سینماسینما، زهرا مشتاق
پاپ جوان مینی سریالی شگفت انگیز، تکان دهنده و البته بسیار مهم است. آمیزه ای از طنزی وحشتناک و ارائه ای از واقعیت در فضایی سورئال، عجیب و بی نهایت بکر و خلاقانه در بستری از خوشمزگی های ایتالیایی.
پاپ جوان پیش از هر چیز غبطه ای رخوتناک است به نهایت آسودگی در آزادی بیان و تصویر. بی هیچ تشویشی از مواخذه، زندان، تکفیرشدن و یا هر چیز بدتر دیگر. پاپ جوان تمسخر دین نیست. بلکه توجه به چگونگی مستمسک قرارگرفتن دین است. پاپ جوان به سخره گرفتن دینداری دروغین و متجاهرانه ای است که می تواند به تمام ادیان، آنگاه که مورد سواستفاده بشری قرار می گیرند، تسری یابد.
هیچ موجود مقدسی وجود ندارد. نه پاپ مقدس است. نه واتیکان، نه خواهران راهبه قدیس نما. تمام آنچه عظمت کلیسا و واتیکان تلقی می شود، سازمانی عظیم تنها برای کسب قدرت بیشتر است. کاردینال ها چون تمام انسان های دیگر مملو از منویات و خواسته های درونی هستند. با یکدیگر رقابت دارند. از هم آتو می گیرند. تا آنجا که حتی می توان از پاپ هم حق السکوت گرفت. مجموعه ای به شدت بی اخلاق، فاسد با علاقه ای وافر به قدرت، ثروت و جلابخشیدن به جنبه دروغین دین گرایانه .
ویژگی کم نظیر پاپ جوان بی پروایی در ارائه وجه عریان دینداری دروغی است. وجهی که گاه با جدیتی ترسناک و گاه در طنزی قرارگرفته بر بستر سورئال کلیت اندیشه را در قالب گفت و گوهایی که به شدت نیازمند تامل و تفکر است؛ پیش می برد.
در پاپ جوان دو وجه ترسناک به نمایش گذاشته می شود. مردم در بیرون از واتیکان و واتیکانی ها از درون. ترسناک است چون به شدت قابلیت تعمیم دارد. قابل تامل است چون به شدت چارچوب های اندیشه را به لرزه وامی دارد. هولناک است چون می شود آن را به بسیاری از نظام های سیاسی آلوده به فساد و قدرت نسبت داد.
در بیرون از واتیکان، آنچه غمبار است، نسبت مقدس بودن مطلق واتیکان از سوی عامه مردم است. مردم پاپ را چون خدا می پرستند و برای او وجه مقدس گونه قائلند. این در حالی است که به کمک دوربین پائولو سورینتو به قلب واتیکان سفر می کنیم. دیوارها شکافته می شود و پستوهای پنهان گشوده می شود. راهبه های باکره و کاردینال هایی که هر یک بالقوه می توانند یک پاپ باشند؛ در غریزی ترین خوی های انسانی خودنمایی می کنند. و واتیکان و کاردینال ها و راهبه های کاتولیک به ناگهان تبدیل به مدل های پورنوی زنانه و مردانه می شوند و تندروان دیندار را اگر اندکی تامل و اندیشه است به چرایی راجع به قوانین مطلق کلیسا وامی دارد. برای مثال چرا کشیش ها و راهبه ها در فرقه کاتولیک نباید هرگز ازدواج کنند؟ چرا باید از غرایز خود چشم پوشی کنند؟ آیا این قوانین که منشا کاملا انسانی دارد؛ موجب بروز بزرگترین فجایع در کلیساها نشده است؟ پاپ جوان این محدودیت های خارج از خرد را به سخره می گیرد. و سکانس درخشان راه رفتن پاپ برخاسته از کما را با تاکید بر نماد مردانگی و قدرت بدنی او به شکلی اغواگرانه در حالی به نمایش می گذارد که زنان عریانی که در سکانس های دیگر در لباس راهبه دیده شده اند؛ دیوانه وار در پی جذب او هستند. این سکانس و یا سکانس بزم شبانه راهبان که انباشته از فضایی کاملا اروتیک است؛ گرچه در مسیری سورئال ترسیم می شود، اما گرته برداری از واقعیت های محض بیرونی است. سکانس هایی کلیدی که چون ترجیع بند، اهمیت توجهی مضاعف را یادآوری می کند. پاپ جوان شوخی با واتیکان نیست. پاپ جوان تصویر برهنه ای از تندروی و نتایج فاجعه بار آن است. چه در لباس توده علاقه مند به تقدیس و چه در ردای پاپی که او نیز چون همه انسان ها دارای سجایا و یا انحرافات فکری و اخلاقی است. نمایش کاردینال هایی که برای کسب قدرت بیشتر و حفظ جایگاه یا تغییر رتبه خود حاضر به هر کاری هستند، حتی اگر قتل پاپی باشد که منش او مورد پذیرششان نباشد. حفظ قدرت واتیکان از واجبات است. چون قدرت واتیکان یعنی لباس های پرطمطراق رنگین و صلیب های بزرگ طلایی و پول و ثروت. و درست در همین نقاط است که تاریکی بروز می یابد. از برون و از درون. از برون به واسطه متعصبین و دیندارانی که حاضر به اندیشه درباره امکان هیچ گونه خدشه و خللی در آنچه به آن باور دارند، نیستند و این به معنای حیات ابدی رخنه ایجاد شده در حقیقت دین است. و از درون به واسطه مردان و زنانی که خود را فرزندان خدا تلقی می کنند؛ بی آنکه خود به آنچه می گویند، در عمل باور داشته باشند.
پاپ جوان در عین حال به لحاظ بصری مملو از عرضه معماری های باشکوه و بی نهایت زیبا و عظیم ایتالیایی است و موسیقی درخشان Lele Marchitelli که به شکلی بدیع در بند بند پاپ جوان تنیده شده و جدایی ناپذیر به نظر می رسد . و بازی درخشان جود لا، سرجان مالکویچ و سیلویو اورلاندو. اگر محصول درخشان ۲۰۱۶ اسکای آتلانتیک را که با همکاری HBO و کانال پلاس ساخته شده؛ تا به حال ندیده اید؛ زمان را از دست ندهید. تماشای پاپ جوان به ویژه برای ما ایرانیان در راس کارهایمان باید قرار گیرد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
آخرین ها
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت





