سینماسینما، سید حسام فروزان
مشکل «بیداد» این نیست که حرفی برای گفتن ندارد؛ اتفاقاً مشکلش این است که بیش از اندازه اصرار دارد حرفش را به ما بگوید.
فیلم تازه سهیل بیرقی را نمیتوان در مقام یک اثر سینمایی تمامعیار ارزیابی کرد. فیلمنامه، ساختار و اجرا، هر سه با کاستیهای جدی روبهرو هستند و فیلم در بخشهایی چنان به شعار نزدیک میشود که از واقعگرایی فاصله میگیرد. با این حال، تقلیل «بیداد» به همین ضعفها نیز چندان منصفانه نیست. چون آنچه این فیلم را به اثری قابل بحث تبدیل میکند، بیش از آنکه کیفیت سینماییاش باشد، موقعیتی است که از دل آن بیرون آمده؛ روایتی از شکاف عمیق میان بخشی از جامعه امروز ایران و ساختار رسمی حاکمیت.
سهیل بیرقی از همان ابتدا تکلیفش را با مخاطب روشن کرده است. «بیداد» فیلمی زیرزمینی است که خارج از سازوکار رسمی سینمای ایران ساخته شده و نخستین نمایش جهانیاش را در بخش مسابقه اصلی جشنواره کارلوویواری تجربه کرد و جایزه ویژه هیئت داوران را به دست آورد. حتی پنهان نگه داشتن فیلم تا نزدیکی جشنواره، به دلیل نگرانیهای امنیتی برای عوامل، به بخشی از داستان خود فیلم تبدیل شد. بنابراین «بیداد» را نمیتوان جدا از شرایط تولید و عرضهاش دید؛ شرایطی که به فیلم اهمیتی فراتر از متن سینمایی آن میدهد.
مسئله فقط آواز خواندن نیست
قصه در ظاهر ساده است: دختر جوانی میخواهد در جامعه امروز ایران خواننده باشد. اما در جامعهای که آوازخوانی عمومی زنان با محدودیتهای جدی مواجه است، همین خواسته ساده به مسئلهای سیاسی تبدیل میشود. صدای زن، دیگر فقط صدا نیست؛ به نشانهای از حضور، اعتراض و میل به زندگی تبدیل میشود.
بیرقی این داستان را به اعتراض یک نسل پیوند میزند؛ نسلی که، به تعبیر خود او، بیش از آنکه درگیر ایدئولوژی باشد، درگیر زندگی است. «بیداد» از این منظر درباره خوانندگی نیست؛ درباره حق دیده شدن، شنیده شدن و زندگی کردن است. درباره نسلی که نمیخواهد صرفاً مطابق تعریفی که ساختار رسمی از زندگی به او ارائه میکند زندگی کند.
اما درست همینجا تناقض اصلی فیلم شکل میگیرد: فیلمی که قرار است از واقعیت حرف بزند، در بسیاری از لحظات آنقدر اصرار دارد واقعیت را به نماد تبدیل کند که از خود واقعیت دور میشود.
«بیداد» مملو از نشانه است؛ آنقدر که گاهی تقریباً هر شخصیت، هر موقعیت و هر دیالوگ وظیفهای نمادین بر عهده دارد. فیلم مدام میخواهد به ما یادآوری کند که باید چه چیزی را ببینیم و چگونه آن را تفسیر کنیم. در نتیجه، جایی که باید شخصیتها زندگی کنند، ایدهها شروع به حرف زدن میکنند.
نکتهای که هوشنگ گلمکانی درباره شدت نمادپردازی و قربانی شدن واقعگرایی به پای مضمون مطرح کرده، به نظرم دقیقاً به قلب مسئله میزند: وقتی فیلم بیش از اندازه میخواهد «معنا» داشته باشد، ممکن است از «زندگی» فاصله بگیرد.
وقتی آدمها بلندگوی فیلمساز میشوند
این مشکل بیش از همه خودش را در فیلمنامه نشان میدهد. بعضی موقعیتها نه از دل شخصیتها و منطق داستان، بلکه از نیاز فیلم به رساندن یک پیام بیرون آمدهاند. بعضی خطوط داستانی نیز نیمهکاره میمانند یا چنان که باید درام را پیش نمیبرند.
در واقع، هرجا «بیداد» اجازه میدهد شخصیتها فقط آدم باشند، فیلم جان میگیرد؛ و هرجا از آنها میخواهد نماینده یک نسل، یک اعتراض یا یک وضعیت اجتماعی باشند، مصنوعیتر میشود.
شاید بزرگترین مشکل فیلم همین باشد: شخصیتها اغلب به جای آنکه حرف خودشان را بزنند، حرف فیلمساز را میزنند.
سروین ضابطیان (بازیگر نقش سِتی) در این میان برای من قابلتوجهتر است. بازی او البته در تمام لحظات یکدست نیست، اما در چند موقعیت مشخص، خشم و سرکشی درونی ستی را بهخوبی منتقل میکند. در همین لحظات است که ستی از یک نماد ــ یا حتی صریحتر، از یک بلندگو ــ فاصله میگیرد و به یک آدم واقعی تبدیل میشود؛ آدمی با خشم، ترس، میل و تناقض.
امیر جدیدی اما در سوی دیگر ماجرا قرار میگیرد. لحن گفتار و برخی اداهای شخصیت، او را بیشتر به یک تیپ نزدیک میکند تا یک شخصیت باورپذیر. نحوه ارائه این کاراکتر، ذهن تماشاگر را به برخی چهرههای موسیقی زیرزمینی، از جمله امیر تتلو، میبرد؛ شباهتی که بیش از آنکه به شخصیت عمق بدهد، مصنوعی بودن او را برجسته میکند. اگرچه بازی او قابل تحسین است.
جسارت، دیگر امتیاز سینمایی نیست
با همه اینها، نمیتوان از کنار «بیداد» بهسادگی گذشت. فیلم جسور است؛ هم در موضوع و هم در شیوه ساخته شدن. اما باید میان «جسارت» و «کیفیت سینمایی» تفاوت گذاشت.
ساختن فیلمی خارج از سازوکار رسمی و در شرایطی که عوامل نگران پیامدهای آن هستند، بدون تردید کاری جسورانه است. اما جسارت در تولید، بهخودی خود ضعف فیلمنامه یا شخصیتپردازی را برطرف نمیکند. همانطور که اهمیت اجتماعی یک فیلم لزوماً به معنای ارزش سینمایی آن نیست.
«بیداد» دقیقاً در همین مرز ایستاده است: فیلمی که ممکن است بهعنوان یک سند اجتماعی و تاریخی مهمتر از یک اثر سینمایی موفق باشد.
از همین رو، دو برخورد افراطی با فیلم هر دو اشتباهاند. یکی اینکه تمام ارزش «بیداد» را به جسارت موضوع و شرایط تولیدش تقلیل بدهیم و هر ضعف سینمایی را نادیده بگیریم؛ و دیگری اینکه صرفاً بر ضعفهای فنی و روایی تمرکز کنیم و اهمیت اجتماعی فیلم را فراموش کنیم.
«بیداد» نه شاهکار است و نه فیلمی که بتوان بهسادگی کنار گذاشت.
فیلمساز حرف مهمی برای گفتن دارد؛ مسئله این است که گاهی آنقدر مشتاق رساندن این حرف است که به سینما فرصت نمیدهد خودش حرف بزند.
و شاید همین تناقض، بهترین نقطه ورود به فیلم باشد. «بیداد» میخواهد درباره آدمهایی باشد که صدایشان شنیده نمیشود، اما خودش هم گاهی آنقدر بلند حرف میزند که صدای شخصیتهایش در میان فریاد فیلمساز گم میشود.
در نهایت، شاید همان جمله هوشنگ گلمکانی دقیقترین جمعبندی برای «بیداد» باشد: «وقتی فیلم بیش از اندازه سمبولیک میشود، واقعگراییاش قربانی مضمون خواهد شد.»
برای فهم این فیلم، شاید بد نباشد کمی از خود فیلم فاصله بگیریم و به شرایطی نگاه کنیم که امکان ساخته شدنش را فراهم کرده است. آنوقت «بیداد» بیش از آنکه صرفاً فیلمی درباره آواز خواندن یک زن باشد، تبدیل میشود به سندی درباره جامعهای که در آن «صدا» هنوز میتواند یک مسئله سیاسی باشد.
و شاید اهمیت واقعی فیلم، همینجا باشد؛ نه لزوماً در اینکه چقدر اهمیت سینمایی دارد، بلکه در اینکه چرا ساختن چنین فیلمی هنوز به این اندازه دشوار و بحثبرانگیز است. بالاخره کی قرار است سینمای ایران از شرایط بحرانی خارج شود؟
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «بیداد»؛ ضربه هفتاد و پنجم
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- «ناتوردشت»؛ روایت انسان در لحظههای بحرانی
- با معرفی برگزیدگان پنجاه و نهمین دوره جشنواره؛ جایزه ویژه کارلووی واری به فیلم سهیل بیرقی رسید
- تازهترینها از جشنواره اروپایی/ فیلم سهیل بیرقی به بخش مسابقه کارلووی واری راه یافت
- مروری بر سریال «آخرین بازمانده ما»/ فروپاشی آرمانهای بشر در آخرالزمان
- سینمای ملی ایران را تعریف کنید و شکل آن را بکشید
- ترانه تنهایی/ نگاهی به فیلم «عامه پسند»
- «عامه پسند» اکران آنلاین میشود
- بهایش را میپردازی/ نگاهی به سریال «مرداب»
- سه فیلم سینمایی پروانه نمایش گرفتند
- «عامهپسند»، اثری فمینیستی است
- «عامهپسند»، زنان علیه زنان
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
آخرین ها
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- واکنش کانون کارگردانان سینما به مصوبه مجلس؛ سینما به امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری نیاز دارد
- اکران مردمی سریال کوری / گزارش تصویری
- بیانیه خانه سینما درباره مصوبه اخیر مجلس؛ جرم انگاریِ بدیهیترین حقوق هنرمندان!





