن هم در دو قسمت ابتدایی؛ جاندار از آن روی که تیم بازیگریاش، جانی به کار داده است. کوروش تهامی که چند وقتی دور بود، این بار با میمیکی تازه که نشان از پختگی سن میدهد و ساره بیات که همواره در هر کاری تازه هست و بیات شدن در بازیاش نیست، دو شخصیتی هستند که شاکله اثر را قوام میبخشند.
البته با کاراکترهای دیگری نیز مواجهیم. دو بازیگری که برای مخاطب معمولا چهرهای کمیک و طنز دارند هر چند مهران غفوریان طی چند سال اخیر و دست کم تا آنجاییکه من دیدهام سعی کرده کار طنز کمتر انجام دهد. «زخم کاری» و فیلم «آبی روشن» و «زیبا صدایم کن» موید این ادعاست که غفوریان مسیر تازهای را شروع کرده است بسان مجید صالحی؛ تا جاییکه صاحب این قلم در زمان نمایش فیلم «آبی روشن» در جشنواره فجر برای اولین بار از بازی او تمجید کرد. هر اندازه که غفوریان در نقشهای جدی و در این کار باورپذیرتر است؛ ولی متاسفانه پژمان جمشیدی این نکته مهم را دارا نیست.
نقشی که در این مجموعه دارد یادآور کاراکتری است که در فیلم «علفزار» داشت. نمیدانم جمشیدی چه اصراری دارد گریم چهرهاش در فیلمهای مختلف اعم از طنز و جدی یکسان باشد. و اصرار نادرستتر اینکه فرق بین کار کمدی و جدی، در استایلی که ارائه میدهد رعایت نکند. نگاه شود به حالت راه رفتن و گام برداشتن و نگاه چشمها که در تمامی کارهایش یکسان است. مشکلی که جواد عزتی نیز با آن دست و پنجه نرم میکند که بد نیست کمی به بازیهای جدی و طنز امین حیایی دقت بیشتری داشته باشند که حتی رگ گردنی که کلفت میکند در ژانرهای مختلف فرق دارد.
بگذریم از این پرانتزی که برای بازیگری باز شد و به «محکوم» بپردازیم که کمی برای مخاطب حرفهای و قدیمیتر یادآور سریال «زیر تیغ» شاید باشد بر اساس قصهای که رخ داده است. با این تفاوت که در اینجا جلوههای بصری و طراحی صحنه بسیار دقیقتر و حرفهایتر شده است. نگاه شود به صحنه تشییع جنازه با آن باران و چترهای سیاه که در بلندی خیابان جلوهای خاص دارد از اندوه فراوان و یا تصویری که از جدار شیشه خانه خسرو گرفته میشود؛ آن هم در میزانسنی بارانی از مبهوتی ساره بیات از برخوردی که با او میشود. همه اینها آمد که گفته شود بعد از مدتها در پلتفرم کاری دیده شد که کارگردان و تیم فنیاش احاطه کامل بدان دارند. از جزییات غافل نیستند. جزییاتی که شکلدهنده کلیت داستان است. داستانی که به حتم لایههای پنهانی در خود دارد. فضای تیره و تار و تقریبا نیمه نوآر این اثر جذابیت خاصی در ذهن مخاطب ایجاد میکند. گویی ابایی ندارد از نشان دادن و به تصویر کشیدن برخی مفاهیم در قالب داستانی هزار تو. عاشقیتهایی که پایانی بر آن متصور نیست در دنیای پسامدرن امروز و در جامعه بسیار عوض شده این سالهای ما. نمیدانم این امیدواری به مجموعه محکوم تا چند قسمت ادامهدار است. و آیا در قسمتهای پیش رو باز هم صناعات تکنیکی کارگردان و فیلمبرادر و موزیسین آن را شاهد خواهیم بود و یا باید با آنها خداحافظی کنیم. شاید هم در برهوت کارهای سحطی و از یاد رفته این سالها، محکوم باشیم به دیدن «محکوم»ی که کمی در اندازههای قابل قبولی گام بر میدارد. منتظر میمانیم که حکم در این باره چیست و مخاطب در فرجام کار با چه عینکی بدان مینگرد…
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نمایش مناسبات داخل زندانها در سریالهای نمایش خانگی چگونه است؟
- «محکوم»؛ آغازی برای پایان
- سریال «محکوم»؛ آشناییزدایی از کلیشهها
- لزوم استفاده همزمان از فیلمنامهنویسان داخلی و خارجی برای ساخت اثری جامع
- «غریزه»؛ عاشقانهای ناآرام
- من را خسرو پدر زیبا صدایم کنید…
- «علت مرگ: نامعلوم»؛ این هفت نفر و دنیایشان
- «محکوم» در راه شبکه نمایش خانگی
- تکسواران کُرد/ نگاهی به مستند «سرپتیها»
- رونالدو در سرزمین امام قلیخان
- جهان با ما برقص/ نگاهی به سریال «مگه تموم عمر چند تا بهاره»
- همه بک تو بلکی در ذهن داریم
- جهل مرکب بیپایان/ نگاهی به فیلم «زالاوا»
- طریقهی ابلق شدن/ نگاهی به فیلم «ابلق»
- چهل سال غریب/ نگاهی به فیلم «غریب»
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- «ماهی سیاه کوچولو» نه سفارشی است نه سیاسی/ حاشیهنگاری بر سال ۱۳۶۰
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت





