سینماسینما، ساسان گلفر
نشانههای شنیداری در فیلم از آن عناصری هستند که اغلب نادیده گرفته میشوند و حتی از گوش تیزبینترین تماشاگران هم پنهان میمانند. برای همین است که اگر فیلمسازی نشانههای صوتی غیرکلامی مانند افکت یا موسیقی را پایه و زیربنایی برای بیان بار مفهومی فیلم خودش در نظر بگیرد کار پر ریسکی میکند که ممکن است به درک نشدن یا تفسیرهای نادرست از اثرش دامن بزند. تکیه بر نشانهای شنیداری که شاید تماشاگر متوجه نشود، با وجود نامطمئن بودن، شیوهای است که فیلمسازانی مانند استنلی کوبریک یا وس اندرسن گاه و بیگاه در پیش گرفتهاند و نتایج درخشانی هم گرفتهاند. در فیلم «مرغ» (به انگلیسی Hen/ به یونانی Kota) محصول ۲۰۲۵ یونان، آلمان و مجارستان به کارگردانی گیورگی پالفی نیز به چنین موردی برمیخوریم.
این «مرغ» البته به آن گروه از مرغهایی تعلق ندارد که فقط یک پا دارند، اما تا پایان خیلی مصمم و با سماجت پیش میرود، حتی اگر خودش هم نداند چه میکند. در یک داستان ظاهراً ساده، جوجه مرغی که ظاهری ناهمخوان با بقیه جوجههای یک مرغداری صنعتی دارد، از سر تصادف پا به دنیای انسانها باز میکند و سر از رستورانی در سواحل یونان درمیآورد. مرغ بارها از مهلکه میگریزد، برای بقای خودش و بقای نوع تلاش میکند، عاشق میشود، اسیر و آزاد میشود و حتی نادانسته و ناخواسته مسبب فاجعهی وحشتناکی میشود که در دنیای داستانی فیلم هیچکس به نقش او پی نمیبرد و خودش هم نمیفهمد گرچه از پیامد آن فاجعه هم بینصیب نمیماند…
گیورگی پالفی مجارستانی که با اولین فیلماش، فیلم تجربی «سکسکه» در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه کشف سال جوایز فیلم اروپایی شده و بیست سال پیش با کمدی سیاه «تاکسیدرمی» در بخش «نگاه خاص» جشنواره بینالمللی فیلم کن خوش درخشیده و دو بار نماینده کشور مجارستان در جوایز اسکار بوده، در هشتمین فیلم بلندش رویکرد سرخوش و بازیگوشانهای در پیش گرفته است.
در آغاز به نظر میرسد با اثری مستند درباره جوجهکشی صنعتی سر و کار داریم که شاید رویکردی مانند آثار ران فریک در پیش خواهد گرفت؛ اما بعد با معرفی یک جوجه سیاه در میان انبوه جوجههای زرد متوجه میشویم که قرار است یک درام مبتنی بر شخصیت با محوریت یک جوجه مرغ نامتعارف را ببینیم. (با توجه به تیتراژ انتهای فیلم، نقش این قهرمان داستان را هشت مرغ مختلف بازی کردهاند و علاوه بر آنها سه بدلکار مرغ هم در کار حضور داشتهاند!) دقایقی بعد در فیلمنامهای که پالفی با همکاری ژوفیا روتکای نوشته، لحظهی غافلگیرکننده و تکاندهندهای را میبینیم که هشدار میدهد ادامهی این فیلم مناسب برای تماشای کودکان نیست و از اینجا به بعد بیشتر بار بازیگوشی فیلم را موسیقی سابوچ سوک، آهنگساز مجارستانی برعهده میگیرد که در مواردی با موسیقی رمانتیک عاشقانه سویهای هجوآمیز به فیلم میدهد و در یک سکانس هم با اجرایی تمام ووکال از «بولرو» موریس راول حس تداوم و تکرار بیپایان از بند رستن و به دام افتادن را به سخره میگیرد.
مهمترین و افشاگرترین وجه موسیقی این فیلم را اما در دقایق ابتدایی میشنویم که در یک پاساژ موسیقایی (که دو بار هم تکرار میشود تا مورد تأکید قرار بگیرد) از قطعهای که با گلوکناشپیل نواخته میشود و سرود مشهور «بلا چائو» را تداعی میکند به آداجیو از باله «اسپارتاکوس» آرام خاچاتوریان میرسیم. تماشاگر ناآشنا با این قطعه احتمالاً متوجه جنبهی فرامتنی موسیقی متن نخواهد شد؛ اما اگر آن را بشناسد، زمینهی تداعیهای بعدی برای او فراهم میشود. عناصر کلیدی رمانی که هاوارد فاست در سال ۱۹۵۱ نوشته و فیلمی که استنلی کوبریک در سال ۱۹۶۰ ساخته (سریالهای تلویزیونی سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۱۰ را ندیدهام) در اینجا به شکلی استعاری حضور دارند. اسارت بردهوار در قفس و تلاش برای رهایی، شورش در دنیای انسانها، مهاجران غیرقانونی به مثابه بردگان (در نیمه دوم فیلم «مرغ» نقش کمرنگتری دارد و بیشتر حالت یک راوی ناآگاه درام دنیای انسانها را ایفا میکند)، ارابهی بردگان، مردی که مقابل بردهداران میایستد، مراسم اعدامی که سویهای آیینی پیدا میکند، زنی که بچهاش را از مکانی شوم دور میکند و مرغی که جوجههایش را نجات میدهد تا زندگی ادامه داشته باشد…
جملهای کوتاه در دقایق پایانی فیلم «اسپارتاکوس» کوبریک شنیده میشود که دوبلورهای فارسی برای انطباق کلمات با حرکت لب و دهان بازیگرانی مانند تونی کرتیس شکلی نامتعارف در فارسی و البته شاعرانه و به یاد ماندنی به آن دادهاند. بازیگران به جای «من اسپارتاکوس هستم» میگویند «منم اسپارتاکوس»! در پایان فیلم «مرغ» هم اگرچه قهرمان داستان به نوعی یادآور وارینیا (جین سیمونز) در آن فیلم است، اما جلوی دوربین گیورگوس کارولاس (مدیر فیلمبرداری یونانی که در سال ۲۰۲۲ فیلمبرداری واحد دوم «مثلث غم» روبن اوستلاند را بر عهده داشته) در آخرین لحظه چنان مغرور گردنکشانه میایستد و خیره میشود که گویی قصد دارد مانند آنتونیوس (تونی کرتیس) فریاد بزند: «منم اسپارتاکوس!»
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- «نورنبرگ»؛ پیش از آن که گلولهای شلیک بشود…
- یادبود بهرام بیضایی؛ ایرانی بودن بار بزرگی است بر دوش ما
- دربارهی نمایش «زنی که فقط سیگار میکشد»؛ ای کاش که جای آرمیدن بودی
- نمایش «به کفشات نگاه کن»؛ مردم سرباز به دنیا نمیآیند
- به یاد دو استاد موج نو سینمای ایران؛ آرامش در درود بیکران
- «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم»؛ نشانه گرفتن قلب تماشاگر
- پنج جایزه برای «انتقام تیرهروزان» از جشنواره فیلیپینی
- نامزدی یک فیلم کوتاه ایرانی-آمریکایی در جوایز آکادمی فیلم سوئد
- درباره فیلم «شهر خاموش»/ دوزخ، اما سرد *
- پنج جایزه کره جنوبی برای فیلم کوتاه «انتقام تیرهروزان»
- «سیم خاردار» در کازابلانکا
- ده جایزه جشنواره هندی برای «انتقام تیرهروزان» ایرانی/آمریکایی
- قانون، دوست تو نیست/ نگاهی به فیلم «آناتومی یک سقوط»
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه





