سینماسینما، سعید رجبی فروتن
فیلم «سامی» اولین تجربه نیمه بلند حبیب باوی ساجد داستاننویس و فیلمساز عرب خوزستانی است.
تماشای فیلمی که سازنده آن با احمد محمود، کیانوش عیاری و ناصر تقوایی حشرونشر داشته و با اشتیاق از مکتب ادبی و هنری آنها نکتهها آموخته است، خالی از لطف نیست. آن هم وقتی بدانی همیشه دست در جیب خود دارد و مرهون کمک و حمایت هیچ شخص و نهادی نیست.
بازیگران و نابازیگران محلی به زبان عربی صحبت میکنند و زیرنویس یاریگر مخاطبی است که با زبان عربی آشنایی ندارد. یکی از نقش ها را یکبار علیرضا شجاع نوری بازی کرده است، اما کنتراست حاصل از بازی او در مقابل نقشآفرینی نابازیگران، سبب شده است تا سکانسهای شخصیت او بار دیگر با یک بازیگر محلی فیلمبرداری شود.
قصه فیلم در باره سامی مردی است که همسر باردارش را در میدان مین از دست داده و یک پای طفل درون شکم مادر در حین زایمان زودرس قطع شده است. سامی سی سال منتظر مانده است تا نهاد مسئول نظامی زمین کشاورزی او را پاکسازی کند. زمانی که ناامید میشود، به سراغ افرادی میرود که در کار خنثیسازی مین شگرد دارند. از بخت بد سامی همه آن افراد دچار نقص عضو شدهاند و از خنثیسازی فاصله گرفتهاند. سامی دست آخر اسب اصیل خود را میفروشد تا صرف خرید هزینه جهیزیه و پای مصنوعی برای دختر دم بختش کند.
باوی ساجد تمام فیلمهایش را در شرایط سخت و طاقتفرسای خوزستان ساخته است و به همین خاطر در نشانهشناسی فیلمهای او اقلیم و محیط نقش تعیین کنندهای دارند. در آثار او اعم از مستند و داستانی اشخاص با محیط و سختی آن کنار آمدهاند و دغدغههای جدیتری را دنبال میکنند. در سامی وجود پالایشگاه در پس زمینه و عبور چند باره کاراکتر از بین خطوط لوله انتقال نفت، به خوبی مختصات محیطی نفتخیز جغرافیای داستان را نشان میدهد. در چنین بستری جمعیت زیادی با فقر دست و پنجه نرم میکنند و با سری بالا بیآنکه دست به سوی کسی دراز کنند، دنبال رزق و روزی هستند.
سامی طرح داستانی پر فراز و نشیبی ندارد و صحنه و سکانسهای زیادی دارد که بیشتر در خدمت فرم هستند تا اینکه پیرنگ داستان را تقویت کنند. پلانهای بلند در لانگ شات که پیادهروی یا موتورسواری سامی را در آنها میبینیم، آگاهانه ریتم فیلم را کند میکنند تا خستگیناپذیری سامی برای رسیدن به هدف القا شوند.
فیلم در لحظاتی با تصویرسازی برای کابوسهای سامی لحن عوض میکند و به سورئال پهلو میزند و یا در لحظاتی پاساژهای موسیقیایی، سیمای متفاوتی به فیلم داده و آن را به تجربه هنری نزدیک میکند.
به عنوان مثال در یک سکانس سامی با رییس و شیخ قبیله که خودروی گرانقیمت و رانندهای در خدمت دارد، در باره ازدواج صحبت میکند. شیخ جوانیاش را در پای آرمان نجات خلق در فلسطین و چند کشور عربی و آفریقایی قربانی کرده است و سامی هم بعد مرگ همسرش مایل به ازدواج با زن دیگری نبوده است. شیخ قبیله را دیگر در فیلم نمیبینیم.
تمام تلاش سامی تأمین یک زندگی آبرومند برای دخترش است تا در جلوی هم سن و سالانش کم نیاورد.
او راضی به مهاجرت به شهر نیست و انتظار روزی را میکشد تا بتواند دوباره در زمینی که فعلا آلوده به مین است، کار کند.
سامی در پارهای از لحظات غرور و مردانگی ناخدا خورشید را تداعی میکند. او دوست دارد نان بازوی خود را بخورد و دست رد به سینه ناامیدی بزند. او وفادارانه خانوادهاش را دوست دارد و به عصبیتهای قومی و ناموسی راه نمیدهد. سامی وقتی از دخترش میشنود نامزدش در غیاب پدر پا در خانه نگذاشته است، ابرو در هم میاندازد و میگوید:
– مگه هر وقت بیرون میرم، خونه رو با خودم میبرم؟
یا جایی که سامی می فهمد سرباز مرزبانی از ورود اسب سامی به زمین مین گذاری شده، بستوه آمده است، میگوید:
– شما زبون اسب روبلد نیستید.
سرباز تعجب کرده و میگوید:
-مگه تو بلدی؟
سامی پاسخ میدهد:
-اسبه که حرف آدم رو میفهمه.
دیالوگهای فیلم صیقل خورده هستند. تجربیات داستانخوانی و داستاننویسی در این بخش کمک زیادی به فیلم و پرداخت شخصیتها کرده است.
سامی از معدود آثاری است که موسیقی و ترانه عربی در خدمت اتمسفر فیلم است.
باوی ساجد به گفته خودش پرونده فیلمهایش تا مادامی که به نمایش درنیامدهاند، باز است و بارها آنها را روتوش کرده و یا صحنههایی را دوباره فیلمبرداری میکند.
شش سال از ساخت فیلم میگذرد و نخستین نمایش رسمی آن در خانه هنرمندان بود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- امیر نادری و ذات و زبان سینما
- «سامی» به ایتالیا میرود
- جشنواره عراقی از حبیب باویساجد تجلیل کرد
- کدام زندگی، کدام سینما؟
- جایزه بهترین کارگردانی جشنواره ایتالیایی به «سامی» رسید
- در ستایش سینمای بیچیز؛ همه چیز داشتن در عین بی چیزی
- «سامی»؛ روایتی انسانی از جنگ بیپایان
- میراثِ کودکی
- نگاهی به فیلم سینمایی «سامی»؛ دوربین به مثابه سمفونی برای سفری طولانی
- یادداشتی بر فیلم سینمایی «سامی»؛ مکان به مثابه شخصیت
- واقعگرایی در فیلم «سامی» مثل «تفنگ چخوف»
- «سامی»؛ بقای عشق واقعی پس از فقدان
- راهیابی فیلم کوتاه «البنات» به جشنواره مصری
- بررسی فیلم «سامی» از منظر نویسنده عرب/ وفاداری به انسان
- «سامی»؛ هرمنوتیک رنج و کنشگری ضدهژمونیک پیرامون
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم





