سینماسینما، فرزانه متین؛
پرویز شهبازی، یکی از کارگردانان دغدغهمند سینمای ایران، در نخستین تجربهی خود در حوزه نمایش خانگی با سریال «مو به مو» که از پلتفرم شیدا پخش میشود، نشان داده است که در روایت، شخصیتپردازی و ساختار فنی و بصری، جهانی متفاوت از بسیاری از آثار این مدیوم خلق کرده است.
نگاه گزنده شهبازی بهوضوح در این مجموعه دیده میشود. او اینبار دست روی طبقه متوسط جامعه گذاشته و روایت سقوط مردی را به تصویر میکشد که برای رهایی از باتلاق مالی، دست به ریسکهای متعدد و خطرناک میزند. در همین دو قسمت ابتدایی پخششده، مشخص است که کارگردان نبض نمایش خانگی را در دست دارد و با استفاده از المانهای بصری جذاب، سریالی فراتر از انتظار ساخته است. «مو به مو» یک درام اجتماعی است و تسلط شهبازی بر این ژانر، با توجه به سوابق حرفهایاش، کاملاً مشهود است. اتمسفر سریال با تمرکز بر این ژانر، پررنگ و تأثیرگذار شکل گرفته است.
جهان «مو به مو» با توجه به موتیف اصلی خود، یعنی استیصال و آوارگی یک انسان در جامعه، جهانی تلخ، سرد و همسو با واقعیتهای اجتماعی است. بازنمایی بیپرده واقعیتهای تلخ جامعه، یکی از برگ برندههای اصلی سریال محسوب میشود که شهبازی با جسارت توانسته آن را مقابل دوربین بیاورد.
فیلمبرداری سکانسها کاملاً در خدمت پیرنگ اصلی قرار دارد و کارگردان با دقت به جزئیات، از هیچ نکتهای غافل نشده است. این ویژگی نشاندهنده تسلط کامل او بر فضای اجتماعی و تجربهی زیستهی طبقه متوسط است. سکانسهای ابتدایی قسمت اول که با نریشن شخصیت اصلی فیلم، با بازی میرسعید مولویان، آغاز میشود، با نوع فیلمبرداری و کاتهای بهجا، بهخوبی حس محبوس بودن، ترس و گنگی فضا را به مخاطب منتقل میکند؛ بهگونهای که تماشاگر هنگام دیدن این سکانسها دچار دلهره میشود.
استفاده از عنصر باران که در اغلب سریالهای نمایش خانگی صرفاً جنبه تزئینی دارد، در «مو به مو» نهتنها یک المان بصری بلکه ابزاری در جهت پیشبرد داستان است. خیس شدن کت منصور در نمایی که او در راهروهای مدرسه پسرش دیده میشود، نمونهای از همان تسلط شهبازی بر جهان فیلمسازیاش است. حرکات دوربین و قاببندیهای دقیق، بهویژه در سکانسهای داخل ماشین، نقش بسزایی در پیشبرد روایت دارند. در اغلب نماها، تم رنگی سرد و بهخصوص رنگ خاکستری دیده میشود که بازتابدهنده فضای ناآرام و متزلزل حاکم بر سریال است.
شاهنقش میرسعید مولویان
انتخاب میرسعید مولویان بهعنوان نقش اول سریال، یکی از تصمیمهای هوشمندانه پرویز شهبازی به شمار میآید. مولویان که پیشتر در آثاری چون «تومان»، «خاتون»، «جنگل پرتقال»، «آبان» و «ناطور دشت» خوش درخشیده بود، هنوز شاهنقش کارنامهاش را پیدا نکرده بود. او در نقش منصور در «مو به مو» با بازی در قامت مردی مستأصل و مفلوک، توانسته لایههای پیچیدهای از شخصیت را به نمایش بگذارد؛ هرچند هدایت دقیق کارگردان در شکلگیری این شخصیت را نمیتوان نادیده گرفت.
مولویان از همان ابتدا از تیپسازی فاصله میگیرد و بهتدریج به کاراکتر منصور جان میبخشد. او مردی شکستخورده است که در زندگی شخصی، اقتصادی و اجتماعی خود با تضاد و دوگانگی دستوپنجه نرم میکند. هرچند در این دو قسمت اطلاعات مشخصی درباره تحصیلات او داده نمیشود، اما با توجه به مدیریت یک شرکت قطعات کامپیوتری، میتوان او را فردی تحصیلکرده و آگاه دانست. حضور منصور در خانه یک رمال، تلنگری جدی به مخاطب میزند تا اسیر دوز و کلکهای این قشر نشود. شهبازی با آگاهی از این معضل اجتماعی، تلاش میکند با بازنمایی آن در سریالش به مخاطبان هشدار دهد که تکیه بر خرافات و اینگونه افراد، در آیندهای نهچندان دور میتواند مشکلات و دردسرهای جدی به همراه داشته باشد. پرداختن به خرافهگرایی که امروز به یکی از معضلات اساسی جامعه تبدیل شده، بار معنایی قابلتوجهی به اثر افزوده است.
منصور در قسمت دوم به شاهنقش خود میرسد؛ زبان بدن، میمیک صورت و ادای دیالوگها بهگونهای است که او نه یک فرد شکستخورده را بازی میکند، بلکه آن را زندگی میکند. با توجه به اینکه در این دو قسمت، محور اصلی روایت بیشتر بر شخصیت منصور و شرایط اجتماعی پیرامون او متمرکز است، داستان بهصورت آرام و تدریجی پیش میرود، اما همچنان در خدمت خط اصلی روایت باقی میماند و تا این مرحله آسیبی به درام وارد نشده است.
البته سکانسهای مربوط به هانیه توسلی در نقش صدف، همسر شاکی منصور، در این دو قسمت محدود بوده و نمیتوان هنوز قضاوت قطعی درباره نقشآفرینی او داشت. در مقابل، الیکا ناصری فاصله محسوسی با بازیهای قبلیاش گرفته و با پختگی بیشتری در نقش خود فرو رفته است. در قسمتهای آینده نیز باید منتظر نقشآفرینی بالغانهتر هانیه توسلی و همچنین حضور حسن معجونی بود.
در مجموع، روایت سریال با توجه به بحرانهای انسانی مطرحشده در ابتدای سریال، منسجم است و نشانهای از ازهمگسیختگی در آن دیده نمیشود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- «گل سنگ»؛ سریالی که قواعد نمایش خانگی را بر هم زد
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- «نفس عمیق» پرویز شهبازی مهمترین فیلم دهه هشتاد/ نشستن جوانان در جایگاه سوژه
- «موبهمو»؛ خط به خط، نفس به نفس، چهره به چهره
- افسانهای در حبس؛ سرنوشت «چریکه تارا»
- پرویز شهبازی و سینمای مولف
- تازهترین ساخته پرویز شهبازی روی میز تدوین
- تعویق اکران فیلم پرویز شهبازی در فقدان تهیهکننده
- «چیزهایی که میکُشی»؛ پدرسالاری، سکوت و خشونت
- هفت اثر جدید در راه شبکه نمایش خانگی
- خوانشی از نخستین فیلم ناصر تقوایی/ در ستایش سکوت و انزوا
- «زعفرانیه ۱۴ تیر»؛ یک روزِ پرتنش در شمال تهران
- «مرجان»؛ فیلمی آبرومند درباره قتلهای ناموسی
- نگاهی به «پیرپسر» و تطابق آن با جهان سینمای کیارستمی/ اول به پیرامون، بعد به دوردستها
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام





