فاطمه گودرزی عوض نشده، شاید روزگار عوض شده باشد، شاید شرایط تغییر کرده باشد، شاید در این چند سالی که این بازیگر را می شناسم، او گاهی در اوج بوده و گاهی آرام به کارش ادامه داده و هر وقت نقش خوبی به او داده اند، تلاش کرده به بهترین شکل اجرایش کند اما خلق و خو و و آنچه به سبک زندگی و مرام یک آدم بستگی دارد، در گودرزی تغییر نکرده. همه اینها باعث شده تا شخصیت او را دوست داشته باشم، آهسته و پیوسته رفتنش را دوست دارم، بدون حاشیه کار و زندگی کردنش را دوست دارم.
آن زمان ها که گوشی های همراه باب نبود و به فراوانی امروز نبود ما شماره تلفن خانه بازیگران را داشتیم. یادم هست هر زمان شماره خانه اش را گرفتم اگر بود، جواب سوالاتم را داد. با حوصله؛ نه گفت شما شماره خانه مرا از کجا پیدا کرده اید؟ نه گفت خانم من در حال استراحتم و نه هیچ اما و اگر دیگری. مثل الان که هر زمان به او تلفن کرده ام اگر وقت داشته و سر صحنه و پلان نبوده، جوابم را داده، مثل گذشته مهربان و صبور و مودب. منی که سال هاست به مناسبت های مختلف با این بازیگر در تماس بوده ام، می دانم ثبات شخصیت او چقدر دوست داشتنی و قابل احترام است.
اولین بار که او را از نزدیک دیدم در یک جشنواره بود که در جزیره کیش برگزار می شد (یادم نیست کدام جشنواره) سینماگران زیادی بودند، از میان آنها فریماه فرجامی را یادم هست، درست آن دوره ای بود که داشت به مرز نابودی نزدیک می شد و من شگفت زده نگاهش می کردم که آن همه زیبایی و وقاری که در فیلم های پرده آخر و سرب از او دیده بودم، الان کجاست؟ زنده یاد عسل بدیعی هم بود. با چشمانی غمگین، با همسرش فریبرز عرب نیا آمده بود. عرب نیا مدام می رفت غواصی و بدیعی همه وقتش را با دیگر مهمان ها پر می کرد. یادم هست یک روز دیدمش تنها رو به دریا نشسته بود، خیره به افق انگار نه چیزی می دید و نه چیزی می شنید. فاطمه گودرزی هم بود. با انرژی، خوش تیپ، نجیب و به غایت مهربان. چنان با من -که تا حالا او را ندیده بودم-گرم گرفت که انگار سال هاست مرا می شناسد. بازیگری با این حجم از روابط عمومی اجتماعی بی نظیر بود و حالا می گویم ثبات شخصیت او بی نظیر است، سال هاست او را می شناسم و بارها و بارها با او هم صحبت شده ام.
دیروز که به گودرزی تلفن کردم، در چند لحظه کوتاه اولیه و سلام و احوالپرسی همه خاطراتی را که از او دارم در ذهنم مرور شد. صدایش از پشت تلفن مرا برد به جزیره کیش و اولین سلام و احوالپرسی که با هم داشتیم. سال ها گذشته اما او همچنان با انرژی ست. همچنان مهربان است و حالا ۵۵سالگی را تمام کرده، اعتماد به نفسش آنچنان است که از کلماتش می فهمم از مسیری که در این سال ها طی کرده، راضی است و الان حالش خیلی خوب است، حال خوبی که آرزوی همه ماست.
وقتی از او حس و حالش را درباره روز تولدش می پرسم، می گوید: عالی ! از چند روز قبل همین جوری پیام های تبریک به من می رسد و مسلما با این همه حس خوب و انرژی مثبت حال منم خوب می شود.
می گویم به تیرماهی ها صفات زیادی را نسبت می دهند، احساساتی، تند مزاج، خرج و دخل معقولانه و… آیا شما این صفات را دارید؟ می خندد و می گوید: بیشترش را دارم اما سرم زیاد توی حساب و کتاب نیست! اما این که می گویند تیرماهی ها خوش قلب هستند و با انرژی و مهربان را قبول دارم.
با خنده حرفم را قطع می کند…؛ «هر چند قرار است مادر شوهر شوم اما هنوز جوانم، با دختر و پسر جوانم ورزش می کنم و همان انرژی که آنها دارند را من هم دارم. پیری یا میانسالی برای هر کسی تعریفی دارد و قرار داد ذهنی است.به باور من میانسالی آدم ها چه خانم چه آقا بهترین دوره زندگی است.اما چون خانم ها حساس ترند این را می گویم که اگر برنامه ریزی مناسبی برای این دوره داشته باشند، بهترین دوره زندگی خواهد بود، ورزش، بهترین روش برای شاداب نگه داشتن جسم و بالا بردن روحیه است.هیچ بهانه ای را هم برای ورزش نکردن قبول ندارم. باشگاه نمی توانید، بروید در خانه که می توانید ورزش کنید، پیاده روی که بهترین ورزش و کاملا مجانی است.
برنامه ریزی بهترین راه با انگیزه ماندن است.حتما نباید یک کار بزرگ و مهم انجام داد، آشپزی کنید، غذاهای خوشمزه بپزید و در پخت آنها خلاقیت داشته باشید.نگهداری گلدان در خانه که اما و اگر ندارد.
همراهی با دیگران و تا جایی که امکان دارد کمک به دیگران که از دست همه ما ساخته است. دوست داشتن دیگران و محبت کردن به آنها حال خودمان را هم خوب می کند.مگر نمی گوییم از هر دست بدهی از همان دست هم می گیری؟ محبت کنید تا محبت ببینید. دوست داشته باشید تا دوستتان داشته باشند.شبکه های اجتماعی همان قدر که می تواند مخرب باشد، مفید هم می تواند باشد. سال هاست در اینستاگرام فعالم، محبتی که از این فضا از مردم می گیرم بی نظیر است.حالم را خوب می کند.تا حالا نشده پستی به اشتراک بگذارم که به من حمله کنند. مراقبم با عکس یا متنی در شرایطی که می دانم مردم آسیب پذیر شده اند، آنها را عصبانی نکنم.همیشه کنار مردم بوده ام و هیچ وقت بین خودم و آنها مرزی و خطی قرار نداده ام. دوستشان دارم،دوستم دارند.برای همین است به قطع و یقین می گویم، محبوبیت مهم تر از شهرت است، هیچ وقت دنبال شهرت نبوده و نیستم.»
می گوید: «همه ما در زندگی اشتباهاتی داریم، اما نکته اینجاست که بپذیریم در آن زمان و در آن شرایط بهترین عمل و عکس العمل را داشته ایم. شاید الان به نظرمان اشتباه باشند، اما مسلما در آن زمان خاص کار درست را انجام داده ایم؛ بنا به شرایط.اشتباه داشته ام اما خودم را محکوم نمی کنم و بی خود و بی جهت به خودم برچسب های منفی نمی زنم.»
ثبات شخصیت فاطمه گودرزی را دوست دارم. از آن آدم هایی است که از همان اول سنگ بنا را درست گذاشته، هر جا لازم بوده اصلاحاتی انجام داده اما زیربنای رفتار شخصی و کاری اش درست بوده. تولدتان مبارک خانم گودرزی
جام جم
لینک کوتاه
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد





