من درگیر مسائل شخصی خودم بودم، اما الان دخترم لنا دیگر یک سال و دو ماهش شده و باوجود این که خیلی شیطان است و تمام وقت من را می گیرد، اما قرار است از ماه آینده دوباره کارم را شروع کنم و به روال طبیعی زندگی ام برگردم.
نه، واقعا. آنقدر هیجان اضافه شدن یک عضو جدید به خانواده مان زیاد و البته شیرین بود که در خانه بودن اذیتم نمی کرد. ضمن این که در این مدت بعضی از فیلم هایی که قبلا بازی کرده بودم اکران و بعضی دیگر از فیلم هایم وارد شبکه نمایش خانگی شد. هر زمان هم که وقت داشتم متن هایی که به من پیشنهاد می شد را مطالعه می کردم و اگر بشود قرار است در آینده نزدیک یک کار تئاتر انجام بدهم که در واقع اولین تجربه تئاترم محسوب می شود. برای شروع فعالیت مجددم در حال حاضر یک کار سینمایی و یک کار در شبکه نمایش خانگی دارم که چون هر دو در مرحله پیش تولید هستند ترجیح می دهم فعلا در موردشان صحبت نکنم. کلا می خواهم بگویم در این مدت که در خانه بودم اصلا احساس نمی کردم از فضای کاری فاصله گرفتم.
من در چند فیلم سینمایی به عنوان سرمایه گذار و تهیه کننده سهم داشتم، اما متاسفانه به قدری شرایط اکران پیچیده شده که امروز دیگر ترجیح می دهم اگر قرار است کاری انجام بدهم با دید بازتری این کار را بکنم. سال ۸۹ من اولین بازیگری بودم که در یک فیلم سینمایی («پرتغال خونی» به کارگردانی سیروس الوند) سرمایه گذاری کردم و این موضوع علنی شد. آن زمان هجمه های عجیب و غریبی علیه من به وجود آمد که البته بعد از آن چون بسیاری از همکارانم هم این کار را انجام دادند، دیگر حساسیت اولیه از بین رفت. اما به هر حال من چون اولین نفر بودم بابت بعضی حرف ها بسیار اذیت شدم و امروز دیگر اگر قرار باشد وارد حوزه تهیه کنندگی و سرمایه گذاری شوم با پختگی بیشتری این کار را انجام می دهم.
من بازیگری را با سریال «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی شروع کردم. همان طور که می دانید اثر فاخری است، اما بعد از آن هر زمان بین پیشنهادهای تلویزیونی و سینمایی قرار می گرفتم اهم و فی الاهم می کردم که نتیجه اش می شد بازی در فیلم سینمایی. ولی بدون شک اگر بازی در یک سریال خوب و استاندارد پیشنهاد شود حتما آن را انجام می دهم و این مستلزم متن، کارگردان و… خوب است که منجر به خروجی خوب می شود. کمااین که خیلی از همکاران من شهرتشان را از سریالی که سال ها پیش بازی کرده اند، دارند.
نه. البته من خودم را بازیگر سینما می دانم، اما بازیگر، بازیگر است. درست است که بازی در قاب های سینما، تلویزیون و تئاتر با هم تفاوت هایی دارد، اما به هر حال شغل یک بازیگر بازیگری است و در مورد من هر زمان متن خوب از هر رسانه ای به من پیشنهاد شود آن را انجام می دهم.
این انتخاب های من کاملا اتفاقی بود. شاید به این خاطر بود که حجم کارهای کمدی در سال های اخیر افزایش یافته. در واقع تصمیم گیری شخصی نکردم که حتما در ژانر کمدی بازی کنم و از آنجا که احساس می کنم به نوعی انگار دارم در فیلم های کمدی تثبیت می شوم به چند پیشنهادی که از این جنس بودند جواب منفی دادم.
در سینمای امروز به طور کامل پخش کننده تصمیم گیرنده است. خواست و نیت پخش کننده است که فیلمی دیده شود یا نه، اما در مورد فیلم های طنزی که ساخته می شود باید بگویم که به نظرم سینمای کمدی ما به سمت شوخی های کلامی رفته که قبلا نبود و راستش را بخواهید برای خود من هم چندان جذاب نیست. این در حالی است که از همین روزمرگی های اجتماع مان نکات طنز جالبی می توان برداشت کرد، اما سینمای ما به سمت شوخی های کلامی رفته و از آنجا که فیلم هایی از این دست خوب در گیشه می فروشد، فیلمسازان دیگر هم به این سمت گرایش پیدا کردند که اتفاق خوبی نیست.
قطعا. هر انسانی در هر سنی باید تجربه های جدید را امتحان کند و بیاموزد. اگر کسی بخواهد فکر کند که الان دیگر من کارهایی که باید را انجام دادم و دیگر زندگی تجربه جدیدی ندارد به من بدهد، تبدیل به یک موجود راکد می شود.
من سال هاست که با انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان به عنوان سفیر و نماینده این انجمن همکاری می کنم و طی این مدت تلاش کردم جامعه درباره کودکان کار شناخت بیشتری پیدا کند، اما به تازگی رویکرد انجمن تغییر کرده و به احتمال زیاد فعالیت هایش را در قالب دیگری جلو می برد که به تبع آن شکل و شمایل فعالیت های من هم تغییر می کند.
انجمن ما بیشتر متکی به نهادهای مردمی است، اما از آنجا که کودکان کار و خیابان از بزرگ ترین مشکلات جامعه ما هستند برای سازماندهی هرچه بهتر آن نیاز به حمایت های دولتی است. تعداد بی شماری از کودکان سرزمین ما هر شب داخل سطل های زباله ها به دنبال غذاهایشان می گردند و زباله گرد هستند. از این بچه ها سوءاستفاده های بی شماری می شود و ما نمی توانیم این بچه ها را نادیده بگیریم. چون با وجود تمام آسیب هایی (عقده، تحقیر و…) که در زندگی شان دیده اند، مشکلات و خطرات زیادی را در بزرگسالی برای جامعه به وجود می آورند که جبران ناشدنی است. مشکلات این کودکان به قدری وسیع است که انجمن های خصوصی بضاعت و توانایی پوشش تمام مشکلات شان را ندارد و رسیدگی به این کودکان به شدت زیرساختی و مهم است که باید حمایت های همه جانبه دولتی از آن شود.
بله امروز ۳۹ ساله می شوم و بزرگ ترین آرزویم برای مردم این است که آرامش داشته باشند و آن قدر درگیر فشارهای اقتصادی و بحران نباشند. از بزرگ ترین غصه های من دیدن مردمی است که زیر فشار روزمرگی، شاد بودن را فراموش کرده اند که امیدوارم روزی برسد که این آرزویم برآورده شود. برای خودم و خانواده ام هم آرزوی سلامتی دارم، چون می دانم بدون سلامتی و آرامش هیچ چیز معنا ندارد. دلم می خواد تمام انسان ها زندگی پویایی داشته باشند و امروزشان بهتر از دیروزشان باشد.
□
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- زنگ می زنند می گویند: فلان نقش لطفا! /گفت و گو با هادی کاظمی، بازیگر فیلم «به وقت خماری»
- گفت و گو با محمود غفاری، کارگردان «شماره ۱۷ سهیلا»: سوپراستارها فقط زبان پول را می فهمند
- نیم میلیارد بی صاحب! گزارش جام جم از درآمد سینماها در اولین روز نمایش فوتبال
- شواهد نشان می دهد فروش فیلم ها در رمضان امسال نسبت به سال گذشته رونق داشته است/گزارش روزنامه جام جم
- مسافرانی از فرنگ /گزارشی از حضور بازیگران خارجی در سینمای ایران
- سلوک تدریجی یک زن/ نگاهی به فیلم «رگ خواب» ساخته حمید نعمت الله
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- در سی و دومین دوره برگزاری جشنواره؛ فیلمساز ایرانی با «۳۲ متر» به سارایوو میرود
- آقای کارگردان جنگ فرهنگی را برده است؛ یونانیها در افسون «اودیسه» کریستفر نولان
- مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر زنده یاد «اکبر عبدی»
- با بازی دیوید جانسون؛ دنباله سوم «پلنگ سیاه» ساخته میشود
- پاتوق مستند و نمایش «دختران باد» و «بوم ایرانی»
- اکبر عبدی به خانه ابدی بدرقه شد
- در رثای خیرخواه، اکبر آقای عبدی!
- خوانهای اودیسئوس؛ سفر اسطورهای میان هیولاها، وسوسهها و آزمونهای انسانی
- اکبر عبدی؛ از بازیگریِ بدن تا آفرینش شخصیت
- آخرین پلان مرد هزارچهره؛ اکبر عبدی در قاب جاودانگی
- اکبر عبدی درگذشت
- عکاس مشهور ایرانی در بستر بیماری/ یک درخواست از وزیر ارشاد
- ۲ فیلم ایرانی در ایتالیا؛ آثار قرایی و عسگری در ونیز ۲۰۲۶ نمایش داده میشود
- کورش سلیمانی از مدیریت تئاترشهر استعفا داد
- «در محاصره» به آفریقا جنوبی میرود
- در هشتاد و سومین دوره برگزاری؛ فیلمهای جشنواره ونیز با آثاری از سینماگران ایرانی اعلام شد
- نولان در صدر لیست؛ فهرستی از ۱۰۰ کارگردان قدرتمند هالیوود منتشر شد
- «اودیسه» نولان؛ سفری خیرهکننده به قلب اسطوره، اما نه به عمق انسان
- به مناسبت هفت سالگی سوینا؛ نسخه ویژه نابینایان «گیلانه» با صدای گلاب آدینه منتشر میشود
- «مرا ببوس»؛ صدای زنی که روایت را از آنِ خود میکند
- آغاز اکران آنلاین مستند «ساعت بیولوژیک»/ جشنواره سریالسازی نوین با روایت عمودی
- «کلاغ»؛ به دنبال روایتی غیرکلیشهای
- «بایسیکلران»؛ دور باطل در جهانی گروتسک
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ آیا فیلمی از ایران شانس رفتن به مسابقه را دارد؟
- هجوم به یک سالن تئاتر به دلیل مطالبه مالی!
- نهمین جایزه کتاب سال سینمایی در ایستگاه پایانی
- چرا «مزرعه حیوانات» نفروخت؟
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- فینال جام جهانی رقیب روز یکشنبهی فیلم نولان





