سینماسینما، حسین ارومیهچیها: برخی رخدادها آنقدر ظرفیت های نهان دارند که اگر صدها کتاب و فیلم هم درباره شان نوشته و ساخته شود باز هم میتوان بُعد تازه ای از آنها یافت و با نگاهی دیگر به رویداد نگریست. مثل اسپیلبرگ و فهرست شیندلرش، کوبریک و غلاف تمام فلزی اش، کاپولا و اینک آخرالزمانش و … انگار داستان جنگ، سهم و دنیای تازه هر فیلمساز اهل دانش و مهارتی است. کاری که نولان در فیلم آخرش با داستان گرفتاری سربازان انگلیسی و فرانسوی در ساحل دانکرک می کند. نولان موفق می شود خودش را بعنوان فیلمسازی که بر ابزار مسلط است و نبض تماشاگر را خوب می شناسد بیش از پیش اثبات کند. میان ژانرها مرزی نشناسد و حتی در چنین فیلمی نیز نشانه ها و بزنگاه های خاص خودش را کار بگذارد.
به حق او را باید فیلمساز کاربلدِ پرورشِ قهرمان دانست. فرقی نمی کند سه گانه ای از کمیک بوک های مارول را به فیلم برگرداند یا قصه اورژینالی درباره روانشناسی خواب یا سفر در زمان بسازد. قهرمانِ نولان خوب بلد است قصه را آغاز کند و در مؤخره ای حساب شده سهمش را از فیلم و تماشاگر بگیرد. خواه بتمنی باشد که به خاطر حفظ جانِ شهروندان ِگاتهام، با بمب هسته ای بر فراز خلیج ناگزیر به نابودی شود خواه خلبانی باشد که پس از پایان قائله، به برزخِ پایان یافته در جسمِ یک جت جنگیِ شعله ور بنگرد. دانکرک روایتی است بازتعریف شده از کلیشۀ یقین و باور که در چارچوب قواعد پیش می رود، اِبایی از غافلگیری تماشاگر ندارد و از تراژدیِ جنگ و مرگ دامنه ای از امیدواری و بردباری می سازد. اگر آخرین قسمت از سه گانه بتمن را فارغ از تمام ضعف هایش، پایانی موَقَر بر یک قهرمان بارها تکرار شده در نظر بگیریم، دانکرک را بی ارتباط با آن نمی توان یافت. خلبانی تمام روز در آسمان به امیدِ قطع راه ارتباطی دشمن به پرواز می گذراند و دست آخر وقتی کلاه و نقاب از چهره برمیدارد، که تکاوری های او و دیگران در آسمان و دریا و زمین باعث نجات جان هزاران سرباز شده و چاره ای جز تماشای گدازه های آتشِ افروخته بر سواریِ آهنی اش ندارد. مقایسه کنید با بروس وین سرمایه دار نوع دوستی که قواعد ارتش سایه ها را بر هم میریزد و با هدف گرفتن خواب از چشم تبهکاران و بدکاران تا پای بدنام شدن و مرگ در گاتهام هم پیش می رود. نولان درواقع فیلم ساده و بی تکلفی ساخته و به دور از پیچیدگی های معمول خود در روایت و متن، توانسته تاثیر خودش را به نحوی مطلوب بگذارد. احساسات تماشاگر را برانگیزد و هیولای مخوف جنگ را در بستری همه جانبه به معرض نمایش بگذارد. بی اینکه به طور مستقیم قدم به آنطرف جبهه نبرد بگذارد، سمت خودی ها و البته هموطنانش می ایستد و در معرکه آسمانی و دریایی اش، هراس و پیروزی را توأمان و در قد و قامتی استاندارد تصویر می کند. در قامت ملوان بی ادعایی- با بازی خوب رایلِنس -که حتی از لاشه شناورِ هواپیما هم نمی گذرد تا مبادا زنده ای در آن طعمه مرگ شود تا جوان های کم سن و سالی که در میدان نبرد جولان می دهند و به قهرمان هایی بی سر وصدا بدل می شوند. معتقدم نولان در دانکرک فقط جنس و ژانر جدیدی را تجربه کرده وگرنه عینک فیلمسازی اش و نوع نگاهش به قهرمان همان است که بود.
اگر زمانی فَن های متعصب نولان او را کوبریک عصر حاضر قلمداد می کردند، شاید پر بیراه نباشد که دست کم به لحاظ گونه های متنوع فیلمهایش این تعبیر را تا حدودی نزدیک بدانیم. وسواس خاص و انتخاب های دشوار او در انتخاب محل دقیق وقوع رخداد برای فیلمبرداری تا انتخاب به دور از کلیشه بازیگران همه نشان از این دارند که فیلمساز مستعدِ ما در انتخاب هایش دقیق است. از نقدها گریزان نیست و به دغدغه های شخصی اش هرگز پشت نمی کند.
فیلم پیچیده و پرسرو صدایی مثل «میان ستاره ای» می سازد و و دو طیف متضاد از تماشاگران را ایجاد می کند و بعد از آن فیلم خوش ساختِ ساده ای مثل دانکرک را رو می کند. زمانی پرفروش ترین فیلم سال را کارگردانی می کند و بی توجه به بی اعتنایی های آکادمی اسکار، همچنان بر مسیر خود استوار می ماند. دانکرک را باید برای نولان نقطه عطفی در نظر گرفت. به ایستگاهی می ماند که فیلمساز در جلدی تازه ابتکاراتش را به معرض نمایش می گذارد. همانقدر بی تکلف و همان قدر با وسواس. درست مانند یک بلاک باستر ۱۴۰ دقیقه ای و تریلری پر زرق و برق. انگار پای جنگ که به میان بیاید حتی فیلمسازها هم ساده می شوند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- آقای کارگردان جنگ فرهنگی را برده است؛ یونانیها در افسون «اودیسه» کریستفر نولان
- خوانهای اودیسئوس؛ سفر اسطورهای میان هیولاها، وسوسهها و آزمونهای انسانی
- نولان در صدر لیست؛ فهرستی از ۱۰۰ کارگردان قدرتمند هالیوود منتشر شد
- «اودیسه» نولان؛ سفری خیرهکننده به قلب اسطوره، اما نه به عمق انسان
- فینال جام جهانی رقیب روز یکشنبهی فیلم نولان
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «مایکل»، «اوپنهایمر» را پشت سر گذاشت
- جان نولان درگذشت
- پس از هفت ماه؛ فیلمبرداری «اودیسه»ی نولان به پایان رسید
- یک سال پیش از اکران؛ بلیتهای آیمکس «اودیسه» از فردا فروخته میشود
- لوگان مارشال-گرین به «اودیسه» پیوست/ کاسمو جارویس از فیلم نولان جدا شد
- آیا «اودیسه»ی نولان موفقیت «اوپنهایمر» را تکرار خواهد کرد؟
- فیلمی با بودجه حدودی ۲۵۰ میلیون دلار؛ «اودیسه» نولان به نیمه راه رسید
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





