سینماسینما، ابوالفضل نجیب
تصویر کردن زمانه قبل از انقلاب به طور اخص و تاریخ صدواندی ساله منتهی به انقلاب، همواره با مشکل و چالش روبرو بوده، بخصوص وقتی سوژه ها در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با جریان ها و سازمان های مخالف شاه و مناسبات درونی آن ها و همزمان در تنظیم رابطه ساواک با این جریان ها بوده است. نکته جالب این که در نمایش و بازآفرینی این رابطه نیز همواره ملاحظاتی از جنس شدت و ضعف ساواک در برخورد با مخالفین مذهبی و غیرمذهبی لحاظ شده است. به این معنی که فشار ساواک بر نیروهای مذهبی آن هم تابع نوعی نگاه تبعیض آمیز و شدت و ضعف است. در همه این آثار نمایشی به اذعان سازندگان و حتی تصریح نهادهای ذی ربط سانسور بر واقعیات های تاریخی سایه انداخته است. به این محدودیت ها و ملاحظات افزون کنید ساده نگری و َساده انگاری در تصویرسازی تاریخی. که اغلب به دلیل فقر اطلاعات تاریخی و عدم مشاوره با کسانی که یا در ارتباط و یا درگیر مستقیم حوادث بوده و یا به کفایت در خصوص وقایع تحقیق و جستجو کرده اند، در نهایت به آش شله قلمکاری تبدیل می شود که ارتباط چندانی با واقعیت ندارد . این نقصان ها البته برای نسل هایی که شناخت و اطلاع کافی از این مقاطع تاریخی و مناسبات ان ندارند چندان به چشم نمی آید و به تعبیری آنچه را می بینند ناچار به مثابه واقعیت تاریخی می پذیرند. اما برای نسلی که معاصر وقایع بوده و یا به نوعی درگیر جریانات سیاسی و تبعات ان بوده، همه چیز فرق می کند. این تفاوت ها در واقع کلید ورود و فهم و ارتباط این طیف مخاطبان با اثر است. به بیانی کل اثر معطوف به راستی آزمایی سازنده از نگاه مخاطب به واقعیت تجربه شده است . تا جایی که تماشای اثر و میزان رغبت و دافعه اثر را تعین می کند. این پارامترها جدای از واقعیت گرایی در روایت تاریخی، معطوف به منطق داستانی و پذیرفتن مناسبات روایت است. این که رخدادهای متن چه نسبت و رابطه ای با شرایط اجتماعی دارند. آنچه نگارنده را از زوایه آنطباق واقعیت متن با شرایط تاریخی و بخصوص جنس رابطه و مناسبات درون متن در تاسیان با خود درگیر و به موضع انتقادی سوق می دهد، از این زاویه حائز اهمیت است. این البته به معنی نادیده گرفتن تخیل سازنده دربازافرینی واقعیت و تاثیر جهت گیری های شخصی در خلق اثر نمایشی نیست. آثاری چون شب سمور که متاَسفانه به محاق سانسور و توقیف رفت کم و بیش متاثر از همین فضا بود. آنچه این گونه ها را اغلب سوال برانگیز کرده اغراق و همان اندازه تساهل گرایی خلاف واقعیت است. این کاستی ها در بسیاری موارد ناشی از نشناختن جنس مناسبات و روابطی است که اگر درک نشود باورپذیری را تحت تاثیر قرار می دهد. اشاره ام به ناشناختگی موارد بسیاری در مناسبات سریال تاسیان است. موارد کلیدی که اتفاقن چفت و بست کار در گرو باورپذیری این مناسبات و اتفاقات است. به برخی از این موارد به حسب تجربه های شخصی و شناخت برخی معیارها و ضوابط حاکم بر دستگاه های امنیتی اشاره می کنم.
استخدام امیر در ساواک به واسطه رفاقت با سعید. آن هم با وجود داشتن پدر بازاری مخالف شاه و آنگونه که وانمود می شود زیر نظر و ایضن برادری که فعال سیاسی دانشجویی است. توضیح این که ساواک برای استخدام افراد فیهاخالدون آدم ها را زیرورو می کرد. مهمتر هیچ ارجاع قانع کننده ای برای رابطه و رفاقت بین امیر و سعید و پس زمینه های این میزان مایه گذاشتن در رفاقت نمی بینیم.
تجمیع فله ای دانشجویان دستگیر شده در یک سلول و هم بندی با منوچهر نجات که اتهام او هم سیاسی است. آن هم در ارتباط با دستگیری تیمسار مقربی که چند دهه مامور کاگ ب در تشکیلات مخفی حزب توده در بالاترین رده ارتش بوده. همچنین به بافت فکری و سیاسی دانشجویان دستگیر شده ارجاع می دهم، یکی بازمانده یک گروه چریکی با سابقه یک سال زندان است. بقیه هم کم و بیش با دیگر جریان های سیاسی در ارتباط هستند. در نظر داشته باشیم وقتی ساواک عده ای را با هم دستگیر می کرد تا مدت ها برای تخلیه اطلاعات در انفرادی نگهداری می کرد نه این که به صورت فله ای نگهداری کند. ادامه همین سکانس ارجاع می دهم به صحبت های رودو بدل شده دانشجویان با آقای نجات در خصوص اوضاع کشور و بی مزه تر از همه اشاره به معضل بیکاری که مثلن به انگیزه مخالفت با رژیم تبدیل شده . ایضن نگاه سطحی فیلمنامه نویس نسبت به اختلافات و گرایشات سیاسی و حتی میزان سطحی نگری دانشجویان زندانی به حاکمیت و حتی دوستان همرزم و مخالف رژیم که به طرف العینی نسبت به همدیگر بر سر گفتگو با یک کارخانه دار نسبت به هم موضع می گیرند.
در جایی دیگر مقام بلندپایه ساواک به هویت و رابطه زندانی دستگیر شده با امیر یا همان خسرو پی می برد. امیر را مامور گوش مالی برادرش می کند. امیر به اتاق بازجویی می رود. به برادرش که ظاهرن او را نشناخته می گوید تو را یواش می زنم اما تو بلند فریاد بزن. غافل از این که اگر قرار است صدای فریادهای دروغین او از طریق میکروفون به گوش مقام بلندپایه برسد، در این صورت دلیلی ندارد صدای امیر هر چند آهسته از طریق میکروفون به اتاق آن سوی شیشه نرسد. نکته جالب تر مامور بلندپایه این صحنه سازی را تا آنجا باور می کند که به سعید می گوید از آدمی که به برادرش رحم نمی کند بترس.
مامور بلندپایه ساواک در اولین برخورد و در واقع بازجویی از امیر از او می خواهد چشم بندش را بردارد. از او درباره کتاب هایی که خوانده سوال می کند و به خاطر صراحت و صداقت امیر او را آزاد می کند. ایراد من نه تنها روی نمایاندن ماموربلند پایه ساواک به امیر که میزان خوش باوری او نسبت به ادعاهای امیر است. و جالب این که مامور بلندپایه ساواک نسبت به چاپ کتاب های ممنوعه ای که او کارگر چاپ آنهاست هیچ حساسیتی نشان نمی دهد.
می شود از این منظر در قسمت های پخش شده و هم بخش های بعدی همچنان ایراد گرفت. نه تنها بخاطر نگاه متفاوت و غیرواقعی به عناصر ساواکی و روابط آنها، که هیچکدام تابع سلسله مراتب اداری و تشکیلاتی نیست. این میزان ساده نگری حتی نسبت به شخصیت امیر تسری پیدا می کند. یک کارگر چاپخانه که به ادعای خودش نام همه کتاب های ممنوعه و غیر ممنوعه ای که خوانده را بخاطر نمی آورد.
در این راستا می شود به دلبستگی او به دختری که برای اولین بار آن هم فقط از نیم رخ او را می بیند اشاره کرد. توجیه این دلبستگی جنون آمیز نمی تواند طرح های شیرین و آن دخترک نقاشی شده در زمینه آبی کتاب کودکان باشد. آن عشق شورانگیزی که قرار است عاشق را تا مرز خیانت به پدر معشوق و خانواده او بکشاند به زمینه ها و دلایل قانع کننده تری نیاز دارد.
این که با این همه چرا تاسیان با اقبال و استقبال روبرو می شود حتمن دلایل دیگری دارد. یک دلیل ش می تواند استقبال نسل جوان از رمان های عاشقانه باشد. شبیه خوش ایندی هم نسلان من در دهه پنجاه و چهل از پاورقی های عشقی ر. اعتمادی در هفته نامه جوانان و اطلاعات هفتگی و حتی دختران و پسران آن سال ها و ایضن رمان های عاشقانه متوسطی امثال پر. بر تمایلات این نسل نمی شود خرده گرفت. این ها محصول و برآیند شرایطی است که مروج ساده انگاری و ساده پسندی و نازل گرایی است. تجربه نشان داده سوژه های عاشقانه بر هر بستر و زمینه اجتماعی و تاریخی همیشه خریدار داشته. اما کاش تاسیان نیمه نگاهی هم در ترجمان عشق بر زمینه های سیاسی و تاریخی و اجتماعی به سریال شوق انگیزی چون شهرزاد می داشت.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «بامداد خمار»؛ در منزلت فرودستی
- معرفی برگزیدگان بیست و چهارمین جشن حافظ؛ «پیر پسر» چهار جایزه گرفت/ سه جایزه برای «تاسیان»
- نمایش مناسبات داخل زندانها در سریالهای نمایش خانگی چگونه است؟
- در حسرت آن سینمای شریف
- به بهانه مرگ درمندرا بازیگر فیلم «شعله»؛ شعلهای که هرگز خاموش نشد
- متفاوتترین بدمن تاریخ سینمای ایران
- مطالبهگری، میراث تقوایی برای هنرمندان
- آرامش تقوایی در حضور دیگران
- «شغال» ایرانیزه «فاطماگل»
- مقایسه غلام باستانی در «پیرپسر» با هری لایم در «مرد سوم»
- «زعفرانیه ۱۴ تیر»؛ روایتی ساده از چالشهای اخلاقی
- سریال «محکوم»؛ آشناییزدایی از کلیشهها
- «پیرپسر» و جذابیتهای پنهان
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم





