
۱ گرفتاری های ریز و درشتی گریبان ما را گرفته است و رهایی از آنها به سادگی ممکن نیست. چون نمی خواهیم رهایی از آنها را. چون نمی دانیم و نچشیده ایم حظ و لذتِ زیستن بدون این طناب های سفت و سمج را، اما اگر بخواهیم و بکوشیم تا به پالایشی بنیادین و ریشه ای در درون و بویژه در انگاره های پوسیده و متصلب خویش که به عقب ماندگی فکری و کوته بینی فرهنگی و اجتماعی ما انجامیده است دست بزنیم و از رنج و درد ریشه کنی آنها واهمه و نگرانی نداشته باشیم آنگاه خواهیم دانست که بدون این کژتابی های فکری و روانی و گزاره های نادرستی که به بت های ذهنی و خدایان دروغین ما تبدیل شده اند، جهان درون و بیرونمان زیباتر، دلنشین تر، عقلانی تر و توحیدی تر می شود. این بت شکنی پیوسته، کار دشواری است. چراکه همگی (کم یا زیاد) پابند نفس عربده جوی خویشیم و خود را از هر گمان و اندیشه ی ناروا و رفتار نادرست و سخن آسیب زننده و اهریمنی، پاک و مبرا می دانیم و چنین می شود که «همچنان دوره می کنیم…» و زمانی به خود می آییم که: «و ناگهان چقدر زود دیر می شود.»
۲ یکی از این گرفتاری های درشت و بزرگی که از پیشترها دچارش بوده ایم و اکنون شدیدتر در بندش اسیریم پیرایه ها و آلودگی های سنگین و خُردکننده ای است که حوزه و فضای روشنفکری و نقد فرهنگی و هنری ما را در دام سیاه خود به بند کشیده است. (می دانیم که جریان روشنفکری در ایران، بیمار و ناقص الخلقه به دنیا آمد و از همان آغاز به جای قرار داشتن در جبهه ی مردم و منافع ملی و تلاش برای تعالی واقعی، بومی و ملی، به نسخه های غیرملی چشم دوخته بود و پیش و بیش از آن که ایرانی بیندیشد و متکی بر تاریخ و فرهنگ و هویت و سرشت ملی باشد، همه دین و دنیای خود را به بریتانیا و نماینده اش در منطقه یعنی کمپانی هند شرقی فروخته بود و با گذشت زمان و به درستی، به «روشنفکر نمایی» تعبیر شد و می شود.)
اکنون با سوگ و دردی جانکاه باید بپذیریم که روشنفکرنمایان با رفتار و گفتار و نوشتار بیمار و خودانگارشان، فضیلت و شرافت روشنفکری را (بیش از پیش) تا مرتبه ی نازل و کودکانه ی نق زدن های صد من یک غاز ساقط کرده اند و در نتیجه، از درنگ و واکاوی پدیده ها و حوزه های فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی به عنوان کنشی شریف و اصیل و روشنفکرانه، کمتر می توان سراغ و نشان گرفت. همچنین، جریان شرح و تفسیر و نقد فرهنگی و هنری شریف و اصیل، لاغر و کم جان شده است و در برابر، کج بینی و یاوه گویی های پرطمطراق در زرورق فریبنده ی «نقد سلبی»، انشاهای دبستانی در پوشش اغواگر «نقد تند و تیز»، نفرت پراکنی و هتاکی و دروغ بافی برای جلب توجه و نام و شهرت و نیز غوغاسالاری بی مایگان، جای نقد و تحلیل و بررسی و کندوکاو دانشورانه ی عرصه ها و محصولات فرهنگی و هنری را گرفته است و شگفت آن که اسیرانِ دست و پا بسته ی مشهوراتِ خودساخته و بندگانِ «هُبَل» های بزک شده و مدرن، هیچ شان آگاهی نیست که بر سرشان چه آمده است و کنش ها و واکنش های شان نه از سر خرد و دانش و آگاهی فرهنگی و هنری که برخاسته از نادانی مضاعفی است که آنها را به کوره راه یک گمراهی بی انتها می کشاند، دامن فرهنگ و هنر را می آلاید، فرصت ها و موقعیت های خجسته ی فراشدن را زخمی می کند، بذر نفرت و دشمنی می پاشد، به بی اخلاقی و بداخلاقی دامن می زند و مجال های گلگشت و تماشای زیبایی و آفاق روشن را از نسل نو می دزدد و زشت ترین و بی آبروترین دزدی و راهزنی، دزدیدن چشم ها برای دیدن زیبایی است.
*منتقد سینما
روزنامه جام جم، شماره ۴۷۷۲ به تاریخ ۸/۱۲/۹۵، صفحه ۱۲ (سینما)
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- همایون اسعدیان: نمیدانم چرا وزیر ارشاد دوست دارد هر هفته حرف بزند؟/مسئولین شبها مسابقه دارند که فردا چه بگوییم تا مردم بیشتر عصبانی شوند!
- نگاهی تحلیلی به سینمای رسول ملاقلیپور در موزه سینما
- پاسخ اکبر نبوی به اظهارات بهروز افخمی/ «گبه» مخملباف با توافق جمعی به اسکار رفت
- سیاست دروغ و فریب در یک پلان/انتقاد تند اکبر نبوی از دولت روحانی
- پخش سری جدید «کافه فیلم» با حضور ضیاءالدین دری
- چرا انتخاب مهران مدیری برای اجرای «هفت» درست است؟
- تلویزیون برای جشنواره فیلم فجر چه میکند/ ۴ برنامه با چند رویکرد/ بلاتکلیفی هفت
- وحید جلیلی: فیلم های اخیر حاتمی کیا بایکوت شده اند
- جمال شورجه: سه فیلمنامه درباره سینمای مقاومت روی دستم مانده است
- اکبر نبوی: در آن زمان نگذاشتیم استقلال شورا را زیر سوال ببرند
- توضیحات رییس سازمان سینمایی درباره جشنوارههای فجر
- بررسی ابعاد راه اندازی هنر و تجربه/ دفاع از حق اقلیت در مقابل اکثریت
- بعد از فوق لیسانس بازیگری، تازه به کارگاه آموزشی میآیند
- میرکریمی: آوینی اگر زنده بود، به مخاطب جهانی فکر میکرد
- روایت اکبر نبوی از مدیریت ایوبی و شمقدری و جریان های خانه سینما
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





