سینماسینما، آریو همتی
در میان فیلمهایی که زنان کارگردان ساختهاند وجوهی از فرا رفتن از چارچوب بسته را میتوان مشاهده کرد؛ از جمله در آثاری مانند: «شهر موشها» مرضیه برومند و محمدعلی طالبی۱۳۶۳، «پرنده کوچک خوشبختی» پوران درخشنده ۱۳۶۶، «روسری آبی» رخشان بنیاعتماد ۱۳۷۳، «سیب» سمیرا مخملباف ۱۳۷۶، «بانوی اردیبهشت» رخشان بنیاعتماد ۱۳۷۷، «نیمه پنهان» تهمینه میلانی ۱۳۸۰، «هیس! دخترها فریاد نمیزنند» پوران درخشنده ۱۳۹۱، «بنفشه آفریقایی» مونا زندی حقیقی ۱۳۹۶، «یه وا» آناهید آباد ۱۳۹۶، «سرزمین رویاها » شیرین نشاط ۱۴۰۰، «کیک محبوب من » مریم مقدم و بهتاش صناعیها ۱۴۰۳.
فیلم دارای ساختار آوانگارد «روسری آبی» اثر رخشان بنیاعتماد فیلمنامهنویس، کارگردان و روشنفکر دردآشنا و محصول ۱۳۷۳ است که میتوان آن را در کنار آثاری مانند «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی، «بادکنک سفید» جعفر پناهی، «گبه » محسن مخملباف، «لیلا » داریوش مهرجویی و «بچههای آسمان» مجید مجیدی از ماندگارترین آثار نیمه اول دهه هفتاد دانست.
قصه فیلم درباره رسول رحمانی پیرمردی تنها است که داشتن مزرعه گوجه فرنگی، کارخانه، کارگران زیاد و همچنین فرزندان و نوهها پاسخی برای حس تنهایی او نیست. ورود کارگر زنی به نام نوبر به مزرعه او و آشنایی او با نوبر و زیست شخصی در واقع این حس تنهایی سرکوب شده را به ناگاه بیدار میکند و کمکم خود را در دام عشقی که به درستی او را ویران میکند و از نو میسازد تسلیم میبیند.
درک صحیح اتمسفر و ایجاد درام مکانی با تفاوتسازی زیست سرمایهدار ـ کارگر، شهر نشین ـ حاشیهنشین، و تفاوتسازیهای دیگر مانند مرد ـ زن، دختر ـ پدر، و حتی تفاوتسازی سنی در رسول و نوبر و… به گیرایی اثر کمک میکند. اما از همان ابتدا با چند مواجهه رسول در صحنههای مختلف مانند استخدام همه کارگرها و رد نکردن هیچ کدام، گیر دادنش به گوجههای خراب و حمایت از مشتری نهایی گوجهها، سفره مشترک برای نهار و نشستن همزمان رسول ، کارگزاران و کارگران بر یک سفره ما را با مردی انسان، بیتکلف، خیرخواه و بزرگمنش و بخشنده رو به رو میکند که محوریت او اخلاق و روزی حلال است.
رسول از حس تنهایی در ادامه ارتباط با نوبر به عشق و دلدادگی میرسد و نوبر نیز از حس احترام به رسول به عشق و دلدادگی میرسد. هر دو گویا نسبت به ساختارها نه رویکرد شکستن دارند و نه ایستایی، بلکه می خواهند از ساختار هایی که در آن به هر دلیلی زیست داشته و دارند فراروی کنند. کشمکش دختران رسول با او و نوبر به دو دلیل ترس از آبرو ـ عشق به دختری کارگر ـ که شأن خانوادگی آنها در آن رعایت نمیشود و ترس برای از دست دادن ثروت خانوادگی و یا بخشی از ثروت است و آنها در جایگاه سوژه نمیتوانند پدرشان رسول و نوبر را در جایگاه سوژه تصور کنند برای همین دنبال پایان این رابطه هستند.
سه بازی برونگرای درون ریز از عزتالله انتظامی، فاطمه معتمدآریا و فرهاد اصلانی کنار بازیهای برونگرای برون ریز فرزندان رسول و اصغر آقا منجر به جذابیت بیش از پیش اثر شده است. این فیلم صحنه زورآزمایی بازی عزت الله انتظامی است و یکی از مهمترین آثار سینمایی انتظامی در کنار بازی او در «گاو»، «دایره مینا»، «هزاردستان» و «گراند سینما» است. فرهاد اصلانی با وجود کوتاهی نقش اما همان حضور کوتاه را نیز مانند بیشتر آثار پسینی خود با امضای خاص خود ثبت میکند. اما بازی معتمدآریا و کاراکتر نوبر انگار خود رنج است که تجسم یافته و با وجود سختی زیاد، نداری و فشار اقتصادی و خانواده یا اولیهی پر از مشکل، اما همچنان غرور خود را نیز حفظ کرده است. این روحیه که در صحنه پس دادن گوشت به اصغر آقا بعد از شنیدن طعنه یک خانم کارگر پیرامون چشم و ابروی او و چه در مواجهه نهایی با خانواده رسول که چنین برداشت میشود که قلب رسول برای او کافی است و حس امنیت کنار او را به کارخانه و مزرعه و سرمایه مادی رسول ترجیح میدهد .
دقت بنیاعتماد در نشان دادن جزئیات مانند لحظه برگشتن رسول از محل سکونت نوبر و دوربین که عکس همسفر فوت شده رسول را نشان میدهد ،کلافگی رسول که حتی با شنیدن صدای فرزندانش هم رفع نشده و پرده را با حس خفگی کنار میزند . آنجا جرقه این عشق را با دیدن نخستین بار شکستن رسول میشود حس کرد. یا در صحنه توقف ماشین رسول در کنار مردم حاشیهنشین، به یکباره کودکان گرسنه، رنگ پریده، بدون پرنسیبهای خاص زیست بالانشینها دور ماشین او جمع میشوند. هم حس تعجب و هم حس ابراز ناتوانی برای فردی که نمیدانند کیست فقط میدانند از جنس آنها نیست. اما به هر حال محیط حاشیه هم صمیمیتهای خاص خود ، با هم بودنها، هم درد بودنها و… را دارد و وقتی که نوبر خانه خود را به جای دیگر تغییر می دهد اهالی با حس دلتنگی دور او جمع می شوند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- صورت بندی مبحث سوپراستار در سینمای ایران
- بدنمندی زن در سینما
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- «جزیره رنگین»؛ وقتی خسرو سینایی جنوب را به روایت خود میآفریند
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «زنان، بدون مردان»؛ از شهرنوش پارسیپور تا شیرین نشاط
- حامد بهداد؛ بازیگر مولف و قائم به انرژی
- «آشغالهای دوست داشتنی»؛ جنگ روایتها
- «پرنده کوچک خوشبختی»؛ مهمترین اثرِ روان سوژهگرای سینمای ما
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- صورت بندی مبحث سوپراستار در سینمای ایران
- با فروش ۲۶ میلیون دلاری؛ اکران مجدد «انتقامجویان: آخر بازی»، «قلب هیولا» را پشت سر گذاشت
- «نقطه ضعف»؛ سفری از رئالیسم به سوررئالیسم
- نمایش «ژولیت و شاه» و برگزاری نشست «انیمیشن؛ میان هنر و چالش»/ اشکان رهگذر داور بخش «استعدادهای جدید» جشنواره انیمیشن برلین شد
- کدام فیلمها اسکاری خواهند شد؟
- مراسم یادمان محمدرضا شجریان / گزارش تصویری
- فستیوال واک؛ تلاش برای پیوند نسل قدیم و جدید گویندگی
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد
- «کوچ اجباری» از پرتغال جایزه گرفت
- دو مستند کمتر دیدهشده از «مرتضی شاملی» در موزه سینما
- نمایش و تحلیل مستند «گلدونه، مشرحیم، صغرا و دیگران» در سینماتک خانهی هنرمندان ایران
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود





