سینماسینما، ابوالفضل نجیب
تا آنجا که حافظه سینمایی نسل نوعی من به خاطر می آورد واژه فیلمفارسی در ادبیات سینمایی را شادروان هوشنگ کاووسی ابداع کرد. در دوره ای که فیلم های تجاری وجه غالب تولیدات سینمایی را تشکیل می داد. انگیزه اصلی ابداع این واژه بر مولفه هایی بنا شده بود که در آن روزگار به کارخانه رویاسازی و رویافروشی تشبیه و تعبیر می شد. سینمایی که از بنیان کمتر نشانی از زندگی و مشکلات مردم داشت و فلسفه خود را بر پایه تسلسل تصادف و با فرجام های خوش در ذهنیت مخاطبان بنا و تثبیت کرده بود. سایر مولفه های فیلمفارسی هم برآیند و محصول نگاه خوش انگارانه و انتظاراتی بود که مخاطبان سطح هرم فرضی از سینما داشتند. ملغمه ای از مشکلات باسمه ای و ترکیبی از عشق های طبقاتی با چاشنی رقص و ترانه و برهنگی که در نهایت با ساده انگاری راه به پایان های خوش می برد.
و اینگونه سینما بر پایه چنین کلیشه هایی به مثابه ارزان ترین و دم دست ترین امکان برای سرگرمی که در عین حال بخشی از رویاهایشان را بر پرده نقره ای محقق می کرد، جریان غالب سینمای ایران را تشکیل می داد.
آن سینما در واقع قرار بود پاسخگوی امیال و آرزوها و همچنین مفری باشد برای سرخوردگی قشرهای شکست خورده در عشق و زندگی. که اما با پایان های خوش و امید به بیرون آمدن دستی از غیب مخاطبان را تخدیر و راضی و خشنود از سینما خارج می کرد.
به گمانم هرگونه توضیحی بیش از این کلیات درباره مختصات فیلمفارسی برای آقای فراستی بی فایده و حتی برای نسل های بعد از انقلاب تکرار مکررات است. به خصوص برای منتقد نوار!!! که به تاکید و اصرار جناب شان فیلمفارسی خیلی زیاد دیده اند. این که ایشان فیلمفارسی ها را در عنفوان جوانی و عوالم بی خبری از سیاست و آرمانگرایی دیده و یا در فضای وابستگی به اندیشه های چپ و یا بعد از تحول فکری در دهه شصت و کشف نیمه های پنهان چندان اهمیت ندارد. مهم این است که به تاکید خودشان فیلمفارسی دیده و خیلی هم دیده است. اما این که چرا فیلمی تلخ و تامل برانگیز چون «پیرپسر» تا این اندازه اسباب عصبانیت شده که با بدترین الفاظ به آن حمله و شان و جایگاه نقد و منتقد را تنزل می دهند، جای سوال دارد. این که چگونه منتقد پرادعا در نهایت سطح نگاه و داوری خود درباره فیلم را به همصدایی و همسویی با دلواپسان فرهنگی امثال حمید رسایی تنزل می دهند، جای تامل و سوال دارد. هر چند کمتر کسی در این که او عنوان مرجعیت منتقدان به اصطلاح ارزشی را یدک می کشد تردیدی نداشته باشد. با این حال او به همان اندازه که فیلمفارسی دیده، فیلم های خوب و با ارزش و شاهکارهای سینمایی هم زیاد دیده.
با این حساب فراستی می توانست «پیرپسر» را از هر زاویه ممکن سینمایی نقد عالمانه کند. این نقد می توانست هم معطوف به متن و هم فرامتن باشد.
اطلاق فیلمفارسی به «پیرپسر» و فراتر از آن تعبیر کثیف ترین از جانب فراستی در زمره اظهارنظرهای شاذ درباره فیلمی است که همه جور می شود درباره آن نوشت و با هر دایره واژگانی نقد و تعبیر کرد جز اطلاق فیلمفارسی و آن هم از کثیف ترین نوع آن.
به گمانم برای رسیدن به پاسخ چرایی این پرسش که چرا فراستی شدیدتر و عصبانی تر از همیشه یک فیلم ایرانی متفاوت و مورد استقبال عام و خاص را به لجنزار و کثیف ترین و… تشبیه می کند، نیازی به راه دور رفتن و کنجکاوی چندانی ندارد. با ارجاع به همین چند سطری که درباره فیلم حرف زده می شود انگیزه و عقبه این میزان نفرت را ردیابی کرد. او در بخشی از اظهارات خود می گوید: «اثر یک لجنزاریه که اگر قسمت مرعوبکنندگیشو بگیریم ازش، ویلدورانت تو شیرهکش خونه؛ اینا رو ازش بگیریم اون بطن کثیف لجنیش کاملاً عیان میشه و خیلی متاسفم برای جامعه روشنفکری که از یه همچین چیزی دفاع کنن.»
تاکید و اصرار در این بخش روی جمله آخر فراستی است جایی که برای جامعه روشنفکری مدافع فیلم خط و نشان می کشد و اظهار تاسف می کند. از این زاویه موضع گیری فراستی تداعی کننده و می تواند مسبوق به قضاوت های مشابهی چه به لحاظ نوع نگرش به فیلم و استقبال عام و خاص و حتی لحن تمسخرآمیز در رابطه با فیلمی چون «هامون» در دهه شصت، بسیار تامل برانگیز باشد. اگر بخاطر داشته باشیم «هامون» واکنش های وسیعی در میان منتقدین برانگیخت. آن زمان هفته نامه سروش تریبون شماری از منتقدینی بود که دیدگاه های صداوسیما را در رابطه با فیلم های متفاوت و از جمله فیلمسازان مستقل نمایندگی می کرد. در آن زمان تندترین نقدها علیه «هامون» و در تقابل با سینمای روشنفکرانه با لحن های متفاوت و گاه تمسخرآمیز منعکس کرد. در یکی از این نقدها درباره «هامون» می خوانیم: «فیلم میفروشد. خوب هم میفروشد. ما که بخیل نیستیم. خدا کند همه در این مملکت به نوایی برسند. اما بهعنوان جمله معترضه میتوان گفت که فیلمهای پرفروش با هم تفاوتهایی هم دارند. «هامون» هم نوعی از فیلم پرفروش را ارائه میدهد و البته مثل هر فیلم پرفروش دیگر برای خودش دلایلی دارد. چه اشکالی دارد اگر دلایل آن زیاد دلانگیز نباشد؟ وقتی مثلاً قهرمان زن فیلم چیزی در حدود ۱۳ بار لباس عوض کند. وقتی خانهها همه شیک و زیبا باشند، یا چلچراغهای مجلل، میز و صندلیهای غذاخوری درجه یک، یا آباژورهای فرد اعلی. یا اینکه فیلم در عین اینکه روشنفکرانه است به جزئیترین دعواهای پایانناپذیر زن و شوهر و مادرزن و خواستگار پولدار بپردازد. و ولخرجیها (یا دیوانهبازیهای) زن را نشان بدهد. یا فحشهای درجه یک آقایان دکتر و وکیل را که قهقهۀ تماشاگر را به عرش ببرد. خوب این هم نوعی پرفروش بودن است دیگر.»
آنچه فراستی درباره «پیرپسر» می گوید به نوعی امتداد و ادامه همان نگاه منتقدین ارزشی چهار دهه پیش است. با این توضیح که نمونه اخیر آن، اساسن و از بنیان از جایی و نقطه ای از اندیشه سیاسی در میان آن جماعت بر خورده و سر برآورده که نه تنها بطور هیستریک آنتی روشنفکر است که بطور مضاعف بدهکار ضدروشنفکران دینی و از نوع ارزشی است.
در واقع نگرانی فراستی بیشتر از آن که از استقبال عموم از فیلم باشد، کمااینکه می گوید با پائین کشیدن فیلم مخالف است، نگرانی و بلکه عصبانیت او از حمایت و تحسین طبقه الیت و روشنفکری جامعه از فیلم است. او همزمان از این که نمی خواهد از قافله روشنفکری عقب بیفتد در عین حال وامدار خاستگاه و اندیشه به ظاهر اجتماعی است که از اساس نه تنها مخالف روشنفکر که با پدیده روشنفکری در معنای کلاسیک و عرفی آن در عناد و ستیز بوده و هست. بعلاوه این که ناچار به حفظ مرجعیت خود به عنوان منتقد ارزشی و در همسویی با طیف مذهبی های ارزشی است که به اندازه مارکسیست ها از مقوله روشنفکری کینه و نفرت دارند. به گمانم فراستی بسیار به فیلم ها و فیلمسازان شریف این سینما بدهکار است. از جمله به فیلمساز «پیرپسر» که در قبال اظهارات فراستی همچنان سکوت کرده است. نگارنده معتقد است براهنی پاسخ او را به جایی در خلوت فراستی محول و ارجاع داده، جایی که شاید فراستی در آینه نیمه پنهان خود را ببیند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- از «هامون»، «تایتانیک» و «پیرپسر» تا «بدنام»
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «بامداد خمار»؛ در منزلت فرودستی
- نمایش مناسبات داخل زندانها در سریالهای نمایش خانگی چگونه است؟
- در حسرت آن سینمای شریف
- به بهانه مرگ درمندرا بازیگر فیلم «شعله»؛ شعلهای که هرگز خاموش نشد
- متفاوتترین بدمن تاریخ سینمای ایران
- «پیرپسر» در آینه مکتب نقد عمیقگرا
- «پیرپسر»؛ پیرمرد پرحاشیه
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»





