سینماسینما، گلاره محمدی
این روزها واژهها بیش از هر زمان دیگری از اعتبار و معنای واقعیشان تهی شدهاند. «جسورانه»، «ملتهب» و «واقعی» گاهی فقط برای گرفتن لایک و ویو به کار میروند و پس از مصرف، از درجه اعتبار ساقط میشوند.
«بیداد» هم با همین واژهها معرفی میشود؛ فیلمی جسورانه، ملتهب و متفاوت که قرار است درباره زنی باشد که میخواهد بخواند. اما پرسش اینجاست: کدام جسارت؟
حرکت جسورانه را پیش از این دختری (یا دخترانی) انجام داده که در مترو، پیادهرو و کافه خوانده و صدایش خیلی پیشتر از ساخته شدن این فیلم در شبکههای اجتماعی منتشر شده و مخاطب خودش را پیدا کرده است. خالق یک اثر تصویری باید بداند فیلمی که امکان اکران عمومی ندارد و در نهایت پلتفرمی مثل یوتیوب را برای انتشار انتخاب میکند، دستکم میبایست از اصل ماجرایی که در دل جامعه اتفاق میافتد جلوتر باشد؛ نه اینکه صرفاً آن را بازسازی کند.
شخصیت اصلی فیلم دختری از نسل Z است. «ستی» باید سرسخت باشد، نماینده یک نسل باشد، صدای مقاومت باشد. اما وقتی فیلم این معنا را مستقیم به زبان میآورد، فرصت کشف شخصیت از مخاطب گرفته میشود. شخصیت، بهجای آنکه انسانی با ویژگیهای منحصر به فرد باشد، کمکم به شخصیتی ساختگی تبدیل میشود. در فیلم، دستگیری، بازجویی، انفرادی در دوران عادت ماهانه، مادر دائمالخمر، قاضی فاسد و مجموعهای از مصیبتها یکی پس از دیگری بر سر شخصیت اصلی فرود میآیند. گویی فیلم برای اثبات مظلومیت او باید همه شکلهای ممکن رنج را بر سر او آوار کند. اما تراژدی وقتی اثرگذار است که از دل شخصیت و روایت کشف شود، نه اینکه به مخاطب تحمیل شود. حتی دیالوگها نیز گاهی بیشتر شبیه جملات آماده برای بریده شدن، کپشن شدن و دستبهدست شدن در اینستاگراماند تا گفتوگوی آدمهای واقعی. فیلم در بسیاری از لحظات به مخاطب اعتماد نمیکند و مدام نتیجهگیری خودش را برای او تکرار میکند و اوج این تلاش ناکام در خلق شخصیت در این دیالوگ نمود پیدا می کند؛ «آقا این ستی چیه داستانش؟ مخففه؟ به جایی میرسونتمون؟ ادامه داره؟» «نه، اسم کامل خودشه.» «خب یعنی چی؟» «یعنی سرسخت. اون آهن سر داس رو میگن ستی.» «یعنی تو الان آهن سر داسی؟» «آره دیگه…» خواندن زنان در ایران، موضوعی نیست که سینما تازه آن را کشف کرده باشد. بیستوپنج سال پیش مازیار میری در «قطعه ناتمام» سراغ همین مسئله رفت. فیلم به دلیل قطعه محبوب جان با صدای سیما بینا در صحنه های پایانی ممیزی شد و نسخهای که در اکران عمومی به نمایش درآمد، سانسور شده بود. بعدها در مهر سال ۹۲ نسخه کامل این فیلم به نمایش درآمد و مسئولان وقت احتمالاً دریافتند که بیان موضوعی انسانی راجع به نیمی از جمعیت ایران، امری است طبیعی و حذف این موضوع کمکی به حل بحران موجود نمی کند.
فارغ از عرصه سینما در عالم موسیقی هم زنان علیرغم محدودیتهای بی پایان، همواره مسیر خود را پیمودهاند و نمونههای موفقشان از سالهای سخت دهه شصت تاکنون بیشمارند. از پری زنگنه و سیما بینا در کنسرتهای خانگی و جمعهای محدود تا خاطره پروانه و افلیا پرتو در کنسرتهای بانوان تالار وحدت تا سیمین غانم که در هشتاد و دوسالگی قدرت صدایش را به رخ میکشد و هزاران جوان و نوجوان مستعد دیگر. زنان خواننده سالهاست منتظر ساخته شدن فیلمی درباره خودشان نماندهاند تا کسی از طرف آنها حرف بزند. آنها با تلاش و استمرار کوشیدهاند حق طبیعی و مسلم خود را از سیستمی که این حق را از آنان سلب کرده، پس بگیرند و هیچ مانعی نتوانسته آنها را از رسیدن به هدفشان بازدارد.
این زنان خودِ داستاناند، نه سوژه داستان. آنها نخواندهاند تا فیلمی درباره رنجشان ساخته شود؛ خواندهاند چون خواندن را حق خود میدانستهاند. به همین دلیل، وقتی فیلم زنی خواننده را عمدتاً در قامت قربانی نشان میدهد، ناخواسته ممکن است نتیجهای خلاف نیت خود پیدا کند. زن باید دستگیر شود، بازجویی شود، به انفرادی برود، با مادر دائمالخمر و قاضی فاسد روبهرو شود تا در نهایت ما متوجه شویم که حق خواندن دارد!! در حالی که زنان واقعی، پیش از آنکه قربانی باشند، کنشگرند.
شاید اصلی ترین مشکل فیلم همین باشد: میخواهد صدایی را به ما نشان دهد که سالهاست در جامعه شنیده میشود، اما به جای آنکه صدای تازهای به گوشمان برساند، گاهی فقط صدای همان چیزی را بلندتر میکند که پیش از این شنیدهایم. صدای پرستو احمدی در «بیداد» شنیده میشود؛ همان زنی که در واقعیت، نه در یک فیلم، برای خواندن ایستاد. «کنسرت کاروانسرا» را در یوتیوب منتشر کرد و حالا در پرونده قضایی مرتبط با آن، به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و محرومیتهایی محکوم شده است. واقعیت، زنی را نشان داده که میخواند، اجرا میکند و هزینهاش را هم میپردازد.
حالا فیلمی که قرار است از همین صدا دفاع کند، ضربه هفتاد و پنجم بر او و زنانی که حصارها را عقب راندهاند ، وارد کرده است.
شاید «بیداد» قرار بود صدای زنی باشد که میخواند؛ اما کاش پیش از ساختن چنین فیلمی، صدای زنانی را میشنیدیم که سالهاست بدون نیاز به قهرمانسازی سینما، خودشان برای شنیده شدن میجنگند. زنی که زندگی کند، انتخاب کند، اشتباه کند، بخواند و حتی شکست بخورد؛ بیآنکه برای اثبات حقانیتش مجبور باشد تا پایان فیلم قربانی بماند.
این همان تیغ دولبهای است که فیلمساز در ساختن فیلم درباره زنان باید روی آن راه برود و اگر شناخت درستی از آنچه قرار است به تصویر کشیده شود وجود نداشته باشد، دفاع از زن میتواند دوباره به تقلیل دادن او به «قربانی» منجر شود. بیرقی پیش از «بیداد» نیز در «عامهپسند» با چنین مسئلهای مواجه شده بود؛ زنی میانسال که میخواهد مستقل شود، اما در شناخت سادهترین آدمهای اطرافش ناتوان است. مسئله این نیست که چنین زنی وجود ندارد؛ مسئله این است که فیلم تا چه اندازه توانسته پیچیدگی و تناقضهای او را بفهمد، نه اینکه صرفاً از او نمونهای برای اثبات یک گزاره اجتماعی بسازد.
شاید بهترین توصیه به فیلمسازانی که بیهیچ ظرافتی، صرفاً میخواهند چالشهای زندگی زنان را از هر گروه سنی، اجتماعی و فرهنگی به تصویر بکشند، همین باشد:
«از طلا گشتن پشیمان گشتهایم؛ مرحمت فرموده ما را مس کنید.»
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- تاسیان میشود بیتو
- با معرفی برگزیدگان پنجاه و نهمین دوره جشنواره؛ جایزه ویژه کارلووی واری به فیلم سهیل بیرقی رسید
- تازهترینها از جشنواره اروپایی/ فیلم سهیل بیرقی به بخش مسابقه کارلووی واری راه یافت
- درباره آخرین ساخته پدرو آلمودوار/ رنگ در سایهسار مرگ
- هیچی ازش نمونده جز یه سایه*
- ترانه تنهایی/ نگاهی به فیلم «عامه پسند»
- «عامه پسند» اکران آنلاین میشود
- سه فیلم سینمایی پروانه نمایش گرفتند
- کلاژی از موفقیت فیلمهای پیشین/ نگاهی به فیلم «خائنکشی»
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
آخرین ها
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟





