سینماسینما، محدثه واعظیپور؛ ابراهیم ایرجزاد در فیلمهایش «تابستان داغ» و «عنکبوت» علاوه بر نمایش خشونت، مرگهای ناگهانی و ویرانی زندگیهایی که ظاهرا آرام و عادی به نظر میرسند، تلاش کرده یک نسخه ایرانی و نزدیک به واقعیت از روابط و مناسبات امروز جامعه ارائه دهد. در سینمایی که گاه «جسارت» و «تهور» به اندازه روایتهای جنسی و دمده از رابطه زن و مرد، تقلیل یافته (بدنام) یا سرگرمی و کمدی چیزی فراتر از خندیدن به شوخیهای رکیک و چندشآور مردانه نیست (دایناسور، شهر هرت و انبوهی فیلم از این دست) ساختن یک جهان تازه برای روایت شوربختی ناگهانی یا ریشههای نابودی طبقه متوسط ساده نیست.
ابراهیم ایرج زاد مثل بسیاری از سینماگران پس از اصغر فرهادی، که به روایت زندگی طبقه متوسط و قصههایی با رویکرد اجتماعی تمایل داشتند، متهم شد که مقلد اوست، اما هر چه پیش رفت و مسیر را جلو آمد، صاحب پختگی و هویت شد و حالا «گل سنگ» بهترین اثر کارنامه اوست. سریالی که تسلط تکنیکی و مهارت کارگردان در قصهگویی و پرداختن به جزئیات برای باورپذیر شدن ایده محوری را عیان میکند.
بخشی از جذابیت «گل سنگ» به خاطر فاصله گرفتن از زندگی طبقه مرفه و پرهیز از نمایش تجمل و زرق و برق زندگی عده اندکی از جامعه است، تعدد ساخت و نمایش سریالهای لوکس و ارائه تصویری تکراری و پیش پاافتاده از زندگی ثروتمندان و جعل واقعیت درباره آنها، اقبال نسبت به این آثار را کمرنگ کرده، انتخاب طبقه متوسط در «گل سنگ» همدلی با شخصیتها را از آغاز، آسانتر کرده است. تلاش محبوبه (مهتاب کرامتی) و ایرج (مهدی حسینینیا) برای خرید یک آپارتمان اشارهای به وضعیت طیف گستردهای از جامعه برای دستیابی به رفاهی حداقلی است. نکته هوشمندانه استفاده درست از این نیاز به خانه در پیشبرد قصه و تبدیل شدن یک ملودرام به درامی حادثهای با چاشنی قتل و خشونت خانگی است.
«گل سنگ» هم مایههای مورد علاقه ایرج زاد (خشونت، بحران و ویرانی روابط عاطفی) را دارد، هم تابلویی باورپذیر از مناسبات اجتماعی این سالهای اخیر است، بی آنکه بخواهد گل درشت و شعاری باشد و با نمایش بدیهیات تماشاگرش را مرعوب کند. ادبیات پسر و دختر خانواده، نگاه پسر به ازدواج و درگیری با پدر، شخصیت مهناز (الناز ملک) و فرامرز (علیرضا ثانیفر) مجموعه ای جذاب را کنار هم به وجود آورده، قصه خوب پیش میرود و تا پایان قسمت پنجم قابل پیش بینی نیست. ایرج زاد، هم شخصیتهایش را درست و به جا معرفی کرده، هم با ضربههای متعدد دراماتیک، تماشاگر را غافلگیر کرده است. خاکستری بودن شخصیتها و برجسته شدن وجوه مثبت و منفی آنها در بزنگاهها (آنچه فرامرز با ایرج در مهمانی خانوادگی کرد یا پنهان کاری محبوبه در قرض گرفتن از فرامرز و درگیری فیزیکی ایرج با محبوبه) به شخصیتها بعد داده و آنها را برای بیننده باورپذیر کرده، این گونه درگیری شخصیتها با هم، برای تماشاگر جذاب و عامل دنبال کردن این سریال است.
ایرج زاد در «گل سنگ» کارگردانی بااعتماد به نفس است. استفاده از مهتاب کرامتی در نقش زنی که زیباییاش به هدر میرود، در کنار مهدی حسینینیا که با بازیهای برونگرا در «رهایم کن» یا «میخواهم زنده بمانم» دیده شد و اینجا، درونیتر و کنترل شده بازی میکند، هوشمندانه است. فاطمه مسعودیفر با فاصله بسیار از حضور ناامیدکننده در «جیران» در «گل سنگ» نوید یک استعداد تازه را میدهد که ملاحت و ذوق هنری را توامان دارد و مهدی قربانی در مسیر پیشرفت، به یک تجربه تازه دست یافته است. از بازیگری باکیفیت علیرضا ثانیفر انتظار این بازی را داشتیم و تلاش الناز ملک، برای ورود به دنیای جدی بازیگری قابل توجه است.
«گل سنگ» قصه حسرت، عشق و امیدهای برباد رفته است. قصهای درباره انسان، وقتی بحران راه نفسش را میبندد و تاریکی او را احاطه میکند. امید که تا پایان، جذاب و غافلگیرکننده بماند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «تاکسی»؛ ۱۲ مسیر کوتاه، ۱۲ قصه ماندگار
- بازگشت «بامداد خمار» از ۲۲ تیر
- نگاهی به سریال «گل سنگ»؛ آخرین شب آرامش
- «گل سنگ»؛ سریالی که قواعد نمایش خانگی را بر هم زد
- «گلسنگ» از چه میگوید؟/ ورود به جهانِ روحهای زخمی
- «گل سنگ» دوشنبهها میآید
- «گل سنگ» ایرجزاد؛ عاشقانهای جدید از شیدا
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- در بیست و چهارمین دوره جشنواره؛ ۱۴ اثر از سینماگران ایرانی در داکا نمایش داده میشود
- پرویز شهبازی و سینمای مولف
- استقبال از «بامداد خمار» ادامه دارد
- دو جایزه جشنواره اسپانیایی به «آبان» رسید
- تازهترین ساخته پرویز شهبازی روی میز تدوین
- هفت اثر جدید در راه شبکه نمایش خانگی
- بیانیه «پلتفرم شیدا» درباره ادعای مطرح شده؛ رفتار غیرحرفهای را نمیپذیریم
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
آخرین ها
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟





