سینماسینما، زهرا مشتاق
قاشق چایخوری آخرین مجموعه قصه هوشنگ مرادی کرمانی است که از سوی نشر معین در ۱۰۵۰ نسخه روانه بازار شده است. کتابی که اردیبهشت ۹۸ منتشر و تا تیرماه همان سال به چاپ چهارم می رسد. اما راز آثار این نویسنده چیست که نوشته هایش تا این اندازه قابلیت تبدیل شدن به سینما را دارد؟ کتاب هایی که مخاطبین آن می توانند در تمام سنین تعریف شوند.
هوشنگ مرادی کرمانی یک اجتماعی نویس است. از این رو ذهنی هوشیار چون یک روزنامه نگار کارکشته دارد که با تیزبینی و دقت بسیار جزئیاتی را روایت می کند که یک شخص عادی از دیدن و درک آن ناتوان است. اما همین اجتماعی نویس، آن هنگام که قوه تخیل و پردازش واقعیت به شکلی دراماتیزه شده در نوشته هایش تبلور می یابد، قدم به جهان خلق و داستانسرایی می نهد. کار او درست در همین نقطه و همین مرز است که در پهنه ای یکتا قرار می گیرد.
او به شدت وام دار ادبیات کهن است. تاریخ ادبیات و فرهنگ عامه را به خوبی می شناسد و به آن اشراف دارد. جهانی از ضرب المثل، متل، افسانه، لالایی ها، هجو و متلک های روستایی، دوبیتی و شعر و همه اینها یعنی غنی شدن و تاثیرگذاری نوشته های او. او همان قدر که در خلق داستان های روستایی قدرتمند است، در خلق داستان های شهری با شخصیت های گوناگون؛ یکه تاز و کم همتاست. شخصیت هایی که در نظر اول جذابیتی برای انتخاب شدن به عنوان قهرمان یک قصه ندارند؛ اما انتخاب می شوند و آنقدر چیزهای زیادی برای ارائه دارند که اساسا فراموش می شود قهرمان در آغاز تهی دست می نموده. شخصیت هایی مثل استاد در قصه «باغ کاکا» یا خانمی در قصه درخشان «خانه ی خودم» یا پیرمرد نقاش در قصه «ستاره».

شاید اگر تحقیقی در مقایسه خوانش زمانی نیز صورت گیرد، آثار او از سایرین جلو بزند. قصه های او سریع و آسان خوانده می شود. روان نویسی و ساده نویسی ویژگی برجسته و ممتاز اوست. او درباره چیزهایی می نویسد که بارهای متمادی از کنار آن بی تفاوت و بی آنکه حتی نظرمان جلب شود؛ گذشته ایم. او همان نادیده ها را پخته و تزئین شده، زیبا و خوردنی و عطردار تقدیم ما می کند. گاهی تند، گاهی شور، گاهی تلخ یا شیرین. تلخ چون قصه «سیسمونی»، تند مثل قصه«سه چرخه»، شور مثل قصه غم انگیز «نمک» و شیرین چون قصه اندوهبار «شکلات».
او یک عبارت ساز برجسته است. چینشگر کلمه. کلمات را چنان در آغوش هم می خواباند که گویا جز آنجا، هیچ جای دیگری برایشان وجود نداشته است. زاده شده اند که آنجا در دل هم باشند.
«همین جور می رود، از گلدان به تاقچه، از تاقچه به دیوار، به سیخ و میخ و نخ و پیچ چنگ می زند.» «کوه و دشت و گل و ریحان، شمع و پروانه و آدم و الاغ و اسب بر قالی نقش می بندد.» «چرخید، تاب خورد، کج و راست شد، سینی شد، آینه شد، هوا رفت، ماه شد، خورشید شد، چرخ زد.»
یا اشراف و تسلط به ادبیات عامه و فولکلور.
«نگار خانم پا وردار دستمال خرما وردار
دستمال خرما آبیه عروس گل گلابیه»
یا در جایی دیگر
«شیطون رو غافل کردیم
جادوش را باطل کردیم»
یا در قصه ای دیگر
«رفتم به باغ کاکا چیدم انار کاکا
کاکا به سر رسیده چاقو کمر کشیده
سر مرا بریده خون انار چکیده
ای دونه دونه انار دوستت دارم صدهزار»
یا این دوبیتی قدیمی
«من از ملک پدر کردم جدایی
گرفتم با غریبون آشنایی
غریبون حالت خوبی ندارن
اول مهر است و دویم بی وفایی»
از دیگر ویژگی های این نویسنده که بخصوص در قاشق چایخوری به شکل خاص تری آمده است، جان بخشی روایات از زبان یا نگاه اشیا، گیاهان و حیوانات است.
در قصه «پتوس بهرام، پتوس نگار» که خواننده منتظر است جایی معنی این کلمه را بفهمد، رفته رفته در طول قصه با گیاهی به نام پتوس آشنا می شود که یکی از شخصیت های قصه است.
« پتوس از چوب بالا می رفت و نفس نفس می زد. می دوید، می دوید و می افتاد و کج می شد و راست می شد. پا می شد. مثل بچه ها که می خواهند تمرین راه رفتن کنند، تاتی تاتی می کرد و می رفت جوانه می زد و برگ می کرد و می رفت.»
یا گفت و گوی دو کفتر در قصه «ستاره» که پیرمرد قصه زبان آنها را بلد است.
یا وصف پنکه سقفی در قصه«خانه ی خودم»؛ « پنکه سقفی می چرخید. هوای داغ را با بال هایش به هم می زد. خنک می کرد، چرخ می کرد، چرخش بال های پنکه، نوای لالایی خانمی را آرد می کرد و می ریخت، می پاشید روی سر و صورت و گوش های کوچولو، چشم های پر از خواب بچه ها.»
نوشته های او سینمایی است. مملو از تصویر است. در قصه های او، فریم ها جای خود را به کلمات می دهند و تدوین در نرم ترین شکل ممکن در بدنه قصه دویده است. علامت های دستوری در قصه های او، نماد تدوین در سینماست. نرم است و نشسته در اجزای ترکیب های ایجاد شده؛ چون اصلا به چشم نمی آیند. چون در کل اندک و بجا و با خست استفاده شده است و چیدمان و عبارت های ساخته شده، برخاسته از جهان رنگ و موسیقی است. او با نوای لغاتی که چون نت های موسیقی بر خطوط پدیدار می شوند؛ به جان بخشی و خلق موسیقی می پردازد.
و شاید همین دلدادگی تنگاتنگ است که در آثار او از قصه های مجید تا مربای شیرین و کوزه و مهمان مامان چنین گرم و داغ و دلچسب در زهدان سینمای ما نشسته است. خواندن و تماشای او را از دست ندهید. او نابغه تصویرسازی بر روی کاغذ است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تولد ۸۱ سالگی هوشنگ مرادی کرمانی در «اکنون»
- هوشنگ مرادی کرمانی: هیچ وقت مُهر سیاسی نخوردم و نمیخورم
- اختتامیه نخستین جایزه داستان کوتاه گارنت؛ هوشنگ مرادی کرمانی: آرزو داشتم چخوف شوم
- معرفی داوران جایزه بینالمللی داستان کوتاه گارنت/فراخوان تمدید شد
- نسخه ویژه نابینایان «مهمان مامان» با صدای فریبا کامران منتشر میشود
- همزمان با روز ملی سینما؛ پوستر فیلمهای خاطرهانگیز در موزه سینما نمایش داده میشود
- علی نصیریان مقابل دوربین «اقتباس در سینما» رفت
- کیومرث پوراحمد: «اسپارتاکوس» فیلم محبوب من است/ محمدرضا فروتن و الناز شاکردوست را من به سینما معرفی کردم
- کتاب «قاشق چایخوری» هوشنگ مرادی کرمانی با صدای رضا بابک صوتی شد
- معرفی فیلمهای سینمایی آخر هفته تلویزیون
- گفتوگو با فریده سپاه منصور/ یادبودم از مراسم یادبود باباپنجعلی بهتر بود!
- پور احمد: مافیا نمیگذارد فیلم بسازم
- دو فیلم خاطرهساز روی آنتن تلویزیون
- نقد هوشنگ مرادی کرمانی بر عملکرد صدا و سیما
- خاطرهبازی با آثار کلاسیک سینمای ایران و جهان/ فیلمهای تلویزیون در پایان هفته
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





