سینماسینما، ابوالفضل نجیب
سینمای زیرزمینی خواسته یا ناخواسته و معطوف به تنگ نظریها و استیلای سانسور و اعمال گردنههای متعدد بر تولید سینمای اجتماعی، به پدیده عادی تبدیل شده است. نکته قابل تامل در این مورد استقبال و موفقیتهای اینگونه سینمای نوظهور و به رسمیت شناختن آن در خارج از ایران است. موفقیتی که جشنوارههای جهانی در قبال آن هیچ سهمی برای موجودیت سینمایی زیر عنوان جمهوری اسلامی قائل نمیشوند. از این زاویه سینمای ایران به دو مسیر و دو خط موازی تقسیم شده است که به هیچ روی سنخیت و شباهتی با همدیگر ندارند. بعد از «صدسال به این سالها» که به شبکه خانگی نمایش راه یافت، فیلم «بیداد» سهیل بیرقی پس از برخوردهای قضایی با کارگردان و سایر عوامل فیلم و موفقیت برون مرزی اینک از طریق یوتیوپ به خانهها راه پیدا کرده است. تا علاقهمندان سینما فارغ از هزینه و تلف کردن وقت و مواجهه با نسخه سانسور و لت و پاره شده به تماشای آن بنشینند.
آنچه در این میان به طرح این پرسش کلیدی و تکراری منجر میشود این است که سیاستگذاران سینمایی تا چه زمان قرار است در مقابل امکانات ارتباط جمعی و سهل الوصول بودن دسترسی به هر نوع سانسور و توقیف و ممنوعیت و اعمال سلیقه و فشار بر فضای فرهنگی و هنری مقاومت کنند. قرار است تا چه زمانی واقعیت های تلخ اجتماعی را نادیده بگیرند و لاپوشانی کنند و شرایط واقعی اجتماعی و چالشهای جامعه و بهخصوص نسل جوان را در نظر نگیرند. آن هم در شرایطی که نسل جوان با جهان و فضای فرهنگی و هنری آن بیشتر از همیشه در تعامل است. آن هم در شرایطی که مردم بدون واسطه سینما و رسانه همه جور ناهنجاریها و ناملایمات و ابتلائات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی جامعه و محدودیتهای اجتماعی را تجربه میکنند. در این میان آنچه برای سیاستگذاران فرهنگی فاقد اهمیت است شکاف حاصل از اراده آنها بر فضای فرهنگی و شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه است. فراموش نکنیم بخش قابل ملاحظهای از موفقیت فیلمهای ایرانی در سطح جهان ناشی از دریافت و اشراف بر این شکافها است.
و این که بخش قابل ملاحظهای از حساسیت و توجه جشنوارههای سینمایی به فیلمهای زیرزمینی معطوف به گونه اجتماعی است که اغلب در تولیدات زیرزمینی تجلی پیدا میکنند. فیلمهای رسولاف، جعفر پناهی و حتی اصغر فرهادی با همین حساسیتها مورد توجه قرار گرفته و میگیرند. گونهای که حداقل بعد از بهمن ۵۷ به تناوب دچار اوج و فرود حتی به اراده به حاشیه رانده شد و طی سالهای اخیر آن را منزوی کردند. و فراموش نکنیم بخشی از موفقیتهای سینما، پیش از انقلاب مرهون و مدیون همین گونه بود.
آثار امیر نادری و کیمیایی و مهرجویی و فریدون گله و حتی بخشی از تولیدات بدنه که در مرز سینمای تجاری و هنری نفس میکشید اغلب به معضلات اجتماعی معطوف بود، هر چند توام با ساده انگاری و فاقد عمق و ریشهیابی بود.
با این حال معدود فیلمهایی دچار مشکل و بعضا توقیف میشدند. یک نمونه ماندگار آن در حافظه چند نسل سینمابی میتوان به «گوزنها» ساخته کیمیایی اشاره کرد. که در نهایت تنها با تغییر سکانس پایانی هم به جشنواره جهانی تهران و نمایش عمومی گذاشته شد. بهعلاوه این که بهروز وثوقی جایزه نقش اول فیلم را از جشنواره جهانی تهران دریافت کرد. آن هم در سال ۱۳۵۳ و دوران اوج جنبش چریکی و مسلحانه. «گوزنها» در آن زمان اگر چه در صورت ظاهر شکل و شمائل یک فیلم سیاسی را داشت، اما تم اصلی فیلم اجتماعی بود و تاثیرگذارترین بخشهای فیلم تمرکز و تامل فیلم بر کاروانسراخانه فیلم و مناسبات آدمهای آن بود. اشارهام به «گوزنها» بیشتر از باب مقایسه شیوه و نگاه ممیزی در گذشته و حال است. میشود از این منظر سینمای اجتماعی آن دوران را با سینمای اجتماعی بعد از ۵۷ و تا امروز مقایسه کرد. حتی به استناد اسناد باقیمانده از سیستم نظارت آن سالها و مقایسه با امروز میزان صعه صدر و تساهل و تعامل با سینماگران آن زمان را راستیآزمایی کرد. و عجیب این که طی چهار دهه گذشته سیستم نظارت و تولید و نمایش حاکم بر سینمای ایران تنگتر و بستهتر شده است. در این که چنین وضعیتی برآیند و حاصل شرایط اجتماعی و به تعبیری در ارتباط تنگاتنگ با انسداد سیاسی بوده نباید تردید کرد. و این که تاثیر و تشدید این سختگیریها بر تولیدات فیلمهای اجتماعی مضاعف و باعث تشدید این روند شده قابل تامل است و جای سوال دارد. این ادعا مسبوق و ناظر بر نوعی سیاستگذاری است که در تعبیر عامیانه میتوان به شل کن سفت تعبیر کرد.
آنچه حالا میتوان به قاعده از آن یاد کرد رابطه کمی و کیفی شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه و به شکل معنی داری با تولیدات سینمای اجتماعی این سالها است. و نکته قابل تامل در این مورد رشد کمی و بیسابقه تولیدات بیبو و خاصیت به اصطلاح سینمای کمدی است.
که سعی میشود با انعطاف و همه نوع دست و دل بازی سینمای به اصطلاح ملی را سرپا نگه دارند.
سینمای زیرزمینی در چنین وضعیتی برآیند و حاصل این تناقض است. بعلاوه ناگزیر کردن فیلمسازانی که حتی علیرغم توانایی برای تولیدات همسو با جریان غالب، اما حاضر به تن دادن به شرایط موجود نیستند. بخصوص نسل فیلمسازان جوانی که خود اغلب درگیر چالشهای اجتماعی و فرهنگی جامعه هستند. با چنین روندی آنچه قابل پیش بینی و انتظار است رشد سینمای زیرزمینی است. این روند بخصوص با توسعه روزافزون امکانات ارتباط جمعی زمینه را حتی برای رشد کیفی این سینما فراهم خواهد کرد. شاید سینمای زیرزمینی تنها راه حل فیلمسازان مستقل برای دور زدن تحریم و سانسور و توقیف فیلم های شأن باشد. راه حلی که به لحاظ اقتصادی درست مثل راه حل دور زدن تحریم های اقتصادی دنیا علیه ما بسیار خسارت بار باشد، اما به هر حال از منظر آنها تنها راه حل ارتباطی با مخاطبان جدی سینما محسوب میشود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «بیداد»؛ ضربه هفتاد و پنجم
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- از «هامون»، «تایتانیک» و «پیرپسر» تا «بدنام»
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «بامداد خمار»؛ در منزلت فرودستی
- نمایش مناسبات داخل زندانها در سریالهای نمایش خانگی چگونه است؟
- در حسرت آن سینمای شریف
- به بهانه مرگ درمندرا بازیگر فیلم «شعله»؛ شعلهای که هرگز خاموش نشد
- متفاوتترین بدمن تاریخ سینمای ایران
- مطالبهگری، میراث تقوایی برای هنرمندان
- آرامش تقوایی در حضور دیگران
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- واکنش کانون کارگردانان سینما به مصوبه مجلس؛ سینما به امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری نیاز دارد
- اکران مردمی سریال کوری / گزارش تصویری
- بیانیه خانه سینما درباره مصوبه اخیر مجلس؛ جرم انگاریِ بدیهیترین حقوق هنرمندان!
- مریم قربانینیا مدیر روابط عمومی انجمن منتقدان سینما شد
- «آرش» در «بیضاییخوانی»
- «تاکسی»؛ ۱۲ مسیر کوتاه، ۱۲ قصه ماندگار
- در هفتادمین دوره برگزاری؛ فیلمهای بخش مسابقه جشنواره لندن معرفی شدند
- بازگشت به زبان مادری؛ فیلمنامه بعدی فرهادی به زبان فارسی خواهد بود
- چگونه سینمای فرانسه در انتخاباتِ ریاست جمهوری۲۰۲۷ تاثیر میگذارد؟
- زنی گرفتار در ساختاری آسیبزننده/ تحلیل اجتماعی فیلم «زن و بچه»
- از باغ تا غیاب، خوانش هرمنوتیکی از «بدون ایرج»
- تحلیل ششلایهای فضا در «در حال و هوای عشق»/ فضا بهمثابه آخرین نگهبانِ راز
- «بیداد»؛ ضربه هفتاد و پنجم
- فوت بازیگر «نشویل» و «جیغ»؛ هیدن پنتییر درگذشت
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی





