اولین فیلم ناطق ایران «دختر لر» است که در سال ۱۳۱۲ تولید و در بمبئی ساخته شد. دختر لر، چون در هند تولید شده بعضی از بازیگران لهجه هندی دارند و گلنار بازیگر نقش اول فیلم دختر لر که باید نقشآفرین دختری با لهجه لری باشد لهجه غلیظ کرمانی دارد!
تقریبا ۱۲۰ سال از پیدایش سینما میگذرد. در اوایل فیلمها صامت بودند و ۵ سال بعد از ساخت اولین فیلم، صدا پا به میدان گذاشت و فیلمهایی با موسیقی و صداگذاری ایجاد شد. ایران از سالهای اولیه تاریخ سینما در این هنر وارد شد و ۸۵ سال پیش اولین فیلم ناطق سینمای ایران یعنی «دختر لر» به کارگردانی اردشیر ایرانی پا به عرصه گذاشت.اردشیر ایرانی فیلمهایش را در هند میساخت و در ایران عرضه میکرد.
این ساخت فیلم در هند، در لهجه بازیگران فیلم مشهود است. در فیلم دختر لر ما داستانی را میبینیم که ذکر دلدادگی گلنار و جعفر است.
فضای داستان خوزستان است. جعفر که مأمور دولتی است در راه خوزستان در یک قهوه خانه با گلنار آشنا میشود. پدر گلنار تاجر بوده و در حمله قلی خان راهزن و ایادیش در غارت شهرشان اسیر دزدان شده و حالا کار گلنار به رقاصگی در قهوه خانه بین راه خوزستان کشیده شده است. جعفر و گلنار به تدریج به هم علاقهمند شده و به کمک یکدیگر محل اختفای قلی خان و یارانش را یافته و آنها را گرفتار میکنند و به شرارت در این منطقه خاتمه میدهند.
روحانگیز (صدیقه) سامینژاد اولین بازیگر زن سینمای ناطق ایران است. او متولد ۱۲۹۵ در شهرستان بم کرمان است. ۱۳ ساله بود که ازدواج کرد و در استودیو امپریال مشغول کار شد و با همسرش راهی هندوستان شد. روحانگیز یک سال پس از دختر لر در فیلم شیرین و فرهاد نیز نقشآفرینی کرد.
سامینژاد در دختر لر حجاب نداشته است این امر باعث انتقاد زیاد از او شد این امر مشکلات خانوادگی هم برای او ایجاد کرد. او از سختیهای بعد از اکران فیلمهایش در مستندی به نام «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» گفت که در ۱۳۴۹ ساخته شده بود.
بخشی از این سختیها از زبان او این بود که به دلیل مشکلات پیش آمده همه جا همراه با محافظ میرفته تا مبادا مردم به او سنگ پرتاب کنند. روحانگیز این خاطرات را همراه با اشکهایی بیان میکرد که راوی این مصائب بود.

بازیگر مقابل سامی نژاد در اولین فیلم ناطق ایران، عبدالحسین خان شیروانی معروف به سپنتا بود. او شاعر، نویسنده و روزنامهنگار بود که در نیمه دوم دهه ۱۳۰۰ با هدف تحقیق در زمینه هنر و فرهنگ ایران باستان به هند رفت. او در نهایت تصمیم گرفت وارد دنیای سینما شود و این کار را با نوشتن فیلمنامه «دختر لر» انجام داد.
سپنتا پس از نوشتن فیلمنامه «دختر لر» سامینژاد را برای بازی در نقش گلنار انتخاب کرد و در نهایت خودش نیز به نقش جعفر ظاهر شد. انتخاب سامینژاد بیشتر به این خاطر بود که هیچ زنی قبول نمیکرد جلوی دوربین برود، چرا که آن زمان زنان در حجاب کامل بودند. ضمن اینکه خیلیها استعداد این کار را نداشتند.

سامینژاد بازی در «دختر لر» را پذیرفت و با سپنتا قراردادی چهل روزه امضا کرد، اما به دلیل نهایی نبودن فیلمنامه، دیالوگها و امکانات فیلمبرداری، کار ساختن فیلم هفت ماه طول کشید. ضمن اینکه سپنتا به خاطر لهجه غلیظ کرمانی سامینژاد ناچار شد داستان «دختر لر» را به گونهای تغییر دهد تا موضوع آن مربوط به ایالات و قدرت حکومت مرکزی ایران باشد.
در نهایت «دختر لر» پس از مشکلات بسیار آبانماه سال ۱۳۱۲ در سینما مایاک و سپه که دو سینمای معروف آن زمان تهران بودند، به نمایش عمومی درآمد و مورد استقبال قرار گرفت.
استقبال از فیلم غیرقابل پیش بینی بود. همین استقبال نجات بخش صنعت نوپای سینمای ایران شد. بی گمان بازی دختر جوانی با لهجه غلیظ کرمانی در نقش گلنار دختر لر خوزستانی که دلاورانه با راهزنان میجنگد، در فروش بی نظیر این فیلم موثر افتاده بود.

سرانجام دو بازیگر اصلی دختر لر
سامینژاد سه بار ازدواج کرد، ولی هر سه ناموفق بود و او پایان عمرش بدون فرزند و تنها بود. او در ۱۳۷۶ در سن ۸۱ سالگی در تهران درگذشت. او پس از بازگشت به ایران تحصیلاتش را ادامه داد و پرستار شد و دیگر در سینما فعالیتی نکرد.
سپنتا نیز در ۱۳۴۸ در اصفهان درگذشت و در آرامگاه خانوادگیاش به خاک سپرده شد. از او آثار بسیاری مانده که همگی مرتبط با سینما نیست چراکه او دلمشغولیهای بسیار دیگری نیز داشت. از آثار او میتوان به مجموعهٔ سخنوران دوران پهلوی و مجموعه اشعار ملی ایران اشاره کرد.
منبع:فرادید
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظرات شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه






یادشان گرامی باد و روحشان شاد باشد و در آرامش ابدی باد