تاریخ انتشار:1404/01/15 - 16:41 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 207438

سینماسینما، حبیب باوی ساجد

آیا مهم است خارج از متن رخدادهای یک فیلم و هر اثر هنری دیگری را بدانیم؟ آیا دانستن چنین چیزهایی می تواند یارای فیلمساز در فیلم ساختن باشد و نوعی آموزشِ فیلمسازی؟ مهم است بدانیم داریوش مهرجویی پیش از این که فیلم «هامون» را به این صورت بسازد، قرار بود با تهیه کننده ی دیگری و با بازی مجیدمظفری آن را بسازد، و بعد وقفه ایجاد شد و دوباره پیش تولید را با تهیه کننده ی دیگری و با بازی خسروشکیبایی ادامه دادند و نهایتأ «هامون» همین شد که هست، مهم است؟ مثلأ این که بدانیم داریوش مهرجویی برای تهیه  فریمِ عینکِ دلخواه اش برای حمید هامون روانه  بازار وعینک فروشی ها شده بود تا خود شخصأ فریم مورد نظرش را انتخاب کند، مهم است؟ مهم است که بدانیم عینکی که روی چشم های خسرو شکیبایی است، عینک خود شکیبایی بوده و این هم به پیشنهاد یکی از عینک فروش ها بود که در جواب به مهرجویی که گفته بود یک عینک با فریم مسخره می خواهیم، گفته بود از این عینکی که روی چشم این آقاست مسخره تر؟ و بعد مهرجویی فهمیده بود آب در کوزه است و او گرد جهان می گردد، و همان شد عینکِ حمید هامون، و حالا مهم است این را بدانیم؟ آیا مهم است بدانیم نقاشی های مهشید (بیتا فرهی) در گالری، نقاشی های خود داریوش مهرجویی است؟ مهم است بدانیم صدای آواز در آسایشگاه بیماران روانی، صدای رضا رویگری است؟ مهم است بدانیم وقتی هامون در جست وجو پی مریدش (علی عابدینی) از یک پیرمرد سراغ او را می گیرد، آن پیرمرد همان موقع فیلم برداری وسرصحنه انتخاب شد و در واقع یک نابازیگر است؟ آیا این که بدانیم بازیگرِ نقشِ علی عابدینی، در واقع خود واقعیِ حمید هامون است (یک تحصیل کرده خراباتی که چند جای دنیا را گشته است و زبانِ انگلیسی بلد است و ساز می نوازد و دوستِ قدیمیِ مهرجویی است) اما برخلاف حمید هامون، آشفته نیست و دَم را غنیمت می شمارد ونامش اکبر مشکاتی ست؟ و هامون که علی عابدینی را در ماشین می بیند، راننده کنارِ عابدینی، خودِ مهرجویی است و این نه حضورِ هیچکاکی، بلکه تنیده شده در متن است، و انگار این مهرجویی است که مرید هامون را به هر سویی که می خواهد می برد تا هامون را درپیِ آن به جایی که می خواهد بکشاند.

اصلأ این که فیلم نامه «هامون» را قبل از انقلاب مهرجویی نوشته باشد مهم است؟ مهم است بدانیم آشفتگیِ هامون را مهرجویی در قبل از انقلاب و در جریانِ جدایی از همسرش دچار شده بود؟ حالا این چند مورد از خارج از متن فیلم «هامون» را که فهمیدیم، بعدش چه می شود؟

این ها در فیلم ساختن بهمان کمک خواهد کرد؟  این که فهمیدیم مهرجویی می توانست با انتخاب مجید مظفری، فیلمش را از بین ببرد و ضمنأ شانسِ کشف خسرو شکیبایی پدید نمی آمد چقدر مهم است؟ چقدر مهم است بدانیم یک کارگردان آن قدر جزئیات فیلمش برایش اهمیت دارد که حتی می رود فریم عینک آدم اصلیِ فیلمش را خودش شخصأ انتخاب کند، چرا که باید با خُلق و خوی آدمِ فیلمش هم خوان باشد؟ چقدر مهم است که یک کارگردان تابلوهای نقاشیِ بازیگرش را خودش بکشد، چرا که درونیات آدم فیلمش را خودش می شناسد و برآمده از حال وهوای او باید باشد؟ حالا پرسشِ های اصلی این است: خارج از متن چقدر از متن مهم تر است، یا که همپای متن اهمیت دارد، و چرا اهمیت دارد، و آیا فهمیدن شان می تواند راهگشای فیلمساز باشد؟ اصلأ مهم است این چیزها را بدانیم؟

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

 

آخرین ها