سینماسینما، شادی حاجی مشهدی؛
به گمان نگارنده سعید روستایی یک سه گانه ساخته است. او در تازهترین اثرش، پیکر «سه گانه نکبت گرافی» خود را که همچون فرزندی با فیلم «ابد و یک روز» متولد شده بود و با «متری شش و نیم» به بلوغ رسید، با برادران لیلا، پیش چشم مخاطب پیر میکند و به خاک میسپارد.
روستایی قصهگویی درباره بدبختیهای جامعه معاصر ایران را دوست دارد و آدمهای قصههایش همچون ترکیب گوناگون و متفاوت ایران امروز، جمع اضدادند.
این فیلم نگاهی دارد به تصمیمهای غلط و بیمنطقی که در اثر شرایط بیثبات جامعه به خانوادهها تحمیل شده و اغلب آنها نتایجی زیانآور و غیرقابل جبران به بار آورده است.
برادران لیلا خوانشی دوباره از فقر فرهنگی و شرایط دشوار اقتصادی جامعه امروز است که این بار تنگتر و سختتر گلوی مخاطب را میفشارد.
یک خانواده هفت نفره در قصه برادران لیلا ترسیم میشود، که پرجمعیت، ورشکسته، متوهم، مفلوک و به سوی تباهی ست؛ اما هنوز در پیکر این جسد رو به تعفن یک عضو تلاش میکند و میخواهد که سایر اندامها را به رشد و حیات بازگرداند. تنها قلب تپندهی این پیکره بیجان و لش، لیلاست.
لیلا (ترانه علیدوستی) دختری است که بسیار واقعبین و آیندهنگر است، با اینکه گاهی گریههای سانتی مانتال و احساسی دارد که با شخصیت قدرتمند و پیشرو او در تضاد است، اما او تنها کسی است که به راستی میخواهد این خانواده را نجات دهد. لیلا مجرد و کارمند یک مرکز خرید بزرگ در تهران است که میخواهد برادرانش سر و سامان بگیرند، خلاف نکنند، سلامت زندگی کنند و کار و درآمد داشته باشند؛ او همچون فرماندهای که به جنگ با زندگی رفته، باید سربازان بزدل و بازیگوشی را رهبری کند که خودشان علیرغم تمایلی که به تغییر دارند، فاقد درایت و جسارت لازم برای بهتر شدن و پیشرفتند.
مغز خانواده اسماعیل جورابلوست (با بازی بینظیر سعید پورصمیمی)، پیرمرد یکدنده و کج خلقی که میخواهد عمر باقیمانده را باعزت و احترام در خاندان جورابلو سپری کند. به گمان لیلا، توسل به خاندان بزرگی که فریبکارانه او را همواره طرد کرده و سودی برایش نداشتهاند، احمقانه به نظر میرسد، برای همین کارکرد دراماتیک این دغدغه نیز برای مخاطب در خرده داستانهای مهم دیگری که از زبان شخصیتهای قصه بیان میشود رنگ میبازد.
برای این پیرمرد بازنشسته، سودای بزرگِ خاندان شدن و تکیه بر صندلی جانشینی عمو جان بزرگ، مهم تر از سر و سامان گرفتن فرزندان است؛ این مساله برای هر عقل سلیمی اهمیتی کمتر از تلاش لیلا برای بیرون آمدن از مرداب فقر دارد و به همین دلیل است که مخاطب با لیلا همذات پنداری بیشتری پیدا میکند.
مادر خانواده (نیره فراهانی) نیز خلقیات تیپیکالی دارد؛ این که او پسر دوست و حامی شوهر است و رو در روی لیلا قرار میگیرد و خبری از فداکاری و پادرمیانی و عقلانیت در او نیست، بیش از پیش خانواده را از رهایی از گرفتاری، نا امید میکند.
چهار پسر خانواده با خصوصیات و خلقیات متفاوت سایر اندامهای این پیکر غیر منسجم را میمانند که از حرکت و پویایی باز ایستاده و رو به فساد است.
در بین پسران جورابلو، از منوچهر خلافکار و پرویز فربه گرفته تا فرهاد قلدر و علیرضای سربه راه تنها یک نفر با لیلا همفکر اما دلسوز پدر است.
علیرضا (نوید محمدزاده) محتملترین گزینه برای کمک به لیلاست. او کارگر کارخانه تعطیل شدهای است که در زدوخورد اعتصابات کارگری فرار را بر قرار و مبارزه ترجیح داده؛ هیجانی تصمیم نمیگیرد، محتاط و آرام است و از عصبانیت و تنش بیزار. اما کارگردان همین علیرضای ترسو و آرام را در انتها دچار یک دگردیسی میکند؛ علیرضا که دلش نمیآمد دل کسی را بشکند، حالا میتواند با صدای بلند حقش را از کارفرمایان درخواست کند.
نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم میزان اهمیت دراماتیزه کردن یک عقدهی قدیمی و فردی در پدر خانواده است، آن هم در سطحی که بشود آن را به کل قصه تعمیم داد.
اگر مساله بیکاری فرزندان خانواده و دغدغه بزرگ فامیل بودن، در دو سوی ترازو باشند، کفه کدام سنگینتر خواهد بود؟ فقدان کار و نداشتن درآمد یا نداشتن عزت و بزرگی خانوادگی؟ کدام یک مسئول این بدبختی و فلاکت است.
روستایی با زیرکی میخواهد از هر دو، قوت و پتانسیل برای دراماتیزه شدن بگیرد؛ اما در جریان درام یکی اهمیت بیشتری پیدا میکند و دیگری در بخش پایانی فیلم رنگ میبازد.
شاید زنندهترین توصیفی که روستایی از نکبت و فقر فرهنگی و بیتوجهی در خانواده ایرانی دارد مربوط به کارکرد توالت و نمایش رفتارهای مرتبط با آن است.
این مساله که مدام در فیلمهای روستایی تکرار میشود و گاهی آزاردهنده و زشت است.
سوال اینجاست که آیا لازم است که برای نمایش فقر و فلاکت و بم بست، کاسه توالت و شیر و شلنگ و بخار حمام ببینیم.
آیا اگر سعید پورصمیمی را در حال ادرار کردن در ظرفشویی آشپزخانه ببینیم یا مثلا اگر به شکلی تکرار شونده کم شدن فشار آب را بهعنوان یکی از شاخصههای زندگی در محلههای پایین شهر نشانمان بدهند، این وضعیت کثیف و اسفبار را بهتر میتوانیم درک کنیم؟
در هر حال به لحاظ تکنیکی روستایی در این فیلم، قصد ندارد استراتژیهای خاصی را در کارگردانیاش به رخ بکشد، این فضاسازی برای او آشناست، با این وجود، همچون قبل، هدایت سیاهی لشگر را در لانگ شاتها به خوبی انجام میدهد. صحنههای زدوخورد و اعتصاب کارخانه در بخش ابتدایی کمی شلوغ و غلو شده به نظر میرسند، اما کلیت پلانها به ویژه در پلانهای داخلی، قرار و نظامی منجسم دارد که از توانمندیهای مورد انتظار این فیلمساز است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- خوانهای اودیسئوس؛ سفر اسطورهای میان هیولاها، وسوسهها و آزمونهای انسانی
- «اودیسه» نولان؛ سفری خیرهکننده به قلب اسطوره، اما نه به عمق انسان
- درباره «زن و بچه»/ زنی در میانه خشم و خروش و بخشش
- دیکاپریو، پن و موسیقی گرینوود؛ مثلث قدرت در «نبردی پس از دیگری»
- خوانشی آدلری از پدر در «برادران لیلا»/ تاجی از توهّم بر سرِ عقده
- آقای نعمتالله، فیلمتان را به خانهها ببرید!
- «۲۱ گرم»؛ وزنِ روح
- درباره فیلم تازه تیم برتون/ بازگشت بیتل جوس از دنیای مردگان + ویدیو
- یادداشت محمد حقیقت در مجله «پزیتیف»/ ایران، بهسوی سینمای اورژانسی
- دانشمند بازیگری/ درباره سعید پورصمیمی به بهانه زادروز ۸۰ سالگیاش
- رستگاری در حزن/ نگاهی به فیلم «شب، داخلی، دیوار»
- چون نیک بنگری همه تزویر میکنند!/ نگاهی به سریال «داوینچیز»
- کشتار سرخ، در سرزمین طلای سیاه/ «قاتلان ماه گل»، روایتی تلخ از کشتار بومیان اوسیج در سالهای وحشت
- ۱۰ فیلم مشکلدار سینما چه زمانی اکران میشوند؟
- واکنش فراگیر رسانههای فرانسه به حکم صادر شده برای سعید روستایی
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- رمز و رازهای سر به مهر/ نگاهی به فیلم «گورکن»
آخرین ها
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است





