سینماسینما، فاطمه شاه بنده
چنان نوآر و حال و هواش در سینمای ایران اندک است که از دیدن آشفتهگیِ جیرانی مشعوف میتوان شد -چونان که از خفهگی. گریمِ «بهرام رادان» که در لحظاتی «جود لاو»ی عوارض جانبی یا جادهای به سوی تباهی را به خاطر میآورد، در آن خانۀ بزرگِ یادآورِ عمارتهای مخوفِ نوآرهای کلاسیک، با آن شورلتِ عروسک قدیمی در جادهای تاریک و هراسناک و قابهای مورب، همچنین ترکیببندیِ کروماتیکِ سبز و سرمهای -که یادآور نئونوآرهای تلخ فرانسوی است- به همراه زن اغواگر بلوند و آن کفشهای قرمزِ وسوسهبرانگیزش، حس دیدن فیلمی در سبک و سیاقِ نوآر را -در سینمای ایران- القا میکند. البته تکرار این قابها تا پایان فیلم میتواند برای برخی آزاردهنده باشد امّا شاید عدهای هم از هرگونه اغراق در آثاری با این فضای دلچسب لذت میبرند -همانطور که در شهرگناه ِ «میلر» تمهیدات بصری چون کنتراستهای شدید اغراق شده، تأثیری مضاعف بر اتمسفر میگذاشت و موجب لذت بود، آشفتهگی نیز چنین است و حتی اگر «جیرانی» پای را فراتر میگذاشت و جرات بیشتری به خرج میداد و این مبالغه را در داستان نیز بیشتر بهکار میگرفت، شاید با چیزی درخورِ نئونوآرهای متوسط سینمای روزِ دنیا مواجه بودیم امّا تماشای این نیز عاری از لذت نیست -به ویژه که جای نوآرهای سر و شکلدار در سینمای ما همواره خالی است.

آشفتهگی امّا ضمن الگوبرداری از نوآرِ فرانسوی، در زیرمتن، داستانهای تاریخی این مرز و بوم را دستمایۀ روایت پرالتهاب خود قرار داده: داستان «بردیا» -پسر کوروش- که به واسطۀ برادرش به قتل میرسد و «گئومات» به عنوان بدل او که شباهت بسیاری به «بردیا» داشت به جای او ظاهر میشود. گرتهبرداری از این داستان ایرانی در اثر کاملاً مشهود است و چیزی که جالب توجه است، آدمهای ایرانی/ فرهنگیِ داستان است که مثل باقی نئونوآرها خیانت میکنند و انسانهای پاکسرشتی نیستند امّا گاه مناسبات رفتاریشان شبیه به ایرانیهاست؛ مثل غیرتمندیِ یک جاهل دربرابر یک فم فتال -هرچند نمیتوان تأثیر فیلم دوقلوها ساختۀ «پل هنرید» یا شباهت مرگبارِ «کراننبرگ» را نادیده گرفت؛ امّا بهرحال شخصیتی چون «مهران احمدی» که انگار از محلههای جنوب تهران به ناگاه وسط یک داستان کهنِ ایرانی و در فضای غربی سردرآورد، وصلهای کاملاً ناجور است و برهمریزندۀ لحن. برخلاف آن شخصیت، خدمتکار خانه «باربد» که با آن تیپ و ظاهر خاص خود در فضای ترسناک منزل و سوسوی نور شمع گویی از خانه خونآشامهای آثار گوتیک بیرون آمده کاملاً هوشمندانه انتخاب شده و نشان از آشنایی کارگردان با فضای نئونوآرهای انتزاعی دارد و با این حساب، بهتر بود در پرداخت نقشِ «احمدی» نیز بیشتر دقت میشد. سکانس دادگاه نیز به ابتدایی ترین شکل ممکن ادا شده؛ کمیک و مضحک که حتی لزومی به نشان دادنش نبود! و اگرچه قصد، وفاداری به پایانِ دوقلوهاست امّا چنان نقش سخت را «بتی دیویس» بازی کرده و هرکسی توان اجرای آن را ندارد.
امّا ظرافتهایی را در اجرای نقشها میتوان اشاره کرد: با توجه به محدودیتهای سینمای ایران و البته دید سنتی جامعه، نشان دادن صحنههایی که عشقی اروسی را القا کند که در چهار چوب و حفظ ارزشهای کشور بگنجد، کاری بس سخت و دشوار است که «جیرانی» با زیرکی در پس چند نگاه عمیق بین بازیگران اصلی و اختلاف سطح بین زن و مرد که ابتدا مرد بالاتر از زن در موضع داشتن اعتماد به نفسی جذاب و مردانه و پس از جابجایی برادران زن بالاتر از مرد در جایگاه زنی قدرتمند و دانا به سادگی آن حس را به تماشاگر میرساند. اثر «جیرانی» با چشمپوشی از ایرادات فیلمنامه و با تکیه بر فرم و سبک خود بسیار زیباست و امید که بر پردۀ سینمای ایران آثار بیشتری از این دست دیده شود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- ویژگیهای تفکری که سینما را از بنبست و سکون نجات داد
- یادداشت فریدون جیرانی درباره وضعیت سینمای اجتماعی؛ باور تغییر باورها
- فریدون جیرانی رئیس کانون کارگردانان شد
- در نشست «بررسی سینمای اجتماعی» مطرح شد؛ سینمای اجتماعی زاییده تحولات اجتماعی و سیاسی جامعه است
- «بودن یا نبودن» و تبدیل خشونت به امید/ عیاری نمونهای از عیار شرافت در سینمای ایران است
- در نشست نقد و بررسی «آبادانیها» مطرح شد؛ نقش عیاری در زبان سینمایی و تحول آن بسیار موثر است/ «آبادانیها» عدالت اجتماعی را وارد سینما کرد
- نسخه مرمت شده «آبادانیها» در موزه سینما
- پیام کانون کارگردانان به مناسبت اولین سالگرد درگذشت کیومرث پور احمد
- گزارش مراسم رونمائی از کتاب «دندان گرگ»/ یک داستان حماسی شهری
- مردی برای همیشه/ در ستایش فریدون جیرانی
- فیلمساز کاشتنی نیست، نسل انقلابی هم ساختنی نیست/ گفت و گوی جیرانی با میرکریمی درباره فیلم «نگهبان شب»
- سینمای ایران؛ دگرگونی یا ویرانی؟/ جیرانی، عسگرپور، کثیریان و فرشباف از آینده فیلمسازی میگویند
- همزمان با آخرین پاتوق فیلم کوتاه در تابستان ۱۴۰۱؛ پوستر سیونهمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران رونمایی میشود
- چرا لمپنها به سینما بازگشتند؟ | فریدون جیرانی: از باخت اصولگرایان در مجلس ششم شروع شد
- سینماگران هشدار دادند: بیکاری؛ بحران سینما در سال ۱۴۰۱/ آیا مدیران جدید میخواهند سینما را از ابتدا اختراع کنند؟!
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- درگذشت صدابردار جوان سینما
- اریک دین درگذشت
- سینماگران فرانسوی در مقابل هوش مصنوعی جبهه گرفتند
- نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم
- خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی
- معرفی فیلم «حقیقت و خیانت»/ نوبت شما محفوظ است
- از آقااسفندیار مُرده شورِ فیلم سینمایی «خواب تلخ» به آقای رئیسجمهور پزشکیان
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر





